.
                        
 
 
گفتگوي آرام ميان شيعه و سني: تالار گفتمان
 

 
گفتگوي آرام ميان شيعه و سني :: نمايش موضوعات - پاسخ به شبهات وارده توسط سایت عق

پاسخ به شبهات وارده توسط سایت عق

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   گفتگوي آرام ميان شيعه و سني صفحه اول انجمن -> مناظرات شيعه و سني

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

saeman
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
8 مهر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7
امتياز: 962
تشکر کرده: 3
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 9 فروردين ماه ، 1389 13:45:10    موضوع مطلب: پاسخ به شبهات وارده توسط سایت عق پاسخ همراه با اعلان

[align=justify]
[size=18]-[size=24][align=center][size=24]پاسخ به شبهات وارده توسط سایت عقیده در مورد قدرت شنیدن اموات



سایت عقیده (اهل سنت)جزوه ای را تالیف کرده که در آن شبهاتی را در مورد شنیدن اموات وارد کرده وطی این جزوه خواسته قدرت شنیدن مردگان را با کمک گرفتن از قرآن وروایات زیر سوال ببرد و وزیارت قبور متبرکه توسط شیعه را تخطئه کند که من در این مقاله ابتدا شبهات وارده را به طور خلاصه ذکر کرده وبعد از هر شبهه به جواب آن خواهم پرداخت

شبهه اول - سلام به مردگان
سایت عقیده :
اگر مردگان نمي‌شنوند پس چرا بر آنها سلام ميكنيم؟
براي جواب دادن به اين سوال اول بايستي معناي واقعي «سلام» را روشن كنيم
ريشه سلام همان سلامت و امنيت كامل مي‌باشد از هر گونه شر و بدي و نگراني
اگر اندكي عربي بدانيم عبارت «السلام عليك/ السلام عليكم و...» يك عبارت ساده نبوده و بلكه دعا مي‌باشد يعني سلامت و مصون باش از هر گونه بلا و عذاب.كه اين هم براي زندگان مقبول است و هم براي مردگان بسي نافع است وعلاوه بر این سلام دادن معنی دیگری نیز دارد وآن اینکه به طرف مقابل می گوییم که او از ما در امان است ود ر اینصورت لازم نیست ورده صدای سلام دادن ما را بشنود

پاسخ به شبهه اول :
اولا :باید گفت اگر فرض کنیم که فقط معنای سلام یک جمله دعایی به این معنا که برای طرف مقابل طلب امنیت وسلامت کنیم باشد باید گفت پس چرا آن را به صورت مخاطب می آوریم
ثانیا ، در قرآن کریم داریم که خداوند به پیامبران الهی از جمله حضرت نوح سلام می کند در اینجا هیچکدام از معانی بالا که در مورد سلام گفته شده صدق نمی کند چرا که خداوند خیر محض است وکسی از او در خطر نمی تواند باشد تا با سلام گفتن طرف از شر خدا در امان باشد وهمچنین خداوند خود برآورنده تمامی حاجات می باشد و نمی توان تصور کرد که خداوند برای کسی در خواست سلامتی کند پس در اینجا سلام یک نوع احترام ویژه خواهد بود که بدون توجه طرف مقابل جنبه عقلانی نخواهد داشت
ثالثا
هم چنین در روایات بسیاری آمده است که میت به سلام سلام دهنده پاسخ خواهد گفت که این جز با شنیدن سلام توسط میت امکان پذیر نیست
رابعا
آیات زیادی وجود دارد که در آن به گفتگوی مردگان در بدو ورود به برزخ با فرشتگان پرداخته شده حال چه چیزی باعث می شود که مردگان صدای فرشتگان را بشنوند ولی صدای انسانها را نشنوند ؟؟؟
مثلا
ابن ابی الدنیا در کتاب معرفه االموتی با سند از پیامبر نقل می کند که " وقتی کسی از کنار قبر برادر دینی خود چه او را بشناسد وچه نشناسد بگذرد وبر او سلام کند مرده پاسخ او را خواهد داد
شبهه دوم :
به گواهی قرآن مردگان نمی شنوند
سایت عقیده
(انک لا تسمع الموتی ولا تسمع الصم الدعاء اذا ولو مدبرین )
«بي‌گمان تو نمي‌تواني مرده را شنوا بگرداني، و نداي (دعوت خود) را به گوش كران برساني، وقتي كه (به حق) پشت مي‌كنند و (از آن) مي‌گريزند


پاسخ به شبهه دوم :
1- با توجه به عبارت( اذا ولو مدبرین) که پس از عبارت (انک لا تسمع االموتی ولا تسمع الصم الدعاء) آمده می توان فهمید که منظور از اسماع در اینجا هدایت ویا شنواندن نتیجه بخش است ومنظور از صم الدعا هم مشرکان هستند نه مطلق شنواندن ظاهری چرا که هیکس نمی تواند بگوید که کافران سخنان پیامبر را نمی شنیدند بلکه منظور آیه این است که برای کافران این سخنان هیچ سودی ندارد به دلیل اینکه پشت به سخن حق می نمایند
2- نکته جالبی در این آیه وجود دارد که با دانستن آن این آیه نه تنها به آیه ای برای استدلال بر نشنیدن
اموات تبدیل نمی شود بلکه به عکس جزء آیاتی خواهد بود که از آن می توان بر شنیدن مردگان استدلال کرد وآن اینکه نشنیدن اموات مقید به روی گرداندن از حق شده که یعنی مردگان به صورت مطلق می توانند بشنوند
3- جمله "وما انت بمسمع من فی القبور " ویا (انک لا تسمع الموتی ) بیش از این نمی رساند که مردگان نهفته در قبر قابل اسماع نمی باشند در اینصورت نتیجه جز این نمی شود که اجساد نهفته در دل خاک چنین شایستگی را ندارند ولی باید دقت شود که طرف خطاب ما اجساد نهفته در دل خاک نیستند بلکه ارواح پاک وزنده ای هستند که با جسد برزخی در عالم برزخ به سر می برند وبه تصریح قرآن که می فرماید ( لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء وعند ربهم یرزقون ) زنده اند واینکه ما به زیارت قبر آنها می رویم برای آمادگی بیشتر برای ارتباط است
4- این آیه هم جزء گروه آیاتی است که خداوند می خواهد هدایت واستماع وخلاصه هر گونه استقلال پیامبر در هر فعل وکاری را نفی کند چنانچه در آیات زیادی هم خطاب به پیامبر (ص) آمده که تو نمی توانی کسی را که بخواهی هدایت کنی ولی خدا هرکس را بخواهد هدایت می کند (قصص56) ویا می فرماید خداوند سخن خود را به گوش هر کس که بخواهد می رساند (فاطر 22) وحتی در جایی خداوند خطاب به پیامبر (ص) می فرماید این تو نبودی که در جنگ با کمان تیر انداخت بلکه خدا بود !!! وحال آنکه می دانیم پیامبر این کار را انجام داده ومنظور از آیه شریفه این است که در نهایت تمامی قدرت ها وتدبیرها به سوی علت غایی وبه تعبیر فلاسفه عله العلل باز می گردد وکسی را در هیچ کاری استقلال نیست ویا به تعبیر بهتر باید گفت که قطعا مفاد آیه این خواهد بود که اسماع مرده وهدایت مرده نما به طور مستقل از پیامبر ساخته نیست واین هرگز بدان معنا نیست که پیامبر حتی در پرتو مشیت الهی نیز نمی تواند مرده نما را هدایت ومرده حقیقی را اسماع نماید (دقت کنید!)

شبهه سوم - شنیدن صدای پیامبر (ص) توسط کفار کشته شده جنگ بدر یک معجزه بوده وکلیت ندارد !!!
سایت عقیده:
خداوند بعنوان معجزه رسول گرامي اش در آن لحظه کفار کشته شده بدر را شنوا ساخته بود. اما خداوند هميشه آنرا انجام نمي‌دهد بلكه اين از بزرگي و منت اوست كه در برخي موارد براي پيامبرانش سلام الله عليهم مانند جنگ بدر انجام مي‌دهد
حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ سَمِعَ رَوْحَ بْنَ عُبَادَةَ حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ أَبِي عَرُوبَةَ عَنْ قَتَادَةَ قَالَ: ذَكَرَ لَنَا أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ عَنْ أَبِي طَلْحَةَ أَنَّ نَبِيَّ اللَّهِ أَمَرَ يَوْمَ بَدْرٍ بِأَرْبَعَةٍ وَعِشْرِينَ رَجُلًا مِنْ صَنَادِيدِ قُرَيْشٍ فَقُذِفُوا فِي طَوِيٍّ مِنْ أَطْوَاءِ بَدْرٍ خَبِيثٍ مُخْبِثٍ وَكَانَ إِذَا ظَهَرَ عَلَى قَوْمٍ أَقَامَ بِالْعَرْصَةِ ثَلَاثَ لَيَالٍ فَلَمَّا كَانَ بِبَدْرٍ الْيَوْمَ الثَّالِثَ أَمَرَ بِرَاحِلَتِهِ فَشُدَّ عَلَيْهَا رَحْلُهَا ثُمَّ مَشَى وَاتَّبَعَهُ أَصْحَابُهُ وَقَالُوا: مَا نُرَى يَنْطَلِقُ إِلَّا لِبَعْضِ حَاجَتِهِ حَتَّى قَامَ عَلَى شَفَةِ الرَّكِيِّ فَجَعَلَ يُنَادِيهِمْ بِأَسْمَائِهِمْ وَأَسْمَاءِ آبَائِهِمْ يَا فُلَانُ بْنَ فُلَانٍ وَيَا فُلَانُ بْنَ فُلَانٍ! أَيَسُرُّكُمْ أَنَّكُمْ أَطَعْتُمْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّا قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالَ: فَقَالَ: عُمَرُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا تُكَلِّمُ مِنْ أَجْسَادٍ لَا أَرْوَاحَ لَهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ r: وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ مَا أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ لِمَا أَقُولُ مِنْهُمْ» قَالَ قَتَادَةُ: أَحْيَاهُمْ اللَّهُ حَتَّى أَسْمَعَهُمْ قَوْلَهُ تَوْبِيخًا وَتَصْغِيرًا وَنَقِيمَةً وَحَسْرَةً وَنَدَمًا»
«ابوطلحه مي گويد: نبي اكرم روز بدر، دستور داد تا (جسد) بيست و چهار نفر را از سران قريش را در يكي از چاه هاي كثيف و متعفن بدر بيندازند. و عادت رسول خدا اين بود كه هر گاه بر قومي پيروز مي شد، سه شب در ميدان جنگ مي ماند. بدين جهت، روز سوم جنگ بدر، دستور داد تا شترش را جهاز كنند. سپس براه افتاد و صحابه نيز بدنبالش براه افتادند. آنها مي‌گويند: ما فكر مي‌كرديم كه براي انجام كاري مي رود. ولي آنحضرت به مسيرش ادامه داد تا اينكه كنار آن چاه ايستاد و هر يك از كشته شدگان را با نام و نام پدرش صدا مي زد و مي فرمود: «اي فلان بن فلان! و اي فلان بن فلان! آيا بهتر نبود كه از خدا و رسولش، اطاعت مي‌كرديد؟ همانا ما به آنچه كه پروردگارمان وعده داده بود، رسيديم. آيا شما هم به آنچه پرودگارتان وعده داده بود، رسيديد»؟
راوي مي‌گويد: عمر گفت: اي رسول خدا! با اجسادي كه روح ندارند، سخن مي‌گويي؟ رسول الله فرمود: «سوگند به ذاتي كه جان محمد در دست اوست، شما سخنان مرا بهتر از آنان نمي شنويد» قتاده میگوید: خداوند آنها را زنده ساخت تا که فرموده های رسول الله را بشنوند، و [این زنده ساختن آنها] فقط بخاطر توبیخ و سرزنش و تذلیل، حسرت و پشیمان ساختن آنها بود.

پاسخ به شبهه سوم :
1-حرفی که این آقایان زده اند از آن حرفهاست این بندگان خدا که دیده اند این حدیث را بخاری در صحیحش نقل کرده وهیچ جوری نمی توانند آن را انکار ویا تضعیف نماید به این چاره متوسل شده اند که بگویندد این فقط یک مورد خاص بوده ومعجزه !!!! بوده است باید از این آقایان پرسید کجای این ماجرا به معجزه شبیه است معجزه باید آشکار باشد آیا یاران پیامبر (ص) واقعا با چشم وگوش وحس خود دانستند که مردگان جنگ بد رسخنان پیامبر را شنیدند آیا راهی برای قبول کردن این موضوع جز اعتماد به پیامبر (ص) داشتند این کار وقتی معجزه بود که مردگان پاسخ پیامبر (ص) را به گونه ای می داند که اصحاب پیامبر (ص) همه می شنیدند واصلا معجزه وقتی انجام می شود که مردم به گفتار پیامبر اطمینان نداشته باشند پس فرض معجزه بودن فرضی خنده دار وبه دور از عقل است وآن حرفی را هم که قتاده زده پیشداوری خود اوست ونشانه ای از تایید پیامبر در آن به چشم نمی خورد
2- باز در صحیح بخاری کتاب الجنائز جلد دوم ص نوزده آمده است که پیامبر (ص) فرمود : بنده خدا وقتی در قبرش نهاده شد ودوستان او رفتند هنوز مرده صدای کفش های آنان را می شنود که دو فرشته نازل می شوند واو را می نشانند وبه او می گویند درباره این مرد (پیامبر اکرم) چه می گفتی ؟ وی می گوید(یا باید بگوید) گواهی می دهم او بنده خداوند وپیامبر اوست
***( این حدیث تحت بابی با عنوان "المیت یسمع خفق النعال " یعنی"مرده صدای کوبیدن کفش های مشایعت گران را می شنود " آمده است )***
پس آقایان محترم بفرمایند که اینجا دیگر چه معجزه ای رخ داده است که مرده صدای کفش های دوستانش را که برای تشییع جنازه اش آمده اند را می شنود ؟؟؟؟

شبهه چهارم
سرگذشت حضرت عزیر که در قرآن آمده است دلالت دارد که مردگان از همه جا بیخبرند وچیزی از این دنیا در زمان مرگشان نمی دانند
سایت عقیده:
آيا حضرت عزير زماني كه برانگيخته شد از چيزهايي كه در زمان مرگش روي داده بود اطلاع داشت؟ در حالي كه وقتي خداوند از وي سوال مي‌كند چقدر در خواب بوده اي، جواب داد: روزي يا چندی از روز!!
اين بزگوار مدت صد سال ندانست چه شده، حال برخي بنا به استدلال چند حديث كه احتمال موضوع بودن آنها هست مي گويند: مرده از اوضاع زائر با خبر است.

پاسخ به شبهه چهارم :
باید به این آقا یان گفت که اینها که چیزی نیست بلکه به جز ماجرای حضرت عزیر واصحاب کهف که در آنها افراد پس از بیداری از وقایع اتفاق افتاده در طول خواب یا مرگشان اتفاق افتاده اظهار بی اطلاعی نموده وزمان بیخبری اشان را یک روز یا نیم روز دانسته اند در روز قیامت کسانی می آیند که این مدت را را ساعتی بیشتر نمی دانند
با مراجعه به قرآن مشخص می شود که این دسته از آیات فقط در مورد کسانی است که در بعضی موارد خداوند از آنها به عنوان " مجرمون " یاد می کندآمده است
{... یوم تقوم الساعه یقسم المجرمون ما لبثو غیر ساعه }
" ... روزی که قیامت بر پا می شود مجرمان سوگند یاد می کنند که جز مقدار کمی ازروز به سر نبرده اند "
ولی در مورد افراد نیکو کار اینگونه نیست بلکه به عکس در قرآن بعد از بیانات مجرمون آمده که
افراد با ایمان می گویند" بلکه شما در کتاب خدا از روز مرگ تا روز قیامت درنگ کرده اید"
{وقال الذین اوتوا العلم والایمان لقد لبثتم فی کتاب الله الی یوم البعث فهذا یوم البعث}
واینها با دیدن عذاب های جاویدان ودردناک آخرت مدت توقف خود ر در برزخ بسیار کم می دانند ونظر دیگر این است که چون قیامت به طور ناگهانی می آید وامور ناگهانی اثر خاصی بر روح انسان می گذارد همانطور که خداوند در قران می فرماید
" رستاخیز به طور ناگهانی اتفاق می افتد در حالی که متوجه نیستند " (شعراء202)
" بلکه رستاخیز می آید وآنان را مبهوت ومغلوب می سازد و..." (انبیا 40)
*** واما سرنوشت اصحاب کهف و عزیر از این دسته آیات بیرون است چرا که اصحاب کهف بنا بر نص صریح قرآن نمرده بودند بلکه به خواب رفته بودند و فرشتگان آنها را به این طرف وآن طرف جهت جلوگیری از پوسیدگی بدنشان تغییر می دادند وسرنوشت عزیر نیز از این قاعده مستثنی است چرا که هدف از میراندن او فقط نشان دادن نمونه معاد و قدرت نمایی خداوند بود بنابر این جهت نداشت که از وضع خود آگاه می شد واگر آگاه می شد شاید دیگر آن اثر تربیتی را نداشت در حالی که به عکس حیات برزخی درباره افراد مرده از یک نظر یک نوع تصفیه وپالایش طبق اعمال فرد در دنیا است و چنین تصفیه ای هرگز بدون توجه درست نیست ولی در مورد عزیر واصحاب کهف این مسئله مطرح نبوده است


شبهه پنجم- سوالاتی که توسط خداوند از پیامبران پرسیده می شود وپیامبران نسبت به آنها اظهار بی اطلاعی می کنند گواه بر این است که مردگان از اوضاع زمان مرگشان اطلاعی ندارند
سایت عقیده
1- (خاطرنشان ساز) آن گاه را كه خداوند گفت: اي عيسي پسر مريم! آيا تو به مردم گفته‌اي كه جز الله، من و مادرم را هم دو خداي ديگر بدانيد (و ما دو نفر را نيز پرستش كنيد؟). عيسي مي‌گويد: تو را منزّه از آن مي‌دانم كه داراي شريك و انباز باشي. مرا نسزد كه چيزي را بگويم (و بطلبم كه وظيفه و) حق من نيست. اگر آن را گفته باشم بيگمان تو از آن آگاهي. تو (علاوه از ظاهر گفتار من) از راز درون من هم باخبري، ولي من (چون انساني بيش نيستم) از آنچه بر من پنهان مي‌داري بي‌خبرم. زيرا تو داننده رازها و نهانيهائي (و از خفايا و نواياي امور باخبري)»ود آیه بعدی می گوید تا زمانی که در بینشان بودم بر اعمال آنان شاهد بودم وپس از آنکه مرا از آنان گرفتی خود نگهبان ومراقب اعمالشان بودی (مائده 116و117)
2-«آن روزي كه خداوند پيغمبران را (در پيشگاه خود) گرد مي‌آورد و بديشان مي‌‌گويد: به (دعوت) شما چه پاسخي داده شده است‌؟ (آيا ملّتهائي كه به سوي آنان فرستاده شده‌ايد چگونه از دعوت شما استقبال كرده‌اند و به چه راهي رفته‌اند؟ راه ايمان يا راه انكار پيموده‌اند؟). مي‌گويند: ما را هيچ گونه آگاهي و دانشي نيست تو خود (علاوه از ظواهر) از تمام خفايا آگاهي».
در اين آيه آمده كه در روز حساب وقتي انبياء را جمع ميكنند به آنها گفته مي‌شود: تا از اوضاع پس از مرگشان از دين امتشان بازگو كنند، اما آنان مي گويند: هيچ علمي ندارند.
پاسخ به شبهه پنجم :
واما اینکه گفته شده پیامبران از وقایع اتفاق افتاده در زمان مرگشان بی اطلاعند باید گفت
اولا در آیه مربوط به حضرت عیسی (ع) آمده است ایشان به خداومند می گوید من جز آنچه را که مرا به آن فرمان دادی چیزی به امتم نگفتم .... وتا زمانی که در میان آنان بودم گواه بر اعمال آنان بودم (شاهد اعمالشان بودم ولی هنگامی که مرا از میانشان بر گرفتی تو خود مراقب ونگهبان آنان بودی در اینجا هیچ نکته ای که دال بر بیخبری حضرت عیسی از قومش باشد به چشم نمی خورد
ودر آیه قبلش هم حضرت عیسی به خداوند عرض می کند که من از آنچه تو آنرا پنهان داری بیخبرم زیرا تو داننده نهانی ها ورازهایی که این هم باز دلیل نمی شود حضرت عیسی از سرنوشت قومش بی اطلاع باشد چرا که این موضوع از امور نهانی وغیبی نبوده است
واما در مورد آیه 109 سوره مائده بد نیست متن عربی وترجمه آیه را باردیگر از نظر بگذرانیم
{ یوم یجمع الله الرسل فیقول ماذا اجبتم قالوا لا علم لنا انک انت علام الغیوب }
" (یاد کنید)روزی را که خداوند پیامبران را جمع می کند ومی گوید در برابر دعوت شما چه پاسخی داد ه شد می گویند ما چیزی نمی دانیم تو خود دانای همه اسرار نهان هستی "
خوب اگر دقت کنید می بینید که این آیه هم هیچ دلیلی نیست بر اینکه پیامبران از سرنوشت قوم خویش بی اطلاع باشند
اولا اینجا خداوند در مقام شنیدن پاسخ نیست چون خداوند خود به تمامی امور وجریانات عالم آگاه است ولازم نیست از کسی سوال بکند
ثانیا با توجه به آیه مشخص می شود که این آیه جنبه توبیخی وتنبیهی برای اقوام پیامبران دارد
ثالثا در این آیه نوعی خضوع وخشوع پیامبران به نمایش گذاشته شده است والا مگر مثلا پیامبری مثل حضرت نوح (ع) که 950 سال قوم خود را دعوت کرد فراموش کرده که جز تعداد انگشت شماری به او ایمان نیاوردند مگر روز قیامت روز فراموشی است ؟؟؟ ( لا اقل در همان آیات 116 و117 آمده که حضرت عیسی به خداوند می گوید مادامی که زنده بودم شاهد اعمالشان بودم )
واگر آنها چیزی نمی دانستند چرا خداوند به پیامبرش دستور می دهد :از انبیای گذشته سوال کند
{وسئل من ارسلنا من قبلک من رسلنا اجعلنا من دون الرحمن الهه یعبدون}
"از پیامبران پیشین سوال کن که آیا ما غیر از خدای رحمن خدای دیگری قرار دادیم که مورد پرستش قرار گیرد؟"
واین درزندگی روزمره ما هم اتفاق می افتد که کسی از ما چیزی می پرسد که خود از آن آگاهی دارد لذا در جواب می گویید که ما که چیزی نمی دانیم شما بهتر می دانید

شبهه ششم
سایت عقیده
آیات ذیل دلالت بر این دارند که مردگان نمیشنوند
1-«چه كسي گمراه‌تر از كسي است كه غیر خدا پرستش كند كه (اگر) تا روز قيامت (هم ايشان را به فرياد بخواند و پرستش كند) پاسخش نمي‌گويند؟ (نه تنها پاسخش را نمي‌دهند، بلكه سخنانش را هم نمي‌شنوند) و اصلاً آنان از پرستشگران و به فريادخواهندگان غافل و بي‌خبرند». (احقاف5)
2-اموات غیر احیاء وما یشعرون ایان یبعثون (النحل 21)
«مردگاني كه غير از زندگان و خصوصيات زنده ها هستند و حس و شعوري ندارند تا آن كه برانگيخته شوند».
البته شیعیان می گویند این آیه برای بتها است ولی ما در جواب می گوییم این آیه برای بتها نیست چرا که آیه گفته آنها برانگیخته خواهند شد وحساب پس خواهند داد وبر اگیخته شدن در مورد بتها ی بی جان متصور نیست
پاسخ به شبهه ششم :
واقعا من نمی دانم این آقا یان چه فکری در مورد این آیات می کنند
1- این آیات در مورد بت ها واشیاء بی جانی است که مردم آن دوره می پرستیدند ودر مورد انسان ها نمی باشد چرا که انسانها لا اقل در این دنیا هم می شنوند وهم به شنونده پاسخ می گویند ( در اینجا بحث استقلال مطرح نیست)

واما در پاسخ به شبهه ایجاد شده در مورد آیه دوم باید گفت که که آیه را به درستی معنا نکرده اید
واما متن عربی آیات 20 و21 سوره مبارکه نحل :
{ الذین یدعون من دون الله لا یخلقون شیئا وهم یخلقون اموات غیر احیاء وما یشعرون ایا ن یبعثون }
شما گفته اید که آنها نمی دانند تا بر انگیخته شوند بفرمایید ببینم در کجای آیه کلمه "حتی " وجود دارد که ترجمه اش بشود "تا اینکه " واز این گذشته پس کلمه "ایان " چه می شود که ترجمه اش می شود "چه موقع)؟؟؟؟
صیغه یشعرون به بتها بر می گردد واما صیغه یبعثون به بتها بر نمی گردد که ایجاد شبهه کند بلکه به پرستندگان بتها بر می گرد پس معنای آیه اینچنین می شودکه {آنها مردگانی بی جان هستند ونمی دانند عبادت کنندگانشان چه موقعی محشور می شوند (در حالی که خدای متعال می داند ) واین بعید است که بگویییم بتها ویا به قول شما انسانهای مرده نمی دانند کی مبعوث می شوند چون در اینجا اینها به عنوان خدا مورد خطاب قرار گرفته اند وبعثت در مورد خدا ( ولو خداهای سنگی) متصور نیست
واما این آیه هرگز نمی تواند در مورد مردگان انسی باشد چرا که
اولا
مگر انسانهای زنده می دانند که چه موقع محشور می شوند ؟؟ تا ندانستن آن برای مردگان عیب باشد ؟؟!!
ثانیا به گواهی تمامی مفسران اسلامی مجموع آیات این سوره به جز سه سوره آخر مکی هستند ودر دو آیه پس از آیه مورد بحث از کسانی که طرف سخن هستند اینچنین نقل می نماید که
{واذا قیل لهم ماذا انزل ربکم قالو اساطیر الاولین }
هرموقع از آنان سوال شود که پروردگارتان چه چیز بر شما نازل کرده می گویند اینان افسانه های پیشینیان هستند
این قراین وقراین دیگر این مطلب را قطعی می سازد که طرف سخن بت پرستان مکه وحومه هستند که چیزی جز بت را نمی پرستیدند

منابع وماخذ علاوه بر نظرات شخصی خودم
کتاب اصالت روح تالیف آیه الله سبحانی
[/size][/size]
[/align][/align]
[/size]
_________________
قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله و سلم ): يا علي هم أهل ولايتك وشيعتك ومحبوك يحبونك بحبي ويحبوني بحب الله هم الفائزون يوم القيامة

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   گفتگوي آرام ميان شيعه و سني صفحه اول انجمن -> مناظرات شيعه و سني

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group