بسم الله الرحمن الرحیم )حقيقت را به هر دوري ظهوري است( سرلوحه: ما در اينجا جمع مي شويم تا با نهايت احترام و ادب نظرات و تفكرات خود را در مورد مسائل مطرح شده ارائه دهيم. در عين حالي كه به وحدت اصرار مي ورزيم اما حرف و عقيده خودمان را كتمان نميكنيم و بازگو خواهيم كرد.
سردبير
شوخي يا جدي!
بدان اي عزيز حقيقت جو كه من اين مختصر نه براي معرفي سايت بلكه براي معرفي ديدگاهم، از سويداي دلم بر اين صفحات مجازي آورده ام و تو را تشنه كام درياي منطق و استدلال پنداشته ام. اميد است كه منطق را بر تعصب پيشي دهي. و اگر چنين نكني بيم آن دارم كه تا ابدالدهر در خسران و زيان بماني.
تماس با سردبير:
09354201647
با تشكر: مصطفي جوادي نسب
اولا: دوست عزیز بابت اینکه شما روایات شیعه رو قبول ندارید من متن کلام جناب طبری مورخ بزرگ اهل سنت رو براتون بیان میکنم.
طبری در تاریخ خویش زمانی که از زنان جناب عمر می نویسد چنین می نویسد:
(مداینی گوید: ام کلثوم دختر ابوبکر را نیز به زنی خواست که صغیر بود و درباره وی کس پیش عایشه فرستاد که با ام کلثوم گفت : (اختیار با تو است)
گفت: مرا با او کاری نیست
گفت: امیر مومنان را نمی خواهی؟
گفت: نه، معاشش ساده است و با زنان سختگیر است.
عایشه کس از پی عمرو بن عاص فرستاد و قصه را با وی گفت.
گفت: درست می کنم
آنگاه پیش عمر رفت و گفت: ای امیر مومنان خبری شنیده ام که خدا نکند.
عمر گفت: چیست؟
گفت: ام کلثوم دختر ابوبکر را به زنی خواسته ای؟
گفت: بله، مرا برای او نمی پسندی، یا او را برای من نمی پسندی؟
گفت: هیچکدام ولی او نو سال است و در سایه امیر مومنان با ملایمت و مدارا بزرگ شده و تو تندخویی و ما از تو میترسیم و نمی توانیم هیچیک از خوی های تو را بگردانیم، وقتی او با تو درباره چیزی مخالفت کند با وی سختی کنی و با فرزند ابوبکر رفتاری کنی که حق تو نیست.
گفت: عایشه چه می شود من با او سخن گفته ام.
گفت: عایشه با من، و بهتر از او به تو نشان می دهم: ام کلثوم دختر علی بن ابیطالب که به وسیله او با پیمبر خدا خویشاوند شوی.
اما در ادامه ام کلثوم بنت علی را جزو زنان عمر نمی شمارد و این بحث را با کلام مداینی تمام می نماید.
مداینی گوید: ام امان دختر عتبه بن ربیعه را نیز به زنی خواست که او را نپسندید و گفت: درش را می بندد، خیرش به کسی نمی رسد و عبوس می آید و عبوس می رود.
و نامی از ام کلثوم بنت علی به عنوان همسر عمر در این بحث دیده نمی شود.
منابع:
تاریح طبری ج2 ص564-دارالکتب العلمیه
تاریخ طبری ج5 ص2534-انتشارات بنیاد فرهنگ ایران
ثانیا: جنابعالی جوری می گویید که اگر کسی تا به امروز این مباحث را مطالعه نکرده باشد فکر میکند تنها کتاب اغانی این مطلب را بیان کرده است. بنده چون شما یه کم روشن بشید چند تا سند از اهل سنت ذکر میکنم که انشالله مفید باشد براتون.
شرح نهج البلاغة|ابن أبي الحديد|12|656|مصادر حديث سنى - عام|محمد أبو الفضل إبراهيم||||مؤسسة إسماعيليان للطباعة والنشر والتوزيع||
كنز العمال|المتقي الهندي|13|975|مصادر حديث سنى - عام|ضبط وتفسير : الشيخ بكري حياني / تصحيح وفهرسة : الشيخ صفوة السقا||1409 - 1989 م||مؤسسة الرسالة - بيروت - لبنان||
تاريخ مدينة دمشق|ابن عساكر|25|571|مهمترين مصادر رجال سنى|علي شيري||1415|دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان|دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان||
ثالثا: چه کسی آبروی شیعه و علی بن ابیطالب را برده است؟
شیعه یا روایات اهل سنت؟
دوست گرامی آیا تا به امروز روایات کتب خویش در این مورد را خوانده اید؟
بنده برای نمونه به روایتی اشاره میکنم.
از ابی عمر مقدسی:
عمر از علی دخترش ام کلثوم را خواستگاری کرد. علی سن کم او را یادآور شد. به عمر گفتند: او تو را رد کرد. عمر خواسته اش را دوباره بر زبان آورد. علی به او گفت: او را سویت می فرستم. اگر پسندیدی زنت باشد. آنگاه ام کلثوم را پیش عمر فرستاد. عمر جامه را از ساق پایش بالا زد و آن را نمایان کرد.
ام کلثوم گفت: دست بردار. اگر امیرالمومنین نبودی با مشت به چشمت میزدم.
((الاصابه ج8ص645))
حال یک سوال؟
آیا این توهین به علی بن ابیطالب نیست؟
دو صورت دارد؟
الف: توهین هست. پس باید کسی که چنین روایت مطرودی را بیان میکند مواخذه شود.
ب: توهین نیست. خب اهل سنت می گویند عدالت صحابه درسته؟
اهل سنت می گویند پیامبر فرمود: (( یاران من مانند ستارگان هستند به هر کدام اقتدا کنید هدایت خواهید شد.))
من میخوام به عمر بن خطاب اقتدا کنم. دوستان اهل سنت دخترشون رو بفرستند نزد بنده میخواهم به عمر بن خطاب اقتدا کنم.
حرف بدی زدم؟
اگر حرف بدی هست چرا برای این داستان بد نیست. ولی برای شما بده؟
رابعا: در مورد ازدواج عمر با ام کلثوم دختر جرول
برخي از مورخان مادر زيد بن عمربن خطاب را امّكلثوم دختر جرول دانستهاند، لذا ممكن است تشابه اسمي باعث شده باشد كه آن را به دختر اميرالمؤمنين(ع) نسبت دهند.
طبري ميگويد: مادرِ زيد اصغر و عبيدالله كه در جنگ صفين همراه معاويه كشته شدند، امّكلثوم دختر جرول بوده است كه اسلام بين او و عمر جدايي انداخت.»
((تاريخ طبري، ج 3، ص 269؛
كامل ابن اثير، ج 3، ص 28.))
اغلب مورخان موضوع ازدواج امّكلثوم، دختر جرول را با عمر بن خطاب در جاهليّت نقل كردهاند.
((الاعصابة، ج 4، ص 491؛
صفة الصفوة، ص 116
تاريخ المدينة المنورة، ج 2، ص 659.))
خب دوست گرامی روشن شد.
سندهایی که ذکر کردیم از کتب اهل سنت هست و ربطی به منابع شیعه ندارد.
---------------------------------------
متن مقاله برادر اهل سنت:
شیعه ادامه میدهد:
خامساً: حقایق تاریخى، دروغ بودن این جریان را به اثبات مى رساند آنجا كه مى گویند پس از رحلت عمر محمد بن جعفر و پس از مرگ او برادرش عون بن جعفر با او ازدواج كرد. در حالیكه: خود همان تاریخ تصریح دارد كه این دو برادر در جنگ تستر ـ كه در زمان عمربود ،كشته شدند
استیعاب 3: 423 و 315، تاریخ طبرى 4: 213 ـ الكامل فی التاریخ 2: 546.
سادساً: مدعى هستند پس از این دو برادر عبدالله بن جعفر، ـ برادر سوم ـ با او ازدواج كرد. در حالیكه او با زینب ازدواج كرده بود ـ و او را داشت ـ آیا او جمع بین الاختین كرده است؟
الطبقات الكبرى 8: 462.
پاسخ اهل سنت
واقدی نوشته که محمد بن عون در تستر شهید شده اما جالب اینکه او هم منکر عروسی عمر و ام کلثوم نیست، بلکه به این عروسی اشاره دارد .
اما دیگران این را نمیگویند گفته شده که محمد بن عون تا بعد صفین زنده بوده و دارقطنی مینویسد محمد بن جعفر در جنگ صفین در رکاب علی میجنگیده و در همان جنگ کشته شده است.
مرزبانی درمعجم شعرا عقیده دارد که او بعد از صفین هم زنده بوده است.
آنچه که ثابت است این است که ام کلثوم بعد از وفات حضرت عمر با فرزندان جعفر بن ابی طالب عروسی کرده است ولی دقیقا معلوم نیست که با دوتای آنها عروسی کرده یا باهر سه آنها.
احتمال بیشتر این است که پس از وفات حضرت عمر، همسر عون بن جعفر شده پس از وفات عون، برادرش محمد او را بزنی گرفته و سال های آخر عمرش، همسر برادر بزرگتر آندو یعنی عبدالله بن جعفر بوده است.
و اینکه شیعه میگوید عبدالله شوهر زینب بن علی بوده، پس نمیتوانسته شوهر خواهر زینب ،یعنی ام کلثوم هم باشد, آسانی قابل جواب است:
عبدالله ابن عمر ،بعد از وفات زینب با ام کلثوم عروسی نموده و این نوع جمع کردن بین دو خواهر ،در اسلام این جایز است
---------------------------------
پاسخ مدیر سایت:
دوست عزیز و گرامی چون شما اصلا کتب شیعه رو قبول ندارید از همین رو بنده چند تا سند از کتب اهل سنت براتون میدم که نویسنده هاش جزو بزرگان علمای اهل سنت هستند:
الاستيعاب - ابن عبد البر - ج 3 - ص 1247
استشهد عون بن جعفر وأخوه محمد بن جعفر بتستر ولا عقب له
الاستيعاب|ابن عبد البر|3|463|مصادر حديث سنى - عام|علي محمد البجاوي|الأولى|1412|بيروت - دار الجيل|دار الجيل||
الإصابة|ابن حجر|4|852|مهمترين مصادر رجال سنى|الشيخ عادل أحمد عبد الموجود ، الشيخ علي محمد معوض|الأولى|1415||دار الكتب العلمية . بيروت||
أسد الغابة|ابن الأثير|4|630|مهمترين مصادر رجال سنى|||||دار الكتاب العربي - بيروت - لبنان||انتشارات إسماعيليان - طهران
تاريخ الإسلام|الذهبي|3|748|مصادر تاريخ|د. عمر عبد السلام تدمرى|الأولى|1407 - 1987م|لبنان/ بيروت - دار الكتاب العربي|دار الكتاب العربي||
سبل الهدى والرشاد|الصالحي الشامي|11|942|مصادر سيره پيامبر وائمه|تحقيق وتعليق : الشيخ عادل أحمد عبد الموجود ، الشيخ علي محمد معوض|الأولى|1414 - 1993 م||دار الكتب العلمية - بيروت - لبنان||
پس اجازه هست بنده بگویم که علمای خودتان می گویند که این دو برادر در تستر شهید شده اند؟
دوست گرامی جمهور علمای شما مولد شهادت این دو برادر را جنگ تستر خوانده اند.
نکته جالب اینکه علمای خودتان فرموده اند: که زینب یا سال 62 زنده بوده است و این در حالی است که می گویند ام کلثوم سال 50 از دنیا رفته است:
وفات او را حدود سال پنجاه هجری دانستهاند.
الوافی بالوفیات(24ج)، ج24، ص272؛ تحقیق احمد الارناؤت ـ ترکی مصطفی, داراحیاء التراث العربی, بیروت, 1420ق، 2000م,
العبر، ج5، ص369
خب حالا شما بگویید این همه تناقض چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟