بسم الله الرحمن الرحیم )حقيقت را به هر دوري ظهوري است( سرلوحه: ما در اينجا جمع مي شويم تا با نهايت احترام و ادب نظرات و تفكرات خود را در مورد مسائل مطرح شده ارائه دهيم. در عين حالي كه به وحدت اصرار مي ورزيم اما حرف و عقيده خودمان را كتمان نميكنيم و بازگو خواهيم كرد.
سردبير
شوخي يا جدي!
بدان اي عزيز حقيقت جو كه من اين مختصر نه براي معرفي سايت بلكه براي معرفي ديدگاهم، از سويداي دلم بر اين صفحات مجازي آورده ام و تو را تشنه كام درياي منطق و استدلال پنداشته ام. اميد است كه منطق را بر تعصب پيشي دهي. و اگر چنين نكني بيم آن دارم كه تا ابدالدهر در خسران و زيان بماني.
تماس با سردبير:
09354201647
با تشكر: مصطفي جوادي نسب
وقتی كه هنوز شیعه بودم ،یكبار كتاب اصول كافی ( مهم ترین كتاب شیعه) را مطالعه کردم، در فصلی از این کتاب، به احادیثی رسیدم که از عروسی حضرت عمر و دختر حضرت علی سخن میگفت. هنوز هم بعد از گذشت سالهای دراز ،یک حدیث از آن کتاب را به خاطر دارم :
پرسنده ای از امام صادق پرسید آیا عروسی ام کلثوم با عمر راست است؟ امام جواب داد بله این فرجی ( آلت تناسلیی!!! )بود از ما غصب شده ( یا دزدیده شده است ) اما شیعه امروزی حرف عجیبی میزند، میگوید داستان این عروسی دروغ است.
میدانیم که شیعه همه اصول کافی را قبول ندارد، ولی شیعه در همان حال مبهم صحبت میکند، یعنی اگر این روایت را قبول ندارد ،پس چرا سخن راویان این روایت را در موضوعات دیگر قبول دارد؟!!
پس چرا هرگز حاضر نشده اصول کافی تصحیح شده خود را بما نشان دهد تا بدانیم که باید به کدام حدیث آنها استناد کنیم وبه کدام نکنیم ....؟!!
اما آنها هرگز حاضر به صراحت گویی و شفاف سازی نیستند و این خود عیب پاک نشدنی در مذهب شیعه است.
بعد از این مقدمه بیایید ببینیم شیعه به چه دلایلی این حقیقت تاریخی ( عروسی دختر علی با عمر رضی الله عنهما) فرار میکند ؟
--------------------------------
پاسخ مدیر سایت به محمد باقر سجودی:
دوست عزیز و گرامی مطلبی که فرمودید را بنده بیان می نمایم:
از برخي روايات استفاده ميشود كه خواستگاري با تهديد و ارعاب بوده است.
كليني از امام صادق(ع) در مورد ازدواج امّكلثوم نقل ميكند كه حضرت فرمود: «وي زني از زنان ما بود كه غاصبانه به ازدواج ديگري درآمد... .»
((كافي، ج 5، ص 436.))
شيخ مفيد(ره) ميفرمايد: «اميرالمؤمنين(ع) به دليل تهديد عمر و در امان نبودن جان خود و شيعيانش، از روي ضرورت، و ناچاري تن به اين امر داد و همانگونه كه در جاي خود گفتهايم، ضرورت اظهار كلمه كفر را مشروع ميكند؛ خداوند متعال ميفرمايد: (اِلاّ مَنْ اُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالاْيِمانِ.)
((مسائل سرويه، ص 92))
خب دوست گرامی اگر شما این نظریه را قبول کنید هیچ افتخاری برای جناب عمر نیست بلکه جناب عمر باید بازخواست شود. البته جناب عمر بن خطاب سابقه داشته اند که به زور ازدواج کنند. داستان ازدواج با عاتکه را خوانده اید؟
«عاتكه» بنت زيد، همسر عبدالله بن ابى بكر بود. «عبدالله» به او مال فراوانى بخشيد كه پس از وى ازدواج نكند; او نيز پذيرفت. پس از مرگ عبدالله مردانى به خواستگارى آن زن آمدند، ولى وى بر سر پيمانش بود و به آنها جواب منفى داد. خليفه دوم به ولىّ آن زن گفت: او را براى من خواستگارى كن. عاتكه، خليفه را نيز جواب ردّ داد. اين بار عمر به ولىّ آن زن فرمان داد كه او را به ازدواج من درآور (فقال عمر: زوّجنيها!) او نيز به دستور عمر عمل كرد... .
عمر بر آن زن وارد شد (و چون زن ميلى به او نداشت، از اجابت دعوتش امتناع مى كرد، لذا) با آن زن درگير شد، تا بر او غلبه كرد و با او همبستر شد. (فأتاها عمر فدخل عليها فعاركها حتّى غلبها على نفسها فنكحها).
خليفه دوم پس از پايان كار، گفت: «اُفّ، اُفّ، اُفّ; اُف، اُف، اُف». (با اين كلمات) از آن زن ابراز انزجار كرد و سپس از آنجا خارج شد و به نزد او نيامد; تا آنكه خدمتكار آن زن، براى عمر پيام فرستاد كه بيا، من او را براى تو آماده مى كنم.
متن روایات:
كنز العمال - المتقي الهندي - ج 13 - ص 633
عن علي بن يزيد أن عاتكة بنت زيد كانت تحت عبد الله بن أبي بكر فمات عنها واشترط عليها ألا تزوج بعده ، فتبتلت وجعت لا تزوج ، وجعل الرجال يخطبونها وجعلت تأبى ، فقال عمر لوليها : اذكرني لها ، فذكره لها فأبت على عمر أيضا ، فقال عمر : زوجنيها : فزوجه إياها ، فأتاها عمر فدخل عليها فعاركها حتى غلبها على نفسها فنكحها ، فلم فرغ قال : أف أف أف أفف بها ثم خرج من عندها وتركها لا يأتيها ، فأرسلت إليه مولاة لها أن نعال فاني سأتهيأ لك
أخبرنا علي بن زيد أن عاتكة بنت زيد كانت تحت عبد الله بن أبي بكر فمات عنها واشترط عليها أن لا تزوج بعده فتبتلت وجعلت لا تزوج وجعل الرجال يخطبونها وجعلت تأبى فقال عمر لوليها اذكرني لها فذكره لها فأبت عمر أيضا فقال عمر زوجنيها فزوجه إياها فأتاها عمر فدخل عليها فعاركها حتى غلبها على نفسها فنكحها فلما فرغ قال أف أف أف أفف بها ثم خرج من عندها وتركها لا يأتيها فأرسلت إليه مولاة لها أن تعال فإني سأتهيأ لك
جریان ازدواج عمربن الخطاب با ام كلثوم دختر حضرت على از اكاذیب و اساطیر است. چون اولا: در هیچ یك از صحاح ستة تفصیل جریان نیامده است
پاسخ اهل سنت:
بفرض که نیامده باشد باز دلیلی برای انکار نیست، زیرا کتب اهل سنت منحصر به 6 کتاب نیست و نبودن حدیثی در صحاح سته دلیل بر نادرست بودن آن روایت نیست، و همانطور برعکس، بودن حدیثی در 4 کتاب از آن 6 کتاب نیز، به تنهایی دلیل کافی برای درست بودن آن حدیث نیست.
اگر قرار میبود که ما کتاب حدیثی غیر از 6 کتاب را قبول نمیداشتیم، پس چرا اینهمه کتابهای حدیث داریم ؟ پس چرا شما، در بحث ها اشاره به کتاب های دیگر ما میکنید؟
--------------------------------
پاسخ مدیر سایت
دوست عزیز و گرامی میشه موضع رو مشخص کنید.
موقعی که بحث حدیث غدیر میشه. می گویید یکی از دلایلی که این حدیث واقعیت ندارد این می باشد که در صحیحین نیست. و هر چه به شما می گویند این مطلب در دیگر کتب اهل سنت هست می گویید صحیحین بالاتر هستند. ولی چرا حالا می گویید که دلیل نیست.
یا رومی روم یا زنگی زنگ
------------------------------------
متن مقاله برادر اهل سنت:
شیعه میگوید:
ثانیاً: به گفته بعضى از محققان اسلامى. حضرت على دخترى به نام ام كلثوم نداشته بلكه این كنیه حضرت زینب بوده است. و ایشان هم با عبدالله بن جعفر ازدواج كرده بودحیاة فاطمة الزهراء: 219 (باقر شریف قرشى رافضى) ـ و علل الشرائع ج1: 186 باب 149 ج 2
پاسخ اهل سنت
کتابهای شیعه برای ما ارزشی ندارد، زیرا علمای شما از دروغگوترین مردمان، در طول تاریخ بوده و هستند. عروسی عبدالله بن جعفر با زینب درست است، اما زینب وفات یافت و بعد از آن عبدالله با ام کلثوم عروسی کرد
---------------------------------------
پاسخ مدیر سایت:
دوست عزیز و گرامی میشه برای بنده بگویید زمان وفات زینب بنت علی کی هست؟
تاریخ وفات زینب:
الف:62
ب:65
تاریخ وفات ام کلثوم:
وفات او را حدود سال پنجاه هجری دانستهاند.
الصفدی, صلاحالدین، الوافی بالوفیات(24ج)، تحقیق احمد الارناؤت ـ ترکی مصطفی, داراحیاء التراث العربی, بیروت, 1420ق، 2000م, ج24، ص272؛ ابنخلدون
الوافی بالوفیات(24ج)، ج24، ص272؛ تحقیق احمد الارناؤت ـ ترکی مصطفی, داراحیاء التراث العربی, بیروت, 1420ق، 2000م, العبر، ج5، ص369
بنده فقط با سندهای اهل سنت با شما گفتگو میکنم که انشالله مفید باشد.
خب دوست عزیز اینم سندهای اهل سنت
----------------------
متن مقاله برادر اهل سنت:
شیعه در ادامه میگوید:
ثالثاً: تشابه اسمى شده، و عمر درخواست ازدواج با ام كلثوم دختر ابوبكر را كرده بود كه آن هم در ابتدا مورد موافقت قرار گرفت ولى پس از آن با مخالفت عائشه رو برگردید و انجام نشد. الأغانی 16: 103.
رابعاً: ازدواج عمر با زنى به نام ام كلثوم ـ محقق شده، ولى او دختر جرول مادر عبیدالله بن عمر است و ربطى به دختر حضرت على(رضی الله عنه) ندارد . سیر اعلام النبلاء (تاریخ خلفاء) 87.
پاسخ اهل سنت:
اولا اغانی كتابی است ادبی،و چنگ زدن به متن آن ،و برتری دادنش بر کتب حدیث ،نشانه عقل و هوش نیست
دوما حتی این دلیل نمیشود که ام کلثوم زن حضرت علی نباشد، زیرا ابوبکر دختری بنام ام کلثوم داشته و حضرت علی هم دختری به این نام داشته است.
اینکه عجیب نیست که نام دو زن از 8 زن حضرت عمر مشابه یکدیگر باشد و این دلیل نمیشود ما حدیث صحیح را رها کنیم ،تازه حدیث اذعان دارد که عمر هم شوهر ام کلثوم بنت علی بوده هم شوهر ام کلثوم بنت جرول و اشكالی هم ندارد كه از ام كلثوم سومی خواستگاری كرده باشد.
این که چیز عجیبی نیست
حضرت محمد هم دو زن بنام زینب داشته اند ، و یک دختر ایشان هم زینب نام داشت و نوه اش هم اسمش زینب بود.
حالا آیا تشابه اسمی میتواند دلیل شود که منکر سه زینب از این 4 زینب شویم؟
شیعه آبروی خود را برده با این دلیل آوری ..... یعنی تقصیر هم ندارد آخر با این داستانهای دروغی که درباره حضرت عمر و حضرت علی و شکستن پهلوی فاطمه توسط لگد عمر و از این حرفها گفته، حالا اگر آسمان هم زمین بیاید، نمیتواند قبول کند که علی به عمر ،دختر از بطن فاطمه را داده باشد. لذا این دلایل کودکانه چنگ میزند !
جالب است که سازندگان مذهب شیعه؛ مثلا کلینی در اصول کافی؛ جرات نکرده اند، منکر این عروسی شوند، و اقرار دارند به اینکه عمر داماد علی بود، اما شیعه امروزی گمان میکند گذر زمان پوشش خوبی برای انکار حقایق مسلم است