مناظرات شيعه و سني - نظرات اميرعلي و پاسخهاي آن
- چهارشنبه، 16 دي ماه ، 1388 13:17:46
موضوع مطلب: نظرات اميرعلي و پاسخهاي آن
نظر برادر اهل سنت جناب اميرعلي
جناب جوادی نسب سلام برادر عزیز شما میگویید { دوستان اهل سنت منتظر جوابم } من که جواب دادم چرا حذفش کردید !!!!! خواهش میکنم این مطالب را حذف نکنید اما در مورد خطابهای قرانی به مسلمانان برادر عزیزم کمی از دنیای تعصب بیرون بیایید و کمی واقع بینانه قضاوت کنید قران در 23 سال و تدریجا برای پیامبر نازل شد کسانی که پیرو پیامبر بودند لحظه بلحظه خود را با ایات قران تطبیق میدادند مثلا در مورد شراب معلوم است که در مدینه حرمت ان نازل شد پس تو بیایی و بعنوان ذم بگویی فلانکس در مکه شراب میخورد جز کودنی چیزی نیست چرا انتظار دارید اصحاب جلوتر از پیامبر و قران باشند ؟ پس هر ایرادی که از اصحاب در دوران پیامبراگر وجود داشته باشد باید ببینید ایات اصلاح در مورد همان فعل در چه زمانی نازل شده است جناب یاسر در صلح حدیبیه عمر شک کرد ولی علی هم دستور پیامبر را زیرپا گذاشت و هرچه گفت محمد رسول الله را پاک کن پاک نکرد|{البته اگر ابوبکر بود تا الان چشمش را در اورده بودید } واینموضوع در همان صحیح بخاری است {و برای همین هم اجازه صرف روایت در بحث را نمیدهم . } در مورد قسمت دیگری از روح مطلب من این نکته وجود داشت که تمام خطابهای قران در میان مومنان به پیامبر خدا و مومنان است یعنی { یا ایها النبی ..یا ایها الرسول } و { یا ایها الذین امنوا } این میان شق سومی بنام یا { ایها الولی ...یا ایها الامام } نداریم یعنی هرایمان اورنده ای در مقابل دین خدا و پیامبر خدا و بندگان خدا مسئول است عرض کردم در کلمه یا ایها الذین امنوا یک تحرک و پویایی است چون اسم مشتق است برای همین { یا ایها الذین کفروا} نداریم چون کفر به کمال و تحرک و پویایی نمی انجامد . من مثالهایی اوردم که خدا سیاسی ترین کار ها را نیز به همین مومنان میسپارد بهتر است یک بار دیگر یکی از ایات را مرور کنیم و جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا . شاهد یعنی نمونه عینی دین و الا گواه بودن چیست مثلا تو الان بعنوان یک مسلمان بر مردم فرانسه گواه باشی چه دردی را دوا میکند اما اینکه مراد از این امت تنها اصحابند را خود ایه بسادگی ابخوردن مشخص میکند در ایه بالا پیامبر برای امت خود شاهد و شهید است یعنی هرکس در زمره مسلمین داخل شد باید الگوی عملیش پیامبر خدا باشد به کلمه علیکم دقت کنید یعنی رابطه پیامبر با پیروان خود مطرح است وبهمین جهت هم علی الناس در ایه مراد مسلمانان بعد از عصر رسالت هستند پس منظور از امت میانه رو همان اصحاب دوران پیامبرند { اصحاب یعنی یاران مومن و همیشگی پیامبر در سختیها و خوشیها نه کسانی که ایمان می اوردند ولی زیاد هم مومن نبودند } و الا توهین به پیامبر میشود که او تنها برای عده ای مسلمان الگو باشد ولی مسلمانان برای همه جهان الگو باشند ..... پس کل ایه منظورش مسلمانان است چون طبیعی است که یک مسیحی اصلا پیامبر را بعنوان الگوی دینی خود نمیشناسد . ایاتی ذکر کرده اید در مورد اصحاب برادر عزیز اصحاب در نظر اهل سنت به کسانی میگویند که ایمان اوردند و یاران همیشگی رسول خدا بودند و با ایمان مردند که عبارتند از مهاجرین و انصار قران هم همین را میفرماید وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ یعنی در زمان نزول ایه بغیر از اصحاب کسان دیگری نیز بودند که باید از انها پیروی میکردند ولی شما یک عادت بسیار بد دارید مثلا ابوسفیان اخرش مسلمان شد اینک امده مثلا میگویید ابوسفیان فلان عمل را انجام داد پس صحابه عادل نیستند اخر این چه ربطی به موضوع دارد شما میدانید تا اخر حیات مبارک پیامبر مردم تک تک و دسته دسته به دین اسلام وارد میشدند ولی ایا کسی که در فتح مکه مسلمان شد قابل قیاس است با ابوبکر و عمر و عثمان و علی که در خفقان شدید مکه ایمان اوردند و سختیها را بجان خریدند خدا هم انرا نمی پذیرد و میفرماید وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ میبینید خدا هم این مقایسه را باطل میداند ولی یک نکته جالب است خدا میفرماید و کلا وعد الله الحسنی یعنی به کل انها خدا نیکویی را وعده داده است پس خدایی که بعد از فتح مکه به مسلمان شده ها وعده نیکویی میدهد چگونه به یاران پیشین { که شیعیان همه دشمن انهایند} بی لطف میشود ؟؟ اما در مورد ارتداد اولا قرار نیست هرکسی در زمان پیامبر مسلمان شده از اصحاب باشد . در زمان پیامبر اسلام کل حجاز را گرفت وطبیعی است که افراد قبایل تازه مسلمان شده بقدر علی از دین ندانند پس شاید مرتد هم شوند این بسیار طبیعی است پس موضوع را عوض نکنید .و ننویسید { اگر بعد از پیغمبر مرتد وجود داشته پس چه یک نفر چه صد نفر و نتیجه اش اینه که شما نمی توانید اصحاب را مقدس بدانید ولی اگر مرتد وجود نداشته پس چرا می گویید ابوبکر با مرتدین جهاد کرد ؟!!!} البته میدانم چرا دچار این مشکل شده اید در نزد شیعه یک فرددر ان واحد میتواند صحابی و منافق و کافر ومشرک و مومن و .. باشد در نزد شیعه هرکس پیامبر را دیده از اصحاب است از ابولهب و ابوجهل گرفته تا اهل کتاب و مشرکین و منافقان ساده ترین دلیلش هم این است که در نزد شیعه { ایمان} صحابی شرط نیست { برای همین هرگز به علی نمیگویند صحابی } در حالیکه اهل سنت به کسی میگویند صحابی {که در زمان پیامبر قلبا به او ایما اورده و همراه و همگام همیشه ایشان بوده و در اخر بر ایمان فوت کرده باشد } این قضاوت شیعیان درست مثل ان است که ما هر سیدی را مانند امامان بدانیم چون کلا فرزندان رسول خدایند و درست مثل ان است که کسی بگوید امامان را باید نقد کرد چون سید مهدی هاشمی به انقلاب خیانت کرد !!!! اخر مرد حسابی ارتداد بادیه نشینان عرب به ابوبکر و عمرو علی چه مربوط است که تو از مرتد شدن انها بگویی بله چون فلان قبیله مرتد شد پس ابوبکر را باید نقد کرد ؟؟؟ شما خود اصحاب را تعریف میکنید بعد باز خود شما ایات را بر اساس این تعاریفتان بر اصحاب میچسبانید در ایات زیر دقت کنید که همگی در مدح اصحاب هستند وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ نویسنده: --امیر علیدوشنبه 6 مهر1388 ساعت: 18:50إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ما هیچی نمیخواهیم شما معادل همین اتیات را برای امامانتان بیاورید دوما اصحاب در زمان هم هرچه گفته اند به خودشان مربوط است و به ما ربطی ندارد و کاملا هم طبیعی است خدا هم میفرمناید { فان تنازعتم فی شیء} یعنی اگر در چیزی نزاع کردید و اختلاف داشتید ..... درست مثل این است پداران دو نفر با هم شوخی داشته باشند و و مثلا به هم بگویند کله پوک خوب به فرزندانشان چه ربطی دارد ؟؟؟ وظیفه ما را خدا در مقابل اصحاب پیامبر روشن کرده است ما نقد شما را مغرضانه میدانیم برای همین هم نقد شما را نه علمی میدانیم و نه دینی و نه اینکه بر اساس تقوا استوار باشد من عرض کردم شما بخاطر تنفر از ابوبکرو عمر از فرزندان علی که در کربلا با برادرشان شهید شدند و اسمشان ابوبکر و عمر بود اسمی نمیبرید اینک چگونه میتوانید در مورد خود انها عادلانه قضاوت کنید ؟ مثلاهمین جریان اذیت فاطمه اخر همیشه نصفه نیمه بحث میکنید این روایت در صحیح بخاری به این گونه است که علی به خواستگاری دختر ابوجهل رفت واین قضیه فاطمه را ناراحت کرد و... باقی ماجرا اگر غلط است همه اش غلط است اگر هم صحیح است علی فاطمه را اذیت کرده نه ابوبکر و عمر چون همه روایتها به مسور ابن مخرمه ختم میشود قسمتی از این روایت را از سیره ابن هشام می اورم ….نماز ظهر نزدیک بود ومومنین آرام آرام جمع میشدند وصفهای نماز یکی از پس از دیگری شکل میگرفت ….پیامبر به جمعیت خیره شده بود وعلی را در آن میان جستجومیکرد ….. علی وارد مسجد شد ودر صف نخست جای گرفت ….موقع نماز بود ..اما اینبار پیامبر قبل از نماز سخنی داشتند …رسول خدا رو به جمعیت حاضر کرد ..جمعیتی که همگی از این سخن مطلع بودند اما آنرا در دل پنهان نگاه داشته بودند …رسول خدا لب به سخن بازکرد ….ای مردم شنیده ام که فرزند ابیطالب می خواهد به خواستگاری دختر ابوجهل برود …این حق اوست وخداوند این حق را به همه مردان داده است ..اما دختر دشمن خدا ودختر رسول خدا در یک مرد جمع نمیشوند …من اجازه نمیدهم فرزند ابیطالب چنین کاری بکند . وعلی سر به زیر انداخته بود وسخنی نمیگفت ….پیامبر ادامه دادند ….من اجازه نمیدهم …فاطمه پاره تن من است واگر کسی اورا بیازارد من را آزرده است ……وآنگاه پیامبر به نماز ایستاد …..علی در خانه رسول بزرگ شده بود ..اواز کودکی در آغوش پیامبر بود ومگر میشد رسول خدا چیزی بخواهد وعلی انجام ندهد؟ هرگز … علی دختر ابوجهل را فراموش کرد وتا زمان رحلت زهرا هرگز به فکر ازدواج با زنان دیگر نیفتاد ..ششماه آخر عمر زهرا تنها در کنار اوبود تا به گفته رسول خدا عمل کرده باشد ..اما آنگاه که زهرا رحلت کرد علی نیز با زنان زیادی ازدواج کرد وطبق تواریخ موجود ابتدا زنی از حنفیه را به عقد خود در آورد که حاصل آن ازدواج محمد ابن حنفیه است ..سپس با زنان دیگری ازدواج کرد که حاصل آنها ۳۶ فرزند بود وعباس نیز از فرزندان آن حضرت از ام البنین بود .حتی اسماء همسر ابوبکر نیز پس از رحلت ابوبکر به همسری علی در آمد ومحمد ابن ابوبکر نیز فرزند خوانده علی بود ..این حدیث تنها به داستان خواستگاری علی از دختر ابوجهل مربوط میشود ومخاطب آن شخص علی است … حال ببینید این حدیث چگونه معنا شده وبه چه صورتهایی تحریف شده است … استناد این واقعیت تاریخی به کتاب سیره ابن هشام است که در کشور ما توسط انتشارات امیر کبیر بنام سیرت رسول الله چاپ شده است ..اما مشابه این داستان در اغلب کتب تاریخی دیگر هم یافت میشود … اگر ایمان و عشق در دل جای گرفت دیگر جایی برای کینه نمیماند و وقتی کینه در دلی نبود ارزوی خیر و عاقبت به خیری دارد برای هر کسی و مخصوصا یاران پیامبر فکر کنم برای شیعیان همین یک ایه زیر کافی باشد که مسلمانان بعد ازمهاجر و انصار میگویند وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ خدایی بگویید منظور از این ایه کینه و مرض است یا محبت و دعای خیر ..؟ شما فقط بلدید یک مطلبی پیدا کنید که بر علیه خلفا و اصحاب باشد دیگر کار ندارید درست باشد یا غلط اینک جناب جوادی نسب مرد است و قولش روی حرف خود بایستید این مختصر جوابی بود در مورد این گونه قضاوتهای شما حذف کردن ان تنها چیزی را که ثابت میکند این است که توانایی علمی را برای جواب به ما ندارید برادر عزیز من تا سوم راهنمایی درس خوانده ام نه بیشتر
روح مطلب شما این است افراد گله ای از گوسفندانند که یک چوپان میخواهند اینک این چوپان نزد شما امام است خوب بگویید بیاید ما مثل گوسفند مطیعیم و الا چرا ادعای باطل میکنید در ثانی این مردم عرب در زمان بعثت پیامبر با شناخت حق جانب باطل را با در به دری و محرومیت و تبعید و محاصره و ....رها کردند و به محمد ایمان اوردند اینک این مردم که با پیامبر همه مشکلات را تحمل کردند جنگها کردند و تجارب گرم و سرد روزگار را در حضور پیامبر لمس کردند نمیتوانند امور خود را اداره کنند ؟؟ ایا پیامبر اینقدر از تربیت افراد عاجز بود که امامی مثل چوپان بیاید و مرتبا تو سر مردم بزند این کار و نکن اون کار و بکن . مگر مردمی که عقل داشتند حق و باطل را تشخیص دادند عقل انرا ندارند حکومتی عادلانه بر پا کنند ؟ انسانهایی که امت پیامبر را کم شعورتر از ان میداند که نتوانندبرای خود تصمیم بگیرند خودشان بیشعورترین افراد هستند هدف شما برادران شیعه این است که بگویی این مردم گوسفندند و چوپانی بنام امام میخواهند خوب چرا فقط این چوپان 150 سال و فقط 12 نفر ؟؟؟؟ این هزار سال چرا خالی از امام است امام زمان چرا کسی را جانشین خود نکرد میگویید جانشین امام در زمان غیبت فقهایند اگر فقها به دین خیانت کردند یا سستی ورزیدند به کی ؟مراجعه میکنید تازه چرا فقها ؟ یعنی در میان مفسر و محدث و شارح انسان عاقل پیدا نمیشود ؟ فقط باید فقیه باشد ؟ چرا امام زمان گفت به فقها مراجعه کنید جایی که بقول شما یاران پیامبر با وجود استادی مثل نتوانستند درست زندگی کنند چه تضمینی وجود دارد فقیهی که نزد اخوندی درس خوانده که نه معصوم است و نه امام ایا استاد اخوند از پیامبر بیشتر میتواند تربیت کند ؟؟؟؟؟؟
اما در مورد مطالب شما در مورد فرار عمر یا ابوبکر یا باقی اصحاب جناب جوادی نسب اولا فرار نبود بلکه نا گاه خبر فوت پیامبر همه را شوکه کرد و برای این شایعه اگر همه اصحاب در جا میمردند هم کم بود شما میگویید فرار کردند خوب به کجا ؟؟؟ ایا قبل از کاروان نظامی به مدینه رسیدند ؟؟؟ در ثانی در غزوه تبود پیامبر ابوبکر و عمر و عثمان را با خود به غزوه تبوک برد ولی علی هرچه خواهش کرد او را با خودش نبرد ؟؟؟؟؟؟ بخدا عقل هم خوب چیزی است پیامبر ی باشد که علی را که رمز موفقیت در جنگها است را در خانه جا بگذارد ولی با ترسوها به میدان جنگ برود و اشتباه به اینجا ختم نشود بلکه در خیبر هم قبلا ابوبکر و عمر را سردار حمله کنند گان و پرچمداران مبارزه میکند بعد علی را میفرستد بعد تر هم این عمر که یک تر سو است !!!!! پشت ایران و روم را به زمین بزند و خود بزرگترین قدرت روی زمین شود !!!! عمر اگر ترسو بود اصلا چرا ایمان اورد ؟؟؟ در حالیکه در 13 سال مکه مسلمانان همیشه در معرض کشته شدن و زندان و شکنجه بودند ؟؟؟؟
............................................................................
پاسخ مصطفي جوادي نسب به برادر اهل سنت جناب اميرعلي:
با سلام برادر عزيزم.
در ابتدا شما فرموديد:
(( من که جواب دادم چرا حذفش کردید)) دوست عزيزم. اولا: شما جوابي نداديد. ثانيا: شما در پست بررسي عدالت صحابه/ب براي اولين بار نظر دادين كه اين نظر هنوز هم موجود هست و مي توانيد ببينيد.
اما در مورد صحابه و آيات قران. دوست عزيزم بنده عرض كردم بزودي به بررسي آياتي از قران كه در مورد صحابه هست خواهيم رسيد. قول ميدم درست و حسابي بررسي كنيم.
جناب اميرعلي مي گويند مباحث را قراني بحث كنيم و به روايات و احاديث اهميتي ندهيم. بنده عرض ميكنم. ايشان لطف كنند براي بنده از قران كريم ثابت نمايند كه نماز صبح دو ركعت هست. وشيوه نماز خواندن را بيان كنند. بنده قول ميدهم ديگر به روايات هيچ اهميتي ندهم.
در مورد اينكه سطح تحصيلاتتون رو بيان مي كنيد. عزيز دل بنده هيچ ادعايي ندارم ولي بايد بگوييم بنده در 19سالگي با جناب مولوي نيازي امام جمعه سابق اهل سنت مشهد به صورت مكاتبه ايي بحث كردم كه برگه ها هنوز نزدم هست.
پس لطف كنيد مظلوم نمايي نكنيد.
اما عزيز دل در مورد بحث فرار جناب ابوبكر و عمر فرموديد:
((فرار عمر یا ابوبکر یا باقی اصحاب جناب جوادی نسب اولا فرار نبود بلکه نا گاه خبر فوت پیامبر همه را شوکه کرد و برای این شایعه اگر همه اصحاب در جا میمردند هم کم بود شما میگویید فرار کردند خوب به کجا ؟؟؟))
الف: طبق نص علماي اهل سنت جناب عمرو ابوبكر و عثمان فرار كردند. مي توانيد بخوانيد. انهزم عمر- انهزم ابوبكر- فر عثمان- انهزم عثمان
ب: در مورد شوكه شدن از خبر شهادت نبي. يك سوال؟
شما موقعي كه بفهميد فرمانده شما شهيد شده است بيشتر مي جنگيد تا انتقام خون او را بگيريد. درسته؟ چرا فرار كردند؟
ج: در مورد محل فرارشان. اي كاش شما قبل از نقد نوشتن به ما ابتدا مطلب را ميخوانديد سپس نقد مي نوشتيد. رواياتي كه ما بيان كرديم نوشته است به كجا فرار كردند به بالاي كوه فرار كردند.
باز در ادامه فرموديد:
((ثانی در غزوه تبود پیامبر ابوبکر و عمر و عثمان را با خود به غزوه تبوک برد ولی علی هرچه خواهش کرد او را با خودش نبرد ؟؟؟؟؟؟))
البته نميدانم چه چيز را مي خواهيد ثابت كنيد ولي فراموش نشود كه در همان موقع.. پيامبر فرمود: ( ياعلي انت مني بمنزله هارون من موسي....) به راستي آيا اين شانيتي ديگر براي علي نيست. كه مشتاق جنگيدن در راه اسلام و رسولش بود و پيامبر او را بمنزله هارون در كنار موسي خواند؟
باز در ادامه فرموديد:
(( در خیبر هم قبلا ابوبکر و عمر را سردار حمله کنند گان و پرچمداران مبارزه میکند بعد علی را میفرستد بعد تر هم این عمر که یک تر سو است !!!!!))
يك سوال از برادر امير علي:
هر كس ابتدا ادعاي كاري بكند مقامي برايش هست؟
در قران كريم داستان تخت ملكه سبا را خوانديد؟
زماني كه سليمان فرمود چه كسي است كه براي من تخت را بياورد؟ در ابتدا يكي از اجنه گفت من.... سپس برخيا فرمود: من در يك چشم برهم زدن اينكار را انجام ميدهم.
اگر طبق ادعاي شما باشد بايد بگوييم آن جن مقامش از برخيا بالاتر است چون اول ادعا كرد.
عزيز دلم. شما كه داستان خيبر را مورد استناد قرار ميدهيد چرا تمامش را نمي گوييد؟
چرا نمي گوييد. ابتدا ابوبكر به همراه جيش خويش رفت و همه با هم فرار كردند و برگشتند سپس عمر و او هم چنين شد. و سپس علي رفت و پيروز شد.
برعكس بازهم اين روايتي است در مدح علي زيرا پيامبر خطاب به مردم گفت: فردا پرچم را به كسي ميدهم كه خدا و رسولش او را دوست دارند و او هم چنين است.
اما چند نصيحت برادرانه:
الف: از شبهات سوخته استفاده نكنيد. شما شبهاتي را مطرح ميكنيد كه قبلا بارها در سايت و وبلاگ به آن پاسخ داديم.
شبهاتي مانند:
خواستگاري علي بن ابيطالب از دختر ابي جهل
و...........
ب: سعي كنيد يك بار هم كه شده ابتدا مطالب را بخوانيد سپس نقد بزنيد.
ج: سعي كنيد مغالطه كمتر كنيد.
متاسفانه دوست عزيز اميرعلي به جاي اينكه به سوالات ما كه از روايات و احاديث اهل سنت هست جواب بدهند. زحمت ميشكند و صورت مسئله را حذف مي نمايند.
جناب اميرعلي عزيز و منتظر جوابهاي سوالاتم با دليل و مستند هستم.
انشالله به زودي بحث صحابه از منظر قران در همين سايت بيان خواهد شد. به طور خلاصه و مفيد. انشالله
- دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 11:51:30
موضوع مطلب:
جناب جوادی نسب سلام بر شما
از اینکه مطالب مرا بی کم و کاست اورده بودید بینهایت متشکرم و این نشانه امانت داری شماست
دوست گرامیم اولا مطالب من یک روح مطلب داشت که نگرفتید و دوباره رفتید به سوی روایات ودقیقا این افت کشنده باز شما را در بر گرفته است
چون اگر به مطلب خودتان دقت کنید دقیقا متوجه میشوید وفقط جواب مرا در جاهایی داده اید که به روایات مربوط بود در حالی که انهمه ایه اوردم متاسفانه باز جواب ندادید وحواله به بعد میکنید در حالیکه در من 2ماهی است که شروط بحث با شما را مطرح کرده ام
ولی شما باز به روایات در ذم اصحاب میچسبید نمونه اخر این مطلب اصحاب نظر حرام میکنند !!!!
شما حد اقل در نوشتن کمی تقوا داشته باشید برادر
خالد ابن ولید در فتح مکه مسلمان شد من بالا چه عرض کردم نص صریح قران است که مسلمانان قبل و بعد از فتح مکه با هم مساوی نیستند ولی خدا به همه انها وعد خوب داده است
اما در مورد فرار ابوبکر و عمر !!!!!
من هیچ نمیگویم بروید سراسر موضوع احد را بررسی کنید
وقضیه جالبتر این است که پس از جنگ ابو سفیان که ماموران خود را زیاد راستگونمیدانست بر فراز قله رفت
وخطاب به مسلمانان فریاد زد ایا محمد زنده است ؟....... ایا ابوبکر زنده است ....... ایا عمر زنده است ......
این مطلب در همه تاریخها ذکر شده است که پیامبر عمر را مامور پاسخگویی به ابوسفیان میکند
و بخاری نیز از براء همینرا نقل کرده است
میبینید کفار اوج پیروزی را در کشته شدن پیامبر و ابوبکر و عمر میدانند و برای انها کشته شدن این سه نفر یعنی انهدام دین .....
درثانی شما کاسه داغتر از اش نباشید
خدا همه اصحاب را در موضوع احد بخشید
خدا میفرماید
همانا انان که از شما در جنگ احد به جنگ پشت کردند شیطان انها را بواسطه بعضی از نافرمانیهایشان به لغزش افکند و بدرستی که خدا از انها در گذشت و خدا امرزنده مهربان است
جناب جوادی نسب شما بهتر بلدید یا خدا ؟؟
وقتی خدا میفرماید از گناه کسی گذشتم دیگر چگونه شما مرتبا انرا علم میکنید چه منظوری دارید ؟؟
اساسا شفاف و صریح برای من بگویید هدف شما در این سایت علاوه بر اینکه پر از تهمت و دروغ و افترا است چیست
چه لذتی دارد توهینو تحقید مقدسات یک میلیارد مسلمان واقعا چه سودی برای شما دارد
اما موضوع خیبر برادر عزیز کمی به مطلب خود دقت کن مگر پیامبر مامور رو کم کنی افراد تحت امرش بود ؟؟؟؟
در ثانی خیبر 7 قلعه تو در تو بود
ابوبکر وعمر قسمتهایی را فتح کردند و برگشتند نه اینکه فرار کنند
اگر فرار بود دیگر ارتش با چه قدرت روحی دوباره بهجنگ میرفت !!!!
از طرفی تمامتاریخها نوشته اند که عمر ارزو میکرد که فردا همان مردی باشد که پیامبر میخواهد به فتح نهایی خیبر بفرستد !!!!
به مامیگویید از شبهات سوخته استفاده نکنید
برادر عزیز تمامی شیعیان بلا استثنا وقتی این روایت فاطمه پاره تن من است را می اورند حواله به صحیح بخاری میکنند
ولی وقتی صحیح بخاری را باز میکنی مربوط به جریان خاستگاری و تجدید فراش علی است
و زیاد هم دور از ذهن نیست چون بعد از فاطمه زنان دیگر بسیاری را به همسری گرفت
در ثانی جناب جوادی نسب چرا فکر میکنید در نظر ما مطالب شما همان شبهات سوخته نیست ؟؟؟؟؟
شاید بگویید مگر ما بغیر از سخن اهل سنت چیز دیگری ارائه کرده ایم؟؟؟
مگر ما خاستگاری علی را از جیبمان در اورده بودیم ؟؟/
همان کتابی که نوشته بقول شما { انهزم عمر ....} همان کتاب هم نوشته علی با وجود فاطمه از دختر ابوجهل خواستگاری کرد ......
حالا چرا مال شما عین واقعیدت است ومال ما عین سیاهکاری !!!!!!!!!!
برای همین مناظره در مورد روایات به جایی نمیرسد اگر هم به روایات اینقدر علاقه دارید
باشه ولی بگذارید روایات کتب شیعه ومذهب جعفری را بررسی کنیم
ببینیم که شما اینقدر به این مذهبتان افتخار میکنید از کجا امده
ولی قبلا یک سر نخ به دست شما بدهم ......
شما حرفتان این است که دین را باید از اهل بیت گرفت نه غیر از انها
بگذارید کتاب کافی را در یک مورد بررسی کنیم
جناب کلینی رسالت صغری را در ک کرده اند
پس در سلسله اسناد یک سخن منسوب به حضرت علی باید امامان قرار میداشتند نه باقی راویان که غیر معصومند
بعنوان
عبارت { من علمنی حرفا ......} باید اینگونه سند بندی میکرد
عن امام زمان ..عن حسن عسکری .....عن الهاد ی ...عن النقی...عنی اتقی.....عن کاظم عن .رضا ..عن جواد ...عن الباق عن الزین العابدین عن الحسین عن علی قال " من علمنی حرفا یسرنی عبدا ....
{ترتیب امامان را شاید اشتباه گفته باشم }
پس میبینید دین شما هم چندان از اهل بیت روایت نشده
میبینید مگر در چند مورد و الا هیچ روایتی 4 امام پشت سر هم در سندش نیست ...
پس فرق ما با شما این است که ماروایاتمان که در سندشان غیر معصوم است به پیامبر ختم میشود
ولی شما که در سندتان غیر معصوم است به مثلا امام صادق ختم میشود ......
و طبیعی است که سخن پیامبر مقبولتر از هر سخنی است
- دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 12:15:06
موضوع مطلب:
برادر گرامی یکی از ارکان دین شما عقل است بهتر نیست کمی از ان استفاده کنید !!!!
توهین و تحقیر یاران پیامبر زیر پوشش نقد و بررسی براستی چه سودی برای شما دارد ؟؟؟
ایا دستور خداست ؟؟ ایا دستور پیامبر است ؟؟؟ ایا دستور علی است ؟؟؟
فقط بگویید این نقد و بررسی صحابی چه نفعی برای شما دارد
بلکه ما هم مستفیض گردیم
از طرفی شما در جایی به دنیا امده اید که کل اطرافیانتان و حکومتتان
ضد یاران پیامبر بودند
و شما میخواهید این ضدیت و دشمنی را سند دار هم بکنید
البته غافلید از اینکه ده برابر این گونه چرندیات در تاریخ بر علیه خود علی نیز وجود دارد
قضیه خالد ابن ولید هم در پاسخ فوق موجود بود بهتر بود اول شما مطلب مرا میخواندید بعد در این گونه موارد سخن میگفتید
البته هرچه بنویسید در مورد صحابی علی را نیز شامل میشود
علی در نظر اهل سنت یک صحابی جلیل القدر است
پس وقتی اسم صحابی را می اورید بدانید علی را هم شامل کرده اید
و انجا که گفته اید صحابی نظر میکند
بخواهید و نخواهید علی و حسن و حسین را نیز داخل کرده اید
دیگر خود دانید
از کجا بدانم شما کاملا بیطرفید و تعصب ندارید ؟؟
- دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 12:33:53
موضوع مطلب:
با سلام خدمت اميرعلي عزيز
دوست عزيزم.
ممنون از لطفتان
سوال كرده بوديد از كجا بفهميد كه من تعصب ندارم.
دوست عزيز و گرامي به راستي اگر بنده تعصب ميداشتم تمام مطالب شما را ميگذاشتم؟
اگر تعصب ميداشتم. نميتوانستم آنها را سانسور كنم؟
عزيز دل بنده از كتب و روايات صحيحه شما مطلب بيان مي كنم. شما مي توانيد به تك تك سندهايي كه دادم سر بزنيد.
حال تو خواه پند گير خواه ملال
- دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 18:33:22
موضوع مطلب:
سلام در پاسخ به مطالب شما عرض کنم
اولا کتب و روایات صحیحه ما بلا استثنا ابوبکر را برترین صحابی پیامبر میدانند بعد عمر بعد عثمان بعد علی
طول عرض تاریخ را بگردید بغیر از این در کتب اهل سنت نخواهید یافت
همه کتب اهل سنت بلا استثنا فضایل علی را بعد از فضایل ابوبکر و عمر و عثمان ذکر نموده اند
ایا ...............قبول دارید .....
این مطالب هم همان کتب و روایات صحیحه ماست
اما در مورد تعصب ...
دوست عزیزم خودت میدانی که این سایت تو سراسر توهین و فحاشی به ساحت یاران پیامبر است
من در مقابل ایا به مقدسات شما کوچکترین اهانتی کرده ام ؟؟؟؟؟
ولی به استدلالهای خود دقت کنید ..
مثلا :صحابی نظر حرام میکند
باور کنید خیلی از این نوع استدلالهای شما میتوانم دست و پا کنم
بر علیه خود امامان
دقت کنید من میتوانم ثابت کنم 12 امام شیعه قران بلد نبودند چرا ؟
خوب اگر بلد بودند یک تفسیر برای ان به امت عرضه میکردند دیگر
چون ما از کل این 12 امام تفسیر کل قران هیچ ..حتی تفسیر سوره فاتحه را نیز ندیده ایم و فوقش گفته اند مراد از فلان ایه ماییم یا فلانکس است
در حالی که ادعای باهم بودن قران و اهل بیت را شعار خود نموده اید
جالب است
نه در قران از امامت و امام نامی برده شده
و نه امامان همتی به تفسیر قران داشته اند ؟
- دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 18:43:37
موضوع مطلب:
البته باز بسیار ممنون از لطف شما هستم که رعایت امانت میکنید
ولی باور کنید مضمون مطالب سایتتان خیلی تفرقه افکنانه و توهین امیز است
مثلا نوشته اید :
وقتی صحابی رسول الله به ناموس مردم چشم بد دارد
این یعنی چه ؟
اگر سواد ندارید باشد برایتان معنی میکنم .
شما میخواهید عمل یک نفر را به همه تعمیم دهید
و اینطور وانمود کنید که تک تک صحابیها اینگونه بودند
در حالیکه خودت هم میدانی دروغ است
ببینم علی چگونه انهمه همسر گرفت ایا از نگاه کردن شروع نمیشود ؟؟؟؟
خالد هم ان زن ملک یمیمنش شد مثل
شهر بانو که ملک یمین حسین شد
ایا حسین او را چشم بسته قبول کرد ؟؟؟؟؟
یا به او نگاه کرد و بعد پسندید ...
بگذارید مطالب شما تف سر بالا نگردد و بروی خودتان برگردد
تهمت نزنید توهین نکنید برادر عزیزم اینکارها ره به جایی نمیبرد
جناب شریعتی میفرماید پشت شیعه را دو چیز شکسته است
یکی ادعای تحریف قران
دو سب و توهین به صحابه
از یکی که برگشته اید حال یا تقیه یا هرچیز
این دو می هم بخدا سودی برای شما ندارد
فقط کاش میدانستم چه فوایدی از مطرح کردن این مطالب بدست می اورید
کاش اینرا جواب میدادید
- دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 18:53:34
موضوع مطلب:
اما در مورد این کار خالد ابن ولید که به قول شما ادم کشت ؟؟؟؟؟
ببینم چه کسی خالد را مامور این کار کرد خوب خود پیامبر
ایا پیامبر اشتباه میکند ؟؟؟
در ثانی ایا پیامبر خالد را قصاص کرد ؟؟ اورا حد زد ؟؟؟ ایا اورا از شهر بیرون کرد ...
در حالیکه جزای قتل قتل است چرا پیامبر اینکار را نکرد ؟؟
نوشته اید
{{دوستان اهل سنت می گویند پیامبر فرموده: یاران من مانند ستارگان هستند به هر کدام که اقتدا کردید هدایت خواهید شد.
ولی در قران کریم آمده است:
وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمين. (آل عمران140)
خداوند، ستمكاران را دوست نمىدارد.
حال شما چگونه می گویید. جناب خالد بن ولید از کسانی است که خداوند از او راضی هست و او هم از خدا راضی هست؟}}}
ببینید تحریف و توهینهایتان تا کجاست
اولا ان روایت درست نیست این یک
دوما خالد بعد از فتح مکه مسلمان شد
در حالیکه ایه 100 سوره توبه که سخن از رضایت خدا و مومنین است شامل
سابقین اولین میشود نه خالد ابن ولید
خالد بعد از فتح مکه مسلمان شد از نظر معنوی زمین و اسمان با ابوبکر فاصله دارد هرچند
در اخر عمرش وقتی غسلش دادند دیدند تمام بدنش جای زخم دشمنان اسلام بود
و وقتی نزدیک وفات بود
فرمود خدایا جایی از بدنم نمانده که زخمی نباشد ولی با اینحال دارم در بستر میمیرم و تاسف بسیار خورد که شهید نشد
شما اگر تعصب ندارید رشادهای ایشانرا نیز چرا نقل نمیکنید
بله خطا داشت اشتباه هم مرتکب میشد ولی تا اخر عمرش در راه خدا شمشیر زد
- سه شنبه، 29 دي ماه ، 1388 12:13:34
موضوع مطلب:
با سلام خدمت امير علي
الف: فرموديد: ائمه شيعه قران بلد نبودند. اگر قران بلد نبودند. چرابارها عمر گفت: لولاعلي لهلك عمر؟ آري شما راست مي گوييد عمر بن خطاب قران بلد بود. كه 12سال طول كشيد تا سوره بقره را حفظ كند.
تنوير الحوالك - جلال الدين السيوطي - ص 216
ابن عمر قال تعلم عمر البقرة في اثنتي عشرة
سنة فلما ختمها نحر جزورا
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير القرطبي - القرطبي - ج 1 - ص 40
حدثنا مالك عن نافع عن ابن عمر قال : تعلم عمر البقرة في اثنتي عشرة سنة ،
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ب: فرموديد: من كار جناب خالد را به همه صحابه تعميم ميدهم. من مي گويم اهل سنت مي گويند همه صحابه رسول الله (صد وبيست و چهار هزار نفر) داراي عدالت هستند و به بهشت ميروند. در حالي كه در بين صحابه چنين افرادي هم هستند. پس استدلالتون غلط هست چون در منطق ميگه: ( اذا جاء اهتمال بطل استدلال)
ج: در مورد اينكه علي بن ابيطالب ازدواجهاي متعدد كرد. و يا ازدواج حسين بن علي حرف شما قياس مع الفارق هست. علي با زنها ازدواج كرد. هيچ مردي را نكشد و با زنش زنا نكرد ولي خالد. مالك را كشت بخاطر زنش و با زنش زنا كرد. مي توانيد در سندهايي كه ذكر كردم ببينيد.
بحث ما بر سر اين نيست كه يك زن را ببينيد و ازدواج كنيد. بحث بر سر اينه كه زني را ببينيد. شوهرش را بكشيد. و با زن زنا كنيد.
د: فرموديد: حرفهاي من مثل تف سر بالا هست. عزيز دل بنده بحث علمي ميكنم آنهم با سند از كتب شما. پس اگر قراره تف سر بالا باشه بايد به علماي خودتون بگين
ل: بنده از علماي سلف شما سند ميارم. شما براي بنده از كسي مانند شريعتي مياريد. جالبه
اما در مورد اينكه شما نقد زديد به مطلب: صحابي رسول الله آدم مي كشد.
الف: پيامبر اكرم خالد را مامور كرد كه قبيله بني جذيمه را به اسلام دعوت كند. او را نفرستاد كه بغض گذشته را امروز خالي كند.
ب: قصاص داراي شرايطي هست. يكي از شرايط اينه كه صحاب دم راضي نشود به ديه. ولي صاحب دم به ديه راضي شدند و پيامبر ديه داد.
ج: گفتند اين روايات صحيح نيست. جمهور علماي شما اين روايت را ذكر كرده اند. يعني آنها دروغگو هستند؟ د: گفتيد خالد تا اخر عمر در راه اسلام شمشير زد. ببخشيد. اسلام گفته بود: مالك بن نويره را بكشد. و با زنش زنا كند؟
- پنجشنبه، 1 بهمن ماه ، 1388 12:46:09
موضوع مطلب:
دوست گرامیم سلام علیکم
خسته نباشید
برادر گرامی شما متاسفانه باز منظور مرا نگرفتید
من گفتم اگر مبنا بر بهانه گیری باشد
میتوانم هزاران ایراد از کل امامان بگیرم
شما که از درک این مطالب ساده و بدیهی اینقدر عاجزید
بخدا تعجب میکنم گونه می ایید و دم از اسلام شناسی میزنید
را انتظار دارید 120 هزار نفر مسلمان همه بی مشکل و بی عیب باشند
مگر همچو چیزی اصلا امکان دارد ؟؟؟؟
حتی خود امامان شما هر یکی در یک صفت از دیگران پیشتر بوده
مثلا وقتی صفت امام موسی ...کاظم ... است یعنی دیگران در این صفت به او نمیرسند
وقتی میگویید امام باقر ..یعنی دیگران در علم به او نرسیده اند
وقتی میگویید امام زین العابدین یعنی از همه امامان عبادتش بیشتر بوده دیگر
ایا غیر از این است ؟؟؟؟
این مطالب شما زیره به کرمان بردن است
ما که بارها گفته ایم
اصحاب معصوم نیستند ولی خدا جامعه اصحاب را پاکترین جامعه و الگوی همه مسلمانان معرفی میکند
و معلوم است نهایت خوبی و کمال در پیامبر جمع است
و هر بشری به نسبت ایشان ناقص است در دین شناسی و اخلاق
صحابه به جایی میرسند که بغیر از پیامبر کسی را نمیبینند
بارها زنان مسلمان فرزند و شوهر و برادر خود را در جنگها از دست میدادند ولی وقتی میشنیدند محمد زنده است
ارامش می یافتند
شما تصور کنید یک مادر که فرزند و برادر و شوهرش در احد کشته شدند و مرتبا فریاد میزد
ایا محمد زنده است ؟ اگر او زنده باشد هر مصیبتی تحمل میشود
این است عشق انها به پیامبرشان
در سراسر این 30 ساله انقلاب شیعه نتوانسته کتابی در مورد حیات محمد بنویسد چرا ؟؟؟
اخر بیچاره هرچه میبیند عشق است و محبت است و ایثار است
ولی او روحیه اش با دشمنی و توهین انها به یک دیگر و نافرمانی پیامبرشان سازگار است
و وقتی کسی بخواهد از میان این مجموعه خوبان دشمنی و عداوت را بیرون بکشد
چه چیزی برای گفتن دارد ؟؟؟؟
نمونه اش کتاب جعفر سبحانی در کتاب سه جلدی فکر کنم خاتم پیامبران ...
که فقط امده گفته انها دوست نبودند بلکه دشمن هم بودند
یعنی امده کل تاریخ نویسانرا زیر سوال برده که چرا گفته اند انها باهم محبت بوده اند ؟؟؟؟؟
یعنی شیعه از زمان پیامبر انزمان خوششان می اید
که درندگی و حشیگری و لجاجت و نافرمانی به اوج خود رسیده باشد ....
ببینید با این روحیه بیایید تاریخ بنویسید چه میشود ؟؟؟؟؟
میشود یکی مثل برادر عزیزمان جناب اقای جوادی نسب
که لذت را در این میبنید اصحاب یکدیگر را بکشند
هوس باز باشند
لجوج و نفهم باشند
و مرتبا میگردد که اسنادی بیابد که حاصل تربیت پیامبر را مشتی وحشی و کودن معرفی کند
که بزرگترین توهین به خود پیامبر است
و هر گز از خود نمیپرسند وقتی پیامبری با رسالتش نتواند عده ای متعهد را تربیت کند
امامی با امامتش دیگر چه کاری میتواند بکند ؟؟؟؟؟؟
شما دقت کنید امام زمان در زمان نبود من به فقها
یعنی یک شیعه واقعا از ته دل از خوبی بین یاران پیامبر ناراحت است
مثلا وقتی میشنوند که جهیزیه فاطمه را ابوبکر تهیه کرده
و در مراسم ازدواجش زحمتهای بسیاری کشید.....
به هشان بر میخورد ....
یا وقتی کلینی میگوید دختر فاطمه زن عمر بود بشدت عصبانی میشوند
و اساسا به ان خطبه هایی که علی در مورد رفتن عمر به جنگ میکند
اعتنا نمیکنند ..
یا وقتی میبینند در بین شهدای کربلا افرادی هستند که اسمشان ابوبکر و عمر و عثمان اسنت
و فرزندان حسن و حسین و حسنند
+
و پیامبر میفرماید ان الله معنا
بهشان بر میخورد
و میگویند اینکه چیزی نیست خدا با همه چیز است !!!!!
جناب جوادی نسب واقعا مشکل شما خالد ابن ولید است ؟؟؟؟
بگذارید یک مطلب را عرض کنم
معلوم است که اشتباه هر فرمانده ای به مافوقش برمیگردد
برای همین ایرانیها همیشه به صدام دشنام میدادند
نه به فرماندهان که ایرانیانرا میکشتند
چون مردم همه ان کشتارها را از دید صدام میدانستند
حالا بلاتشبیه
خالد را پیامبر فرستاد به نظر شما این تصمیم پیامبر اشتباه بود یا درست
اگر اشتباه بود پس ادعای عصمت بیخودیتان چیست ؟؟
اگر هم درست اینهمه توهین معنایش چیست
{با ز همان تف سر بالا شد }
البته من کل اینجریانرا کاملا خوانده ام
و شما خیلی بیخبر تر از انید که حتی فکرش را هم بکنید ولی متاسفانه بحثش اینجا بینتیجه است
چون شما اگر بنفعتان بود عبد روایات میشوید اگر هم به مذیقتان خوش نیامد
میگویید از جعلیات معاویه است ؟؟؟؟
اما در مورد علم امامان
ببینید شما فارسی هم بلد نیستید من گفتم
اگر بخواهم بهانه گیری کنم از اشخاص
دقت کنید میگویم اگربخواهم بهانه گیری کنم از افعال افراد دستم بسیار باز تر است برای طعنه به امامان
مثلا بگویم : فاطمه برای یک وجب خاک نزدیک بود سکته کند!!!!
دلیلم هم دارد چون بجای دفاع از ولایت به مسجد رفت و اصحاب را بخاطر تصاحب زمینش به باد ناسزا گرفت و برای یک وجب خاک به همه توهین کرد
میبینید که مثال زدم شما فکر نکنید اهل سنت دستشان بسته است
اما در مورد عمر و روایت لو لا علی ......
و اینکه سوره بقره را در 12 سال حفظ کرد ...
در مورد بالا عمر اینجمله را در مورد بسیاری از صحابه که مطالبشان راهگشای مسایل پیچیده بود
این روایت را فرموده
مثلا
لو لا زید لهلک عمر
یا لولا سعد لهلک عمر
که این تواضع عمر در اوج قدرت است و طبیعی است که دیکتاتور منشان هرگز اینگونه تواضع ندارند که در اوج قدرت مدیون کسی باشند و اصلا نمیفهمند این نوع اخلاق متواضعانه افراد را
{{ تورا از کاف کفرت خود خبر نیست ******حکایتهای ایمان را چه دانی }}
البته همان منبعی که این روایت را ذکر کرده است
اینرا هم اورده اند که علی فرموده است:
هر کس مرا بر ابوبکر و عمر برتری دهد او را در حد مفتری شلاق میزنم
اما در مورد سوره بقره
جناب جوادی نسب !!!! اولا حفظ قران خودش به تنهایی فضیلت نیست
الان هم حوزه های علمیه را دست حافظان قران نمیدهند
اداره جامعه مدیریت میخواهد نه حفظ قران و حدیث ..
این یک دوما مثل اینکه یادتان رفته است ایات قران تدریجی نازل شده است
و کل سوره بقره تقریبا 6 سال وقت گرفت تا کلا نازل شد
این از قران شناسیتان
ماشا الله به این حواستان ببین دشمنی با شما چه کرده است ؟؟
از طرفی عمر در هنگام نازل شدن سوره بقره 45 سال داشته است
واگر انسانشناسیتان هم کمی از داناییتان قویتر باشد
میفهمید که اولا در این سن حفظ کردن مشکل است
دوما اگر جامع شناسی صدر اسلام را خوانده باشید میبینید انهمه کارهای مسلمانان جنگهای پی درپی و اوارگی و دربدری
توطئه های مشرکان و یهود و بسیاری مشکلات دیگر واقعا جایی برای نشستن و حفظ ایات قران میگذارد؟؟
؟؟
ایا خود خامنه ای چند ایه سوره بقره را حفظ است
اصلا تجویدش را هم بلد نیست ؟؟؟؟پس چرا کنارش نمیزنید و اقای استاد پرهیزکار را رهبر کنید ؟؟؟
اساسا یک ایه هم نداریم که ای مردم قران را حفظ کنید
چون اساسا قران امده برای اینکه در جامعه پیاده شود نه اینکه در مغزها تلنبار شود
میبینید که بی اساس ترین مطالب را مطرح میکنید
عمر کم بلد بود ؟؟؟ باشد قبول میکنیم
عمر بدون انکه معصوم باشد
کاری کرد که تا قیامت حکومت عمر مثالی برای نمونه اعلای حکومت اسلامی باشد
و تا به امروز درخشانترین دوران حکومت اسلامی همان دوران عمر است
اما زمان علی که همزمان حسن هم بود و حسین هم بود یعنی سه معصوم پهلوی هم ولی باز نتوانستند
جامعه ای مانند عمر با ثبات داشته باشند
و در دوران علی قریب 60000نفر مسلمان به دست یکدیگر شهید شدند
شما نگاه کنید عمر که میگفت اگر علی نبود من هلاک میشدم
دیگر باید انتظار داشت حکومت علی دهها برابر عمر سالمتر و امنتر میبود
ولی میبینید کاملا بر عکس است شاید بگویید
برای علی مشکل می افریدند
میگویم پس عصمت به چه درد میخورد ؟؟؟؟؟؟؟
عصمتی که نتواند 4 تا مشکل را حل کند واقعا به چه دردی میخورد ؟؟؟؟
امامی که با وجود عصمت وپشتوانه خدایی باز از حل مسایل درمانده باشد چه فرقی با بقیه انسانها دارد ؟
در ثانی عمر ابن عبد العزیز در طول دو سال باز توانست با وجود انهمه تفرقه ها همه مسلمانان را به دور هم جمع کند در حالیکه حزبها و مذاهب بسیاری پدید امده بودند
ثالثا اگر زمانی را که ابوبکر رهبری امور را در دست گرفت مطالعه کنید
میبینید اگر بغیر از ابوبکر هر کس دیگری بود حتما تا حال از اسلام نامی هم باقی نمانده بود
ولی متاسفانه شما از تاریخ همانرا بلدید که دشنام و بد و بیراه باشد
چون اساسا نمیگذارند کتب تاریخی صدر اسلام را بخوانید و اصلا وجود ندارند
همان مطالب را که خودتان مرتبا سند میدهید حتی یکعددش را هم ندیده اید
چه برسد به اینکه خوانده باشید
معلوم است که طوطی واری از سایتهای دیگر بر داشته اید
و الا مثل اب خوردن حواله به کتاب صواع المحرقه میدهید
بمن بگویید ببینم صفحه 560 ان سخن از چه میگوید .....
{ کتاب صواع المحرقه را باوجود اینکه من در شهری سنی نشین هستم
بعد از 8 سال جستجو پیدا کردم
اینک نمیدانم چرا ماشا الله همه شهرهای شیعه پراز این کتاب ضد شیعه است و هر شیعه ای یکعدد از ان را در دست دارد و تکان میخوری حواله به ان میکنند نمیدانم !!!!!! }
گفته بودید باید با روایت حرف بزنم و باز دو رکعت نماز را اورده بودید
برادر عزیز من در مورد اصحاب میتوانم باقران حرف بزنم
چرا شما در مورد امام و امامت نمیتوانید ؟؟؟؟
در ثانی نماز یکی از فروع دین است و تعداد رکعات نماز باز خود فرع نماز است
حالا چگونه شما فرعی از فروع دینرا با یکی از اصول دین یکی میدانید
واقعا اصل امامت بمقدار تعداد رکعات نماز صبح !!!!!! در نظر شما ارزش دارد !!!
وقتی در 6600 ایه قران یک ایه نیز از امامت به صراحت سخنی به میان نیاورده
روایت چه دردی را دوا میکند......
از اینها بگذریم بعد از توضیحات بالا به قران برمیگردیم وبدون مسایل حاشیه ای
به قران میپردازیم
خدا میفرماید
ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم
یعنی این قران به استوار ترین راهها هدایت میکند
{شما راه تشیع را استوارترین راهها میدانید پس این قران و این شما شروع فرمایید }
ابتدا من این ایه را می اورم
خدا میفرماید
{والسابقون الاولون من المهاجرین و الانصار و الذین اتبعوهم باحسان رضی الله عنهم و رضو عنه ...}
ایه 100 سوره توبه {معنی نمیکنم چون با این سایت و دم و دستگاه عربی بلد نباشید خیلی ضایع است}
نتیجه گیری از این ایه :
اولا خدا از سابقین مهاجر{ اهل مکه } و انصار{ اهل مدینه } راضی است
دوما خدا دستور به تبعیت از انها داده است {و الذین التبعوهم }
و در این تبعیت فرقی بین علی و بقیه سابقین نیست {و السابقون الاولون }..... خوب دقت کنید
سوما 11 امام شیعه باید تابع این سابقین مهاجر و انصار باشند تا خدا از انها راضی باشد
والذین اتبعوهم موید همین نکته است یعنی خدا از مهاجر و انصار راضی است و از کسانی که از انها به نیکویی تبعیت میکنند
معلوم است که 11 امام شیعه نه مهاجرند و نه انصار پس طیف سومی هستند مثل همه مردم
یعنی بین امامان شیعه و بقیه مردم در تبعیت از این اصحاب باز فرقی نیست
اینک بدون اینکه ایه را بپیچانید بگویید ببینم چگونه این موضوع را حل میکنید
واجب شدن تبعیت معصوم از غیر معصوم !!!!
صرف نظر از روایات بالا که یک جواب حاشیه ای بود
من برای فضایل اصحاب فقط ایات قران را می اورم
البته تا الان که نتوانسته اید جواب بدهید ان شا الله ما را بیجواب نمیگذارید
ولی ساحت قران بسیار مبارکتر از ان است که مطابق هوای نفس با ان برخورد کنیم
هر لحظه بیندیشیم که این کلام خداست با تمام صراحت و سادگی
جناب جوادی نسب از این ایه شروع کردم اگر میل دارید شما هم نظراتتانرا در مورد این ایه بگویید
اگر هم مایل نیستید بنویسید که به چه دلیلی
ولی من قبول میکنم که شما هر ایه ای را که دوست داشته باشید روی ان بحث کنیم
حتی همان ایه هایی که میگویی در ذم اصحاب است
من قبول میکنم هر ایه ای باشد
ولی ایه نه اینکه ایه اورده بعد ده ردیف روایت ردیف کنید که مراد از این ایه فلانکس است
- پنجشنبه، 1 بهمن ماه ، 1388 13:01:38
موضوع مطلب:
فرموده اید
:بنده از علماي سلف شما سند ميارم. شما براي بنده از كسي مانند شريعتي مياريد. جالبه
برادر عزیزم این اعتراف یک عالم شیعه است است نه سند !!!!!
خدایی کمی با دقت مطالب مرا بخوانید
مگر من گفته ام علی شریعتی حدیث روایت کرده است
که مقابله به مثلی مطرح باشد ؟؟؟؟؟
جناب شریعتی بعد از سالها مطالعه به این نتیجه رسیده است
و لب مطلب من هم همین بود که دشنام و یا نقد صحابه چه فایده ای دارد ؟؟؟
تلک امه خد خلت من قبلکم ......لهم ما اکتسبوا و لکم ماکتسبتم
ایه قران است
انها هر چه کردند به خدا مربوط است من و تو مسئول اعمال خودمانیم
بهتر نیست به خود بپردازیم بهتر از ان است که با چند تکه کاغذ تاریخی
یکی را کافر یا فاسق کنیم
- پنجشنبه، 1 بهمن ماه ، 1388 13:03:46
موضوع مطلب:
سلام امير علي عزيز
جناب اميرعلي عزيز از كي جناب شريعتي عالم شيعه شده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ميشه بگي از كي دكتر شريعتي شد عالم شيعه؟
يه زحمت برات دارم.
من چند تا سوال در مورد جناب عمر بن خطاب از علماي سلف و كتب بزرگ اهل سنت دارم ميشه برام جواب بدي؟
اينم سوالات:
1- حدیث(انت منی بمنزله....)در شأن چه کسی بود؟ علي يا عمر؟!
چون در كتب اهل سنت چنين آمده است:
مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 1 - ص 170
عبد الرحمن عن عائشة بنت سعد عن أبيها ان عليا رضي الله عنه خرج مع النبي صلى الله عليه وسلم حتى جاء ثنية الوداع وعلى رضي الله عنه يبكى يقول تخلفني مع الخوالف فقال أو ما ترضى أن تكون منى بمنزلة هارون من موسى الا النبوة
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 1 - ص 179
ن النبي صلى الله عليه وسلم قال لعلي أنت منى بمنزلة هارون من موسى قيل لسفيان غير أنه لانبى بعدى
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
صحيح البخاري - البخاري - ج 4 - ص 208
قال النبي صلى الله عليه وسلم لعلى اما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 7 - ص 120
قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لعلى أنت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبي بعدي
2- آیا عمر بن خطاب اهل سنت در آیات قران جهل داشته اند. یا نه؟
چون در كتب اهل سنت چنين آمده است:
السنن الكبرى - البيهقي - ج 7 - ص 442
أبو عبد الله الحافظ نا أبو العباس محمد بن يعقوب نا يحيى بن أبي طالب نا أبو بدر شجاع بن الوليد ثنا سعيد بن أبي عروبة عن داود بن أبي القصاف عن أبي حرب بن أبي الأسود الديلي ان عمر رضي الله عنه اتى بامرأة قد ولدت لستة أشهر فهم برجمها فبلغ ذلك عليا رضي الله عنه فقال ليس عليها رجم فبلغ ذلك عمر رضي الله عنه فأرسل إليه فسأله فقال ( والوالدات يرضعن أولادهن حولين كاملين لمن أراد أن يتم الرضاعة ) وقال ( وحمله وفصاله ثلاثون شهرا ) فستة أشهر حمله حولين تمام لا حد عليها أو قال لا رجم عليها قال فخلى عنها ثم ولدت
ساير سندها:
نظم درر السمطين - الزرندي الحنفي - ص 131
كنز العمال - المتقي الهندي - ج 5 - ص 457
تفسير ابن أبي حاتم - ابن أبي حاتم الرازي - ج 2 - ص 428
الدر المنثور - جلال الدين السيوطي - ج 1 - ص 288
تاريخ المدينة - ابن شبة النميري - ج 3 - ص 979
ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 1 - ص 226
3- چرا ابوبكر به خلافت عمر بن خطاب وصيت كرد؟
مدارك اهل سنت دال بر اين كلام:
تخريج الأحاديث والآثار - الزيلعي - ج 2 - ص 482
إني استخلفت عليكم بعدي عمر بن الخطاب
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
كنز العمال - المتقي الهندي - ج 5 - ص 675 - 676
أني استخلفت عليكم بعدي عمر بن الخطاب
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الطبقات الكبرى - محمد بن سعد - ج 3 - ص 200
إني استخلفت عليكم بعدي عمر بن الخطاب
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 30 - ص 411
ني استخلفت عليكم بعدي عمر بن الخطاب
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تاريخ المدينة - ابن شبة النميري - ج 2 - ص 668
إني استخلفت عليكم بعدي عمر بن الخطاب
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تاريخ الإسلام - الذهبي - ج 3 - ص 116
إني استخلفت عليكم بعدي عمر بن الخطاب
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الامامة والسياسة - ابن قتيبة الدينوري ، تحقيق الزيني - ج 1 - ص 25
أنه استخلف عمر ،
4- آيا عمر بن خطاب به حضرت زهرا جسارت كرد؟
مدارك دال بر اين حرف:
ذكرالطبرى: باسناده عن زياد بن كليب قال: أتى عمر بن الخطاب منزل علىّ وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين فقال: واللّه لأحرقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلى البيعة»، فخرج عليه الزبير مصلتاً بالسيف فعثر فسقط السيف من بده فوثبوا عليه فأخذوه.
تاريخ الطبرى: 2/443.
الشهرستانى: عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السلام يوم البيعة حتّى ألقت الجنين من بطنها وكان عمر يصيح: إحرقوا دارها بمن فيها، وماكان فى الدار غير علىّ وفاطمة والحسن والحسين وزينب(عليهم السلام).
الملل والنحل: 1/57. طبعة بيروت، دار المعرفة.
قال المسعودى: فهجموا عليه وأحرقوا بابه، واستخرجواه منه كرهاً، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً.
اثبات الوصية:143.
قال ابن حجر العسقلانى: إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.
لسان الميزان:1/268.
قال الصفدى: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّى ألقت المحسن من بطنها.
الوافى بالوفيات: 5/347.
5- آيا جناب فاطمه بنت محمد از عمر و ابوبكر غضبناك بود؟
فغضبت فاطمة بنت رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم فهجرت ابا بكر فلم تزل مهاجرته حتى توفيت.
صحيح البخارى: 4/42، ش 2862.
6- آیا جناب عمر بن خطاب در نبوت حضرت محمد شک کرده است یا نه؟
چون در کتب اهل سنت از زبان جناب عمر چنین آمده است:
( والله ما شککت منذ اسلمت الا یومئذ (روز صلح حدیبیه)
(در این متن صراحتا جناب عمر به شک در نبوت اعتراف می نمایند)
منابع:
*المصنف عبدالرزاق ج5 ص 339- منشورات المجلس العلمی
صحیح ابن حبان ج 11 ص224- موسسه الرساله
المعجم الکبیر ج 20 ص 14- مکتبه ابن تیمیه
الدر المنثور ج6 ص77- دارالمعرفه
تاریخ مدینه دمشق ج 57 ص 229- دارالفکر*
7- آیا منع ازدواج موقت توسط جناب عمر بن خطاب بوده است؟
چون در کتب اهل سنت می باشد از زبان جناب عمر که چنین گفته اند:
(متعتان کانتا فی عهد رسول الله و انا احرمها.........)
( این متن بیانگر منع توسط جناب عمر است)
منابع:
المبسوط ج4 ص27- دارالمعرفه
المغنی ج7 ص 572- دارالکتاب العربی
الشرح الکبیر ج7 ص537- دارالکتاب العربی
المحلی ج 7 ص 107- دارالفکر
مسند احمد بن حنبل ج 3 ص325- دارصادر
معرفه السنن و آلاثار ج5 ص 345- دارالکتب العلمیه
تفسیر الرازی ج10 ص 50
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج 1 ص182- داراحیاء التراث العربی
اصول السرخسی ج 2ص6- دارالکتاب العلمیه
تفسیر قرطبی ج 2ص329- داراحیاء التراث العربی
تذکره الحفاظ ج 1 ص156- داراحیائ التراث العربی
علل الدار قطنی ج 2ص156- دارطیبه
کنزالعمال ج16 ص521- موسسه الرساله
صحیح البخاری مجلد3 ص158- دارالفکر
8- آيا جناب عمر بن خطاب اولين كسي بود كه در نماز ميت 4بار تكبير گفت؟
كتاب الأوائل - ابن أبي عاصم - ص 8
أول من جمع الناس في صلاة الجنائز على أربع تكبيرات .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
إمتاع الأسماع - المقريزي - ج 1 - پاورقى ص 380
أول من جمع الناس في صلاة الجنائز على أربع تكبيرات
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
المصنف - عبد الرزاق الصنعاني - ج 3 - ص 480
عبد الرزاق عن الثوري عن إسماعيل عن الشعبي عن
عبد الرحمن بن أبزي قال : كبر عمر على زينب بنت جحش أربع
تكبيرات
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الطبقات الكبرى - محمد بن سعد - ج 8 - ص 112
كبر عمر على زينب بنت جحش أربعا
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الطبقات الكبرى - محمد بن سعد - ج 8 - ص 112
كبر عمر على زينب بنت جحش أربعا
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
المحلى - ابن حزم - ج 5 - ص 124
جمعهم عمر على أربع تكبيرات
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تلخيص الحبير - ابن حجر - ج 5 - ص 168
فجمعهم عمر على أربع تكبيرات
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
نيل الأوطار - الشوكاني - ج 4 - ص 99
جمعهم عمر على أربع تكبيرات .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
عون المعبود - العظيم آبادي - ج 8 - ص 343
فجمعهم عمر على أربع تكبيرات
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
من حياة الخليفة عمر بن الخطاب - عبد الرحمن أحمد البكري - ص 250 - 251
جمعهم عمر على أربع تكبيرات . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
المصنف عبد الرزاق الصنعاني-منشورات المجلس العلمي
الطبقات الكبرى- دار صادر
كتاب الأوائل- دار الخلفاء للكتاب الإسلامي الكويت
إمتاع الأسماع المقريزي - دار الكتب العلمية
المحلى ابن حزم- دار الفكر
تلخيص الحبير ابن حجر- دار الفكر
نيل الأوطار الشوكاني- دار الكتب العلمية
9- آیا این که می گویند عمر بن خطاب برای حفظ سوره بقره 12 سال طول کشید. صحیح است؟
تنوير الحوالك - جلال الدين السيوطي - ص 216
ابن عمر قال تعلم عمر البقرة في اثنتي عشرة
سنة فلما ختمها نحر جزورا
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير القرطبي - القرطبي - ج 1 - ص 40
حدثنا مالك عن نافع عن ابن عمر قال : تعلم عمر البقرة في اثنتي عشرة سنة ،
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
‹ پاورقى ص 40 ›
( 1 ) في الأصول : " المسمي في ذكر أسماء . . . الخ " .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الدر المنثور - جلال الدين السيوطي - ج 1 - ص 21
ابن عمر قال تعلم عمر البقرة في اثنتي عشرة سنة فلما ختمها
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تاريخ الإسلام - الذهبي - ج 3 - ص 267
وقال إن عمر : تعلم عمر البقرة في اثنتي عشرة سنة ، فلما تعلمها نحر جزورا .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تنوير الحوالك جلال الدين السيوطي- دار الكتب العلمية تفسير القرطبي- دار إحياء التراث
الدر المنثورجلال الدين السيوطي- دار المعرفة
تاريخ الإسلام الذهبي- دار الكتاب العربي
10- آیا درست است که جناب فاطمه بنت محمد عمر بن خطاب را نفرین کرد؟
و الله لادعون علیک فی کل صلاه
منابع:
الامامه و السیاسه تحقیق زینی ج1 ص20- موسسه الحلبی
11- آیا اینکه جناب عمر بن خطاب منع کردند متعه را دلیل شخصی بود؟
طبق نقل بزرگان اهل سنت اين منع يك مسئله شخصي بود و در شان جناب عمر بن حريث بوده است:
كنا نستمتع بالقبضه من التمر و الدقيق الايام علي عهد رسول الله (ص) و ابي بكر و عمر حتي نهي عمر عنه في شأن عمرو بن حريث
منابع:
نيل الاوطار ج6 ص22- دارالجيل
صحيح مسلم ج4 ص131- دارالفكر
السنن الكبري ج7 ص131- دارالفكر
عمده القاري ج17 ص246- دارحياء التراث العربي
المصنف عبدالرزاق ج7 ص500- منشورات المجلس الاعلمي
نصب الرايه ج3 ص338- دارالحديث قاهره
الداريه في تخريج احاديث الهدايه ج2 ص57- دارالمعرفه
تاريخ المدينه ج2 ص717- دارالفكر قم
الاستذكار ج5 ص505- دارالكتب العلميه
التمهيد ج10 ص112- المغرب، وزاره عموم و الاوقاف
عون المعبود ج10 ص349- دارالكتب العلميه
*******************************
منتظر جوابها هستم.
لطفا جواب بدهيد. و به حاشيه نرويد. من سوال كردم لطف كنيد به جاي جواب دادن صورت مسئله رو حذف نكنيد.
منتظر جوابها هستم
- پنجشنبه، 1 بهمن ماه ، 1388 18:30:55
موضوع مطلب:
افرین اینبار دانستم اساسا توانایی بحث ندارید
و اینرا هم دانستم که جرات بحث قرانی را ندارید
ببینید عمر هزار برابر هم از اینها بدتر در موردش روایت شود
باز یک تار مویش را به تمام مسلمانان تاریخ نمیدهیم
بخدا خیلی بیچاره اید
دلم بحالتان میسوزد
اینهمه سند روی کولت بار کرده ای که مثلا چه بشود ؟؟؟
دوستان همه شاهدند که نتوانستی با قران حرف بزنی
و فقط چسبیدی به روایتهای شیعه خوش کن
اگر یادتان باشد جناب طبرسی یک کتاب نوشته بنام فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب
یعنی 2000 روایت از امامان جمع اوری کرده که این قران تحریف شده است ......
شیعه هزاران بار بالا بپرد پایین بپرد
بزرگان اهل سنت عمر در نظرشان از علی بافضیلتتر است
بجای اینهمه مدرک تو یک بزرگ اهل سنت را پیدا کن که مخالف این گفته باشد
فقط یکی
بهر حال بجای اینهمه نفرت از عمر و قران
یکبار با دقت مطلب مرا بخوان
این نوشته های شما درست مثل این است که
معلمی به دانش اموزانش بگوید عزیزانم در در س خواندن تلاش کنید تا موفق شوید
و یکی در جواب بگوید چشم ولی اقا بخدا حسن تنبل است !!!!!!
من مرتبا میگویم به قران باز گردید شما میگویید عمر اینگونه است
اما در مورد شریعتی
اخر سوادتان اینقدر است دیگر
در نمایشگاه بین المللی کتاب تنها غرفه ای که پر از خوانند گان کتب اسلامی است غرفه شریعتی است
و فقط کتابهای اویند که نایابند
نکند در نزد شما مصباح یزدی اسلام شناس است ؟؟؟؟
دیدید شما پایش بیفتد همه را از اعتبار می اندازید و توهین و اراجیف پشت سرش تلمبار میکنید
- پنجشنبه، 1 بهمن ماه ، 1388 18:35:19
موضوع مطلب:
من سوگند میخورم مطلب مرا حتی یکبار هم نخواندید
نگفتید نظرتان در مورد ایه 100 سوره توبه چیست ؟؟؟؟؟؟؟
اولا شما سایت مناظره راه انداخته اید باید حد اقل مطالب طرف را بشنوید یا خیر
از دوستان خواننده این سایت دعوت میکنم مطالب دو طرف را بدقت بخوانند
و خود قضاوت کنند
- پنجشنبه، 1 بهمن ماه ، 1388 18:42:42
موضوع مطلب:
اما در مورد طفره رفتن از سوالاتتان
دوست عزیز مناظره دو طرف باید بر مبنای مطالبی باشد که هر دو طرف در ان شک نداشته باشند
تو اینقدر مقید مطالب دانشمندان اهل سنتی اساسا چرا شیعه ای !!!
و چرا اینقدر متکی به روایات اهل سنت .!!!
تو فقط بگو فضایل وارده را در مورد خلفا قبول داری !!! ؟؟؟ یا خیر
اگر قبول داری خوب بدیهیترین مسئله این است که در نزد اهل سنت
عمر سومین فرد اسلام است
ایا این نظر متواتر اهل سنت را قبول داری یا خیر
تو میدانی میخواهی چگونه مناظره کنی
لب مطلبت این است که بابا من از سنی ها چند مطب در مورد مذمت عمر قبول دارم
و هر کس بامن بحث کند باید بر اساس همان چیزهایی باشد که من قبول دارم
جالب است من میگویم بحث را با قران شروع کنیم
تو میگویی طفره رفته ای ؟؟؟؟؟
جالب است استدلال قرانی طفره رفتن است
ولی روایت و تاریخ اصل و اصیل است
- پنجشنبه، 1 بهمن ماه ، 1388 22:36:12
موضوع مطلب:
با سلام
دوست عزیز و گرامی. در مورد آیه 100 سوره توبه در سایت عرض کردم این مطلب رو کاملا بحث کردیم و می توانید به ادرس ذیل سر بزنید.
| تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند. عضويت در سايت / ورود به سايت |
- شنبه، 3 بهمن ماه ، 1388 18:50:52
موضوع مطلب:
بسم الله الرحمن الرحیم
دوست عزیز وگرامیم سلام علیکم ..
خیلی خوشحال شدم که مطلبتانرا در مورد ایه 100 سوره توبه دیدم خواهش میکنم مطالبی که مینویسم بدقت بخوانید
حتما بخوانید بخدا از خیلی کارهایم صرف نظر کرده ام تا این مطلب را اماده کردم
امیدوارم خدا بپذیرد
قبل از هر چیز دقت و فهم و تدبر در ایه همه چیز را روشن میکند
خدا میفرماید: من از سابقین مهاجر و انصار و کسانی که به نیکویی از انها پیروی کنند راضیم
ساده ترین دلیل و بدیهی ترین این است که این ایه خبری است
و با صیغه ماضی امده یعنی اصل رضایت خدا تحقق یافته است
خدا میفرماید
{ان الذین امنوا و عملو الصالحات اولئک هم خیر البریه........رضی الله عنهم و رضو ا عنه}
ایا اینجا میتوانی بگویی خیر!! همه مومنین شامل نمیشوند ؟؟؟
{ اگر دقت کنید سابقون الاولون منظور همان ایمان اوردن است
و هجرت و نصرت هم مظهر عمل صالح است }
ولی قضیه ارتاد و یا برگشتن از دین را که دو ایه برایش اورده اید
هر دو تا { اما و اگر } دارد و سوالی یا شرطی است یعنی میفرماید
ایا اگر محمد بمیرد شما از دین دست میکشید ؟؟؟
در ایه دیگر باز همینگونه است که اگر شما مرتد شوید
لشکری را بر شما میفرستیم ...
دلیل ساده و بدیهی دیگر این است
چگونه خدامومنین را به تبعیت شایسته از کسانی دستور میدهد که معلوم نیست
خود تا اخر . دیندارباقی بمانند ؟؟؟؟؟
بگذارید یک مثال عرض کنم
میگوییم:
معلمان و دانش اموزان ممتازی که
در کوشش و تعلیم درس به خوبی از معلمانشان پیروی کرده باشند
برای سیاحت به رامسر خواهند رفت
اینک کسی بیاید و بگوید معلمها رانباید بفرستید از کجا معلوم تا اخر باسواد بمانند !!!!!!!!!!
خدایی شما باشید به این استدلال نمیخندید ؟؟؟؟اخر خیلی عجیب است خدا از ما بشرطی راضی باشد که از انسانهایی تبعیت کنیم که دین و کفرشان هنوز معلوم نیست ؟؟؟؟
به ایه دقت کنید
وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَالَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيم
میفرماید از سابقون اولین راضیم و از کسانی که از انها پیروی میکنند
پس خدا وقتی از من راضی است که تابع این سابقین باشم این یعنی خدا از انها راضی بوده دیگر ایا غیر از این است
اما نکته دیگر در همان زمان نزول ایه کسانی باید بوده باشند که از این سابقین پیروی کنند که میشوند همان مسلمانهای بعد از بدر و احد و طبیعی است که انها به پای این سابقین مهاجر و انصار هرگز نرسیده اند
نکته دوم مربوط به این مطلب شماست که فرموده اید
{ اگر قرار باشد كه پيشى گيرندگان مهاجر و انصار بدون قيد و شرط؛ چه تقواى الهى پيشه كنند و چه اعمال ناشايست انجام دهند؛ در عين حال گرامىترين افراد نزد خداوند باشند، اين آيه و بسيارى ديگر از آيات قرآن تكذيب خواهد شد!
ب: و نيز اگر رضايت خداوند در اين آيه مطلق باشد، بايد تمام آيات قرآن را كه در باره وعده و وعيد و جزا و پاداش نازل شده است، تخصيص بزنيم. يعنى از هر كسى گناهى سر بزند، مجازات خواهد شد؛ مگر (السابقون الأولون) كه آنها حتى اگر مرتد و يا منافق نيز بشوند، مجازات نخواهند شد. }
اینک پاسخی بسیار کوتاه به این مطلب شما
اساسا خود سبقت در دین و هجرت بخاطر دین خدا وهمچنین ایثار انصار خود نمونه اعلای تقوا است
این یک
دوما به زمان نزول ایه دقت فرمایید
این ایه در سوره برائت است همان سوره ای که علی در سال 8 یا نه هجری اعلام کرد
یعنی خدا قضیه رضایت از سابقین اولین را در مدینه بعد از نزدیک 9 سال که با 13 سال مکه میشود 22 سال . اعلام فرمود
یعنی خدا 22 سال بعد از ایمان ابوبکر و باقی اصحاب سابقین ازانها رضایت خود را اعلام کرد
ایا 22 سال کافی نیست که یک انسان شخصیتش مطابق انچه خدا میخواهد شکل بگیرد ؟؟؟؟
دقت کنید ما نمیگوییم انها معصومند وخطایی نمیکنند اساسا توبه برای چیست ؟ ایا غیر از این است که انسانها بعد از کار خطا یا اشتباهی و یا گناهی توبه کنند ؟؟؟؟؟؟از شما تقاضا دارم به یک مسئله انسانشناسانه دقت کنید
انسان بر هر خو وخصلتی باشد تا 40 سالگی شخصیتش بران شکل میگیرد
مثلا کسی خسیس است اگر تا 40 سالگی باز خسیس بماند مگر نیرویی بسیار قوی و الا بر همان خسیسی خواهد مرد
میدانم که در میان دوست و اشنا ها از این قبیل ادمها بسیار سراغ دارید
برگردیم به عقب فردی بنام محمد می اید و میگوید ای مردم من پیامبرم و این ایین و عقیده شما
باطل است اولا با این کلمه همه جامعه را دشمن خود میکند
عده ای در بین سنین 25 الی 50 سال بلافاصله دعوت او را اجابت میکنند و به او ایمان می اورند
درست بعد از اعلام موضع جدید درمیدان فشار وتهدید و قتل و توهین و تهمت و ناسزا قرار میگیرند
اعتبارشان میرود حرمتشان میشکند از احترام می افتند شغلشان را از دست میدهند وحتی پدر و مادرشان نیز دشمنشان میشوند
علاوه بر اینها
3 سال شدیدترین محاصره اقتصادی را تحمل میکنند بدون انکه حتی یک شکایت کوچک از این یاران وفادار
شنیده شود
فشار شدید تر میشود و انها از فرط اذیت و شکنجه به سوی حبشه فرار میکنند
که مشرکان انجا هم رهایشان نمیکنند
بعد از تحمل 13 سال این دوران سخت و طاقت فرسا بدون اینکه یک ذره ای اعتقاد یکی از این سابقین اولین کم شود دستور هجرت به مدینه میرسد
و انها باید همه تعلقات مادی و خانوادگی را رها کنند و تک وتنها بدون همسر و فرزند و مال و ثروت دست خالی یک یک و دو دو { بسیار مهم است انسان بجایی برسد که از زن و فرزندش نیز دست بشوید } به دیار غربت بروند
به دیار غربت میرسند برادرانی انجا منتظرشانند که با اغوش باز انها را میپذیرند و حتی بعضی زنان خود را طلاق میدهند تا با برادر مهاجرش ازدواج کند ووخانه خود را از وسط با پارچه نصف میکنند تا برادر مهاجرش بدون سرپناه نماند
بله در مدینه در طول 10 سال 27 جنگ رخ میدهد مسلمانان راستین با جان و دل در همه انها جان را بر طبق اخلاص میگذارند و تنها 3 نفر در یک جنگ حضور نمی یابند که بعد ار طی یک امتحان یک ماهه خدا انها را نیز میبخشد
حالا جناب جوادی نسب !! خدایی این انسانها حاضرند اینهمه مشقتی را که کشیده اند با یکی دو عمل تباه سازند ؟؟؟؟در حالی که اگر هم قرار بر ارتاد ونفاقشان میبود این همه زحمت و مشقت چرا ؟؟؟؟؟
همان اول چرا اصلا ایمان اوردند ؟در حالیکه زمانی رسیده بود یدخلون فی دین الله افواجا
که دسته دسته مردم در دین خدا وارد میشدند پس
چگونه ان سابقین اولین از ایمان باید برگردند ؟؟؟؟
دقت کنید یک مثال میزنم
دانش اموزی داریم بنام مثلا" سینا" که در سالهای قبل در بین همکلاسیها شاگرد ممتاز بوده
و امسال نیز مثل قبل
این سینا در ثلث اول و ثلث دوم معدلش 20 شده است
معلمش ضمن تمجید از او میگوید بچه ها سینا در ثلث سوم قبول شده و به کلاس بالا خواهد رفت
حالا شاگردی بیاید و بگوید یعنی چه چگونه هنوز ثلث سوم نرسیده اقا قبولیشان اعلام شد
من چه گناهی کرده ام که معلم مژده قبولی مرا نمیدهد
این سخن اقا معلم مخالف تلاشکردن ما نیست .....
این معلم به گذشته سینا مینگرد برای همین فردایش را پیشبینی میکند
ایا هرگز تصور میکنید کسی تمام امتحاناتش 20 باشد ولی مثلا بخاطر یک لذت از نمره یک درس صرف نظر کند ؟؟
شما دقت کنید وقتی سال اول مدرسه شروع میشود
معلم در همان ماه دوم پاییز میداند کی در خرداد قبول میشود وکی رد میشود
اینجا خدا میفرماید من ازسابقین راضیم .. یعنی امتحان خود را پس داده اند و سربلند بیرون امده اند برای همین خدا انها را سرمشق میداند دقیقا ضدش هم در قران مطرح است
خدا میفرماید تبت یدا ابی لهب !!!
جالب نیست ؟؟؟ ابولهب 9 سال بعد از نزول این سوره مرد
ایا اگر ایمان می اورد کل قران از اعتبار نمی افتاد ؟؟؟
دیگر خصلت او هم انگونه شده بود که هر بچه ای هم میدانست این فرد ایمان بیار نیست ...
ایا این ایه را شیعه توجیه میکند که بگوید نه درست نیست شاید در اخر ایمان بیاورد !!!!
نکته دیگر ...
این مطلب شما یک تناقض بسیار عمده با عقیده تشیع دارد ؟
شما میگویید جمله { اولی الامر منکم } مربوط به 12 امام است
اینک افراد زمان پیامبر{ که ایه تنها در حضور انها نازل شده است } چگونه کسانی را ولی امر خود بدانند
که هنوز متولد نشده و امتحان پس نداده اند وهنوز معلوم نیست که ایا در زندگی از همه ازمایشات سربلند بیرون می ایند یا خیر
و اساسا چرا اینهمه مهدی مهدی میکنید از کجا معلوم وقتی ظهور کرد خود را به امریکا یا اسرائیل نفروشد ؟؟؟ایا شما تضمین میکنید ؟؟
ایا شما تضمین میکنید که وقتی ظهور کرد یک دیکتاتور نشود ؟؟؟ از کجا معلوم است؟؟؟
ما ایه صریح قران داریم که خدا از مهاجر و انصار راضی است شما قبول نمیکنید
پس چگون انقدر به ایمان مهدی ایمان دارید که حتی یک اشاره هم به او در قران نشده است
{ میبینید تف سر بالا شد }
فرموده اید :
{ولی کسی که بعد از هزار و چهارصد و 40سال بعد از بعثت رسول الله آمده است باید تمام کارهایش ذره به ذره حساب شود. به نظر شما اگر اینگونه باشد که شما می گویید باشد. بنده چه گناهی کردم که سال 1420 سال پس از بعثت رسول الله متولد شده ام؟}
اولا عرض کردم خود خصلت سبقت در دین یعنی بجان خریدن تمام سختیها و ازارها و دربدریها
و هجرت نیز یعنی دست شستن از تمامی تعلقات مادی و حتی معنوی مانند مال و ثروت و شغل وروابط عاطفی با طایفه و زن و فرزند و پدر و مادر
و انصار نیز یعنی نمونه های نهایت ایثار و قسمت کردن خوشیهایش با برادر هجرت کرده اش و شریک بودن در غم ونداریش ..... ایا اینها امتحان نیست ؟؟؟؟؟
فرق تو با انها این است که تو در جایی متولد شده ای که دور و برت همه مسلمان هستند و تو را به مسلمانبودن تشویق هم میکنند همین بحث باشما از طرف رسانه ها ودادن جوایز { احتمالا } به شما
میبینید کنار بخاری لم داده و تبلیغ میکنید هر لحظه هم کلی بخاطر مسلمان بودنت چه اطرافیانت وچه حکومت قربانصدقه ات هم میروند و امتیازات دیگری که بدست می اورید
ولی وقتی ابوبکر ایمان اورد همه دشمنش شدند اذیتش کردند و در اخر همه اموالش را مصادره کردند
وخودش تک و تنها بدون زن و فرزند و مال و ثروتش با پیامبر به مدینه رفت
کسی که از تجار معتبر قریش بود بخاطر مسلمان بودن در مدینه کهنه فروشی میکرد
ولی تو بخاطر مسلمان بودن امتیاز هم میگیری مشهور میشوی باز هم شما ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟طلبکارید ؟؟؟؟؟
بهتر است دوربین را از سر دیگرش تماشا کنید جواد اقای ارجمندم ...
طرف دیگر قضیه این ایه امر رضایت الهی را منوط به تبعیت از سابقین اولین میداند
برادر عزیز ! علی جزء سابقین بود
خدا چگونه امر میکند از مجموعه ای تبعیت شود
که ان مجموعه هم با تقوا دارند هم چاقوکش هم قاتل هم میخواره ؟؟؟؟ ایا این توهین به خدا و قران نیست ؟؟
در ایه صریح بدون ابهام میفرماید و الذین اتبعوهم
تنها چیزی که ملاک تبعیت است همین جزو سابقین اولین بودن است و لا غیر و هیچ اما و اگری در ان نیست
بگذارید مثالی واضحتر بزنم بجای سابقون اولین کلمه امامان را میگذاشتیم
و الائمه الاثنی عشریته و الذین اتبعوهم باحسان رضی الله عنهم و رضوا عنه
ایا باز هم میگفتید نخیر شاید بعضی امامان در اخر ناخلف از اب در ایند
و جالب است برای مهاجر و انصاری که نه معصوم هستند و نه امام خدا دستور به تبعیت میدهد
ولی از امام معصوم و و تبعیت از او خبری نیست
اما در مورد ایات در نهی و امر قرانی
دوست عزیز قران کتاب موعظه وپند است اوامر و نواهی قران برای روشنگری است چون خوبیها و بدیها بینهایتند خدا به پیامبر میفرماید اگر چیزی را از طرف خودت بگویی و به ما منسوب کنی رگ گردنت را میزنیم
یا میفرماید: و لا تکن من الممترین و یا میفرماید از کفار ومنافقان اطاعت نکن
همین میرساند که نهی از کاری بمعنای انجام ان نیست
ملای مسجدی خطبه میخواند و به حضار میگوید: ای مردم شراب نخورید که گناه کبیره است
ایا معنی اینجمله ان است که مردم حاضر در انجلسه شرابخورند ؟؟؟؟؟
فرموده اید :{ خب ببخشید چگونه می شود که خداوند به زنان رسول الله چنین بفرماید:
يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَكانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرا. الأحزاب / 30.}
اولا باز دشمنیتان رو شد
چون درست بعد از ان میفرماید { و من یقنت منکن لله و رسوله و تعمل صالحا نوتها اجرها مرتین }
راستی چرا اینرا ذکر نمیکنید ایا مگر این ایه قران نیست ؟؟؟
این هم موعظه است ببینید خدا میفرماید
انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا
یعنی ما انسان را افریدیم حال یا شکرگذار است یا کافر میشود
پیامبران هم انسانند ما بیاییم و بگوییم چون فرموده شاید بعضی انسانها کافر شوند پس پیامبر بی پیامبر ؟؟
اما یک ایه از همین دست که اینبار فاطمه هم بازنان پیامبر در ایه داخل است و البته زنان پیامبر ارجمند ترند از دخترانش و بقیه زنان
یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک ونساء المومنین یدنین علیهن جلابیبهن .........
یعنی محمد به زنان و دختران و زنان مسلمان بگو حجاب را رعایت کنند
ایا فاطمه بیحجاب بود ؟؟؟؟؟؟
میبینید باز تف سر بالا انداختید که دامن خودتانرا میگیرد
این ایه را اورده اید : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرين. المائده / 54.
جالب است . دقت کنید اولا نفرموده ای سابقین اگرشما مرتد شدید
در ثانی مرد حسابی !!وقتی سابقین اولین مرتد شدند خدا کدام گروه را بر انها مسلط گردانید؟؟؟؟لابد ابوسفیان !!!!
ثالثا
تنها کسی که با مرتدین جنگ کرد ابوبکر بود ...
در زمان پیامبر با هیچ گروهی بعنوان مرتد جنگی صورت نگرفت ولی
بعد از فوت پیامبر تازه مسلمانان بادیه نشین با حیله گریهای پیامبران دروغین مرتد شدند که ابوبکر همه را سر جای خود نشانید
اما خلط مبحث شما
شما برای بی اعتبار کردن ایه 100 سوره توبه خالد ابن ولید و ولید ابن عقبه را مثال زده اید ؟؟؟
جناب جوادی نسب !!
برادر عزیز خالد ابن ولید بعد از فتح مکه ایمان اورد
اگر اینرا نمیدانید چرا سایت صحابه شناسی راه انداخته اید و اگر میدانید
از خدا نمیترسید که این افترا را به دین خدا و بندگان خدا میزنید ؟؟؟
سابقون الاولون کجا و ولید و یا خالد ابن ولید کجا ؟؟؟؟؟
بگذارید یکمثال بزنم
از من در باره معلم سابق فرزندم سوال میکنند
من بگویم والا خاک توی سرش اگر معلم باسوادی بود چرا فرزند من کمک راننده شد ؟؟؟؟
الان هم قضیه همین است ابوبکرو بقیه مهاجرین 21 سال قبل از خالد ایمان اوردند
خالد در جنگ احد همان کسی بود که از پشت کوه بر لشکر اسلام ضربه زدحالا او را با ابوبکر و عمر و علی یکی میدانید ؟؟؟؟؟هرچند بعد از مسلمان شدن تمام خطاهای گذشته اش را جبران کرد واز دلاوران اسلام شد
بقیه مطالبتان هم که روایات است و بدرد خودتان میخورد
روایت بخار ی را اورده اید که ... اصحاب بعد از تو بدعت گذاشتند
علی 25 سال با این خلفا بود چرا بدعت انها را به مردم اعلام نکرد پس این عصمت و امامت برای چیست ؟
نکند برای گذاشتن در ویترین افتخارات شخصی به وی عطا شده است ؟؟؟؟
پس در همه بدعتهای خلفا با انها شریک جرم بوده است چون سکوت کسی که حجت است یعنی قبول باطل
اساسا حجت نباید مطلقا در برابر کمترین ناحق سکوت کند تقیه و توریه ومصلحت و اینها مال انسانی دنیا دوست وترسو است نه علی
یک مثال میزنم خود شما میگویید عمر مرتبا میگفت لو لا علی لهلک عمر
حالا همین عمر در خطبه جمعه که علی و هزاران نفر بودند گفت من متعه را { بقول شما }حرام میکنم
اینجا چرا علی بفریاد عمر نرسید تا او را از هلاک شدن نجات دهد ؟؟؟؟
ایا علی نمیتوانست فورا بلند شده و بگوید : ایمردم همه میدانید این عمر در علم دین مدیون من است
و خود بارها اعتراف کرده است
و من اینجا میگویم که متعه حلال است وعمر مثل دفعات قبل بی اطلاع ازسیره رسول این سخن را گفته است ؟؟
برادر عزیز چرا نگفت ؟؟ اینکه دیگر سیاسی نبود ؟؟؟
پس هر بدعتی از انها سر زده باشد سکوت علی چون حجت بوده شریک در جرم بوده است
ازطرفی 5 سال رهبر مسلمانان شد
کدام بدعت بوجود امده در زمان خلفا را ازبین برد
تراویح را ؟ متعه را ؟ حج تمتع را ؟
پس پای علی هم امد وسط و باز تف سر بالا شد و به روی خودتان برگشت
ببینید این اصل مهم را فراموش نکنید که پای علی به پای همه اصحاب گره خورده است اگر اصحاب را ارج بنهید علی را ارج نهاده اید صحابه را تحقیر کنید علی را تحقیر نموده اید
فرموده اید : چگونه می شود خداوند به پیامبرانش خطاب کند که:
وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرين. الزمر / 65.
ولی اگر شخصی مانند: ( ولید بن عقبه) شراب بخورد بازهم وارد بهشت می شود؟
ضرب المثلی یادم امد .. اینکه تو که لالایی بلدی چرا خواب نمیبرد ؟؟؟/
جایی که از اخر عاقبت پیامبران هم خبری نیست چگونه است که علی را میزان بهشت و صراط مستقیم معرفی میکنید ؟؟؟؟؟
و اساسا چرا پیامبر حسن و حسین را سروران جوان اهل بهشت معرفی کرد ؟ از کجا معلوم بود که انها تا اخر مسلمان میمانند ؟؟؟؟
یا گفت که حسین کشتی نجات است برچه اصولی اینرا فرمود خدا فرموده من از سابقین راضیم شما میگویید نخیر من راضی نیستم انوقت چگونه ما روایت یک کتاب را بپذیریم که حسین رفته بهشت و سرور هم شده است
گفتم که باز تف بروی خودتان برگشت
ولید هم نه از مهاجران بود نه از انصار
سری به قران شناسیتان بزنیم
دستور نهایی تحریم شراب در سوره مائده است اخرین سوره ای که بر پیامبر نازل شد
یعنی یکسال قبل از وفات پیامبر وقبل از ان تحریم قطعی نشده بود و بعضی مثل چایی سر سفرشان بود
ولی بمحض تحریم دیگر کسی از اصحاب رسول خدا به ان لب نزد
شما بگویید نوع شراب و زمان مصرفش تا ما هم بگوییم چه خبر است
هرچند ولید ازسابقین نبود
اخرش این {قران شناسی و زمانشناسی نزول قران شما}.. ما را میکشد ..
اما در مورد این نتیجه گیری مزخرف از این روایات نصفه نیمه ؟
در مورد مسجد ضرار تا ساخته نشد و هدف از ایجاد ان که تفرقه بین مسلمانان بود افشا نشد کسی ندانست برای چه ساخته میشود ..
دلیلش هم واضح است چون پیامبر قرار بود به انجا برود که ایه نازل شد: نباید بروی
اگر بعضی صحابه انجا بودند یا کارگر بودند یا بنا به انها چه دخلی دارد هدف مخفی امران ساخت ان
اخر این است سوادتان
مثل این است که فراخوان بدهند به اعزام جوانان شیعه به حج و تو هم بروی وانجا معلوم شود که تو را اورده اند وهابیت کنند ؟؟؟؟ ایا این یعنی همکاری تو با وهابیت !!!!!!
بقیه روایتهایت هم از این قبیل است و بدرد خودتان میخورد
دیدید ایه ها را اوردید با احترام کامل پاسخ گفتم پس همینطور با قران پیش بروید دیدید در مورد یک ایه چقدر میتوانیم بحث کنیم
- يكشنبه، 4 بهمن ماه ، 1388 16:36:27
موضوع مطلب:
بسم الله الرحمن الرحیم
دوست عزیز وگرامیم سلام علیکم ..
خیلی خوشحال شدم که مطلبتانرا در مورد ایه 100 سوره توبه دیدم خواهش میکنم مطالبی که مینویسم بدقت بخوانید
حتما بخوانید بخدا از خیلی کارهایم صرف نظر کرده ام تا این مطلب را اماده کردم
امیدوارم خدا بپذیرد
قبل از هر چیز دقت و فهم و تدبر در ایه همه چیز را روشن میکند
خدا میفرماید: من از سابقین مهاجر و انصار و کسانی که به نیکویی از انها پیروی کنند راضیم
ساده ترین دلیل و بدیهی ترین این است که این ایه خبری است
و با صیغه ماضی امده یعنی اصل رضایت خدا تحقق یافته است
خدا میفرماید
{ان الذین امنوا و عملو الصالحات اولئک هم خیر البریه........رضی الله عنهم و رضو ا عنه}
ایا اینجا میتوانی بگویی خیر!! همه مومنین شامل نمیشوند ؟؟؟
{ اگر دقت کنید سابقون الاولون منظور همان ایمان اوردن است
و هجرت و نصرت هم مظهر عمل صالح است }
ولی قضیه ارتاد و یا برگشتن از دین را که دو ایه برایش اورده اید
هر دو تا { اما و اگر } دارد و سوالی یا شرطی است یعنی میفرماید
ایا اگر محمد بمیرد شما از دین دست میکشید ؟؟؟
در ایه دیگر باز همینگونه است که اگر شما مرتد شوید
لشکری را بر شما میفرستیم ...
دلیل ساده و بدیهی دیگر این است
چگونه خدامومنین را به تبعیت شایسته از کسانی دستور میدهد که معلوم نیست
خود تا اخر . دیندارباقی بمانند ؟؟؟؟؟
بگذارید یک مثال عرض کنم
میگوییم:
معلمان و دانش اموزان ممتازی که
در کوشش و تعلیم درس به خوبی از معلمانشان پیروی کرده باشند
برای سیاحت به رامسر خواهند رفت
اینک کسی بیاید و بگوید معلمها رانباید بفرستید از کجا معلوم تا اخر باسواد بمانند !!!!!!!!!!
خدایی شما باشید به این استدلال نمیخندید ؟؟؟؟اخر خیلی عجیب است خدا از ما بشرطی راضی باشد که از انسانهایی تبعیت کنیم که دین و کفرشان هنوز معلوم نیست ؟؟؟؟
به ایه دقت کنید
وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَالَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيم
میفرماید از سابقون اولین راضیم و از کسانی که از انها پیروی میکنند
پس خدا وقتی از من راضی است که تابع این سابقین باشم این یعنی خدا از انها راضی بوده دیگر ایا غیر از این است
اما نکته دیگر در همان زمان نزول ایه کسانی باید بوده باشند که از این سابقین پیروی کنند که میشوند همان مسلمانهای بعد از بدر و احد و طبیعی است که انها به پای این سابقین مهاجر و انصار هرگز نرسیده اند
** پاسخ مدیر سایت:
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما برادر عزیز
برادر گرامی مثل اینکه شما اصلا مطالب ما را یا نخوانده اید یا نفهمیده اید منظور ما چیست.
اولا: در آیه بیعت رضوان بیان کردیم که تعدادی که حاضر بودند 1400 نفر بودند و چگونه شما این مقوله را به 124000 هزار نفر میدهید.
ثانیا: عرض کردم طبق آیات متعدد خداوند متعال اینکه خداوند چه در ایه بیعت رضوان چه در آیه110 سوره توبه از اصحاب رضایت دائمی داشته باشد. مخالف با آیات دیگر قران می باشد.
درآیه 8 سوره مبارکه زلزال خداوند چنین می فرماید:
وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه.
هر كس هموزن ذرّهاى كار بد كرده آن را مىبيند!.
به راستی اگر قرار باشد بگوییم تمام صحابه رسول الله ( صد و بیست و چهار هزار نفر) بی حساب و کتاب وارد بهشت شوند. چه عمل خوبی انجام دهند و چه کار زشتی انجام دهند. با آیات متعددی از قبیل همین آیه مخالفت دارد.
به راستی آیا امکان دارد که: ولید بن عقبه صحابی شراب بنوشد ولی گناهی برایش نوشته نشود.
صحيح البخاري - البخاري - ج 4 - ص 203- دارالفکر
.....من شأن الوليد فسنأخذ فيه بالحق إن شاء الله تعالى ثم دعا عليا فأمره ان يجلده فجلده ثمانين
خلاصه ترجمه: ولید شراب نوشید خلیفه وقت (عمر) علی بن ابیطالب را خواست و علی او را 80 ضربه شلاق زد.
ولی کسی که بعد از هزار و چهارصد و 40سال بعد از بعثت رسول الله آمده است باید تمام کارهایش ذره به ذره حساب شود. به نظر شما اگر اینگونه باشد که شما می گویید باشد. بنده چه گناهی کردم که سال 1420 سال پس از بعثت رسول الله متولد شده ام؟
اگر این آیه شامل افرادی که در زمان رسول الله بوده اند نباشد. پس چرا نازل شده است؟
مگر قران کریم برای بشر نازل نشده است؟
خب مگر کسانی که در زمان رسول الله بوده اند جزو بشر نیستند؟
چرا بی دلیل آنها را مستثنی می کنید؟
مگر در قران کریم برتری افراد را نسبت به یکدیگر داشتن تقوا معرفی نکرده است؟
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبير. الحجرات / 13.
گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است!.
اگر قرار باشد در آیه 100 سوره توبه مطلق صحابه رسول الله وارد شوند. چند مشکل پیش خواهد آمد:
الف: اگر قرار باشد كه پيشى گيرندگان مهاجر و انصار بدون قيد و شرط؛ چه تقواى الهى پيشه كنند و چه اعمال ناشايست انجام دهند؛ در عين حال گرامىترين افراد نزد خداوند باشند، اين آيه و بسيارى ديگر از آيات قرآن تكذيب خواهد شد!
ب: و نيز اگر رضايت خداوند در اين آيه مطلق باشد، بايد تمام آيات قرآن را كه در باره وعده و وعيد و جزا و پاداش نازل شده است، تخصيص بزنيم. يعنى از هر كسى گناهى سر بزند، مجازات خواهد شد؛ مگر (السابقون الأولون) كه آنها حتى اگر مرتد و يا منافق نيز بشوند، مجازات نخواهند شد.
یک سوال از دوستان اهل سنت؟
چگونه می شود خداوند به پیامبرانش خطاب کند که:
وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرين. الزمر / 65.
به تو و همه پيامبران پيشين وحى شده كه اگر مشرك شوى، تمام اعمالت تباه مىشود و از زيانكاران خواهى بود.
و همچنین:
وَلَوْ أَشرْكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كاَنُواْ يَعْمَلُون. انعام / 88.
و اگر آنها مشرك شوند [مىشدند]، اعمال (نيكى) كه انجام دادهاند، نابود مىگردد (و نتيجهاى از آن نمىگيرند).
ولی اگر شخصی مانند: ( ولید بن عقبه) شراب بخورد بازهم وارد بهشت می شود؟
مگر خداوند شرب خمر را حرام نکرد؟
حرام = فسق
و خداوند متعال خودش فرموده است:
فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرْضى عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقين. (توبه96)
خداوند (هرگز) از جمعيّت فاسقان راضى نخواهد شد!.
البته شاید دوستان اهل سنت بگویند چه کسی گفته است که شرب خمر مساوی است با فسق.
یک سوال دیگه؟
کشتن مالک بن نویره و اصحابش توسط خالد بن ولید و زنا با همسرش آیا ظلم حساب می شود یا نه؟
وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمين. (آل عمران140)
خداوند، ستمكاران را دوست نمىدارد.
یک سوال دیگه از دوستان اهل سنت.
آیا در بین صحابه رسول الله همسران پیامبر هم وارد می شوند؟
دوستان اهل سنت جواب خواهند داد که حتما چنین است.
خب ببخشید چگونه می شود که خداوند به زنان رسول الله چنین بفرماید:
يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَكانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرا. الأحزاب / 30.
اى همسران پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود و اين براى خدا آسان است.
ولی شخصی مانند ( ولید بن عقبه و....) شرب خمر میکردند ( گناه از این فاحش تر) ولی بی قید وارد بهشت می شوند.
ثالثا: شما فرمودید در آیات ( اما و اگر ) وجود دارد. درسته؟
خب یک سوال؟
بدعت در دین چه حکمی دارد؟
چه حکمی دارد کسی که بعد از پیامبر بدعت بوجود آورد؟
برخی از کسانی که در بیعت رضوان با رسول الله بیعت کردند و طبق نقل اهل سنت جزو ( السابقون الاولون) هستند. بعدها بدعتهایی بوجود اوردند:
الف: عمر بن خطاب
عمر بن خطاب از کسانی بود که بعدها خلیفه شد و بدعتهای فراوانی بوجود آورد.
1- منع متعتین
(متعتان کانتا فی عهد رسول الله و انا احرمها.........)
(( دو تا متعه – حج و نساء- در زمان پیامبر حلال بود و من انرا حرام اعلام می نمایم. اگر کسی انجام دهد او را مجازات می کنم))
المبسوط ج4 ص27- دارالمعرفه
المغنی ج7 ص 572- دارالکتاب العربی
الشرح الکبیر ج7 ص537- دارالکتاب العربی
المحلی ج 7 ص 107- دارالفکر
مسند احمد بن حنبل ج 3 ص325- دارصادر
معرفه السنن و آلاثار ج5 ص 345- دارالکتب العلمیه
تفسیر الرازی ج10 ص 50
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج 1 ص182- داراحیاء التراث العربی
اصول السرخسی ج 2ص6- دارالکتاب العلمیه
تفسیر قرطبی ج 2ص329- داراحیاء التراث العربی
تذکره الحفاظ ج 1 ص156- داراحیائ التراث العربی
علل الدار قطنی ج 2ص156- دارطیبه
کنزالعمال ج16 ص521- موسسه الرساله
2- صلاه تروایح
الوسائل فی مسامره الاوائل- جلال الدین سیوطی-ص33-(دارالکتب العلمیه)
اول من سن التراویح عمر بن الخطاب سنه اربع عشره
(( اولین کسی که سنت کرد ( بدعت) نماز تراویح را عمر بن خطاب بود در سال 14 هجری قمری))
3- تکبیر در نماز میت
كتاب الأوائل - ابن أبي عاصم - ص 8- دار الخلفاء الكتاب الإسلامي الكويت
أول من جمع الناس في صلاة الجنائز على أربع تكبيرات
(( اولین کسی که مردم را بر 4 تکبیر در نماز میت جمع کرد عمر بن خطاب بود))
4- عمر بن خطاب قاتل فاطمه بنت محمد
سير أعلام النبلاء - الذهبي - ج 15 - ص 578
أن عمر رفس فاطمة حتى أسقطت محسنا .
(( همانا عمر ضربه زد به فاطمه تا جایی که محسن سقط شد))
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .. . . .
لسان الميزان - ابن حجر - ج 1 - ص 268
ان عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ميزان الاعتدال - الذهبي - ج 1 - ص 139 (دار المعرفة)
ان عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن
حال شما بگویید. آیا امکان دارد خداوند از این شخص بی چون و چرا راضی باشد؟
ب: براء بن عازب :
بخاري در صحيحش مينويسد :
عَنْ الْعَلَاءِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ لَقِيتُ الْبَرَاءَ بْنَ عَازِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا فَقُلْتُ طُوبَى لَكَ صَحِبْتَ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَايَعْتَهُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَقَالَ يَا ابْنَ أَخِي إِنَّكَ لَا تَدْرِي مَا أَحْدَثْنَا بَعْدَهُ .
علاء بن مسيب از پدرش نقل ميكند كه : براء بن عازب را ملاقات كردم و به او گفتم : خوشا به حالت كه عصر پيامبر را درك كردي و با آن حضرت در زير درخت بيعت كردي . براء بن عازب گفت : پسر براردم ! تو نميداني كه ما چه بدعتهايي را بعد از پيامبر گذاشتهايم !
صحیح بخاری ج5ص66- دارالفکر
براء بن عازب یکی از بزرگان صحابه خودش اقرار می کند که بعد از پیامبر بدعتهای زیادی بوجود اوردند.
دوستان اهل سنت لطفا جواب بدهید.
ج: عايشه :
ذهبي در سير اعلام النبلاء مينويسد :
... عن قيس ، قال : قالت عائشة... إني أحدثت بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم حدثا ، ادفنوني مع أزواجه . فدفنت بالبقيع رضي الله عنها
از جناب عایشه سوال می شود آیا بعد از مرگت تو را در کنار پیامبر دفن کنیم که جواب می دهد:
عايشه ميگفت : من بعد از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بدعتهاي زيادي انجام دادهام ، مرا با همسران رسول خدا دفن كنيد ، پس او را در بقيع دفن كردند .
سیر اعلام النبلاء ج2ص193- موسسه الرساله
امتاع الاسماء ج1پاورقی ص35-دارالکتب العلمیه
پس ثابت شد این اما و اگر بعد از رسول الله اتفاق افتاده است. و گروهی از همین (السابقون و الاولون) مورد نظر شما بدعت بوجود آورده اند.
------------------------------------------------------------
نکته دوم مربوط به این مطلب شماست که فرموده اید
{ اگر قرار باشد كه پيشى گيرندگان مهاجر و انصار بدون قيد و شرط؛ چه تقواى الهى پيشه كنند و چه اعمال ناشايست انجام دهند؛ در عين حال گرامىترين افراد نزد خداوند باشند، اين آيه و بسيارى ديگر از آيات قرآن تكذيب خواهد شد!
ب: و نيز اگر رضايت خداوند در اين آيه مطلق باشد، بايد تمام آيات قرآن را كه در باره وعده و وعيد و جزا و پاداش نازل شده است، تخصيص بزنيم. يعنى از هر كسى گناهى سر بزند، مجازات خواهد شد؛ مگر (السابقون الأولون) كه آنها حتى اگر مرتد و يا منافق نيز بشوند، مجازات نخواهند شد. }
اینک پاسخی بسیار کوتاه به این مطلب شما
اساسا خود سبقت در دین و هجرت بخاطر دین خدا وهمچنین ایثار انصار خود نمونه اعلای تقوا است
این یک
دوما به زمان نزول ایه دقت فرمایید
این ایه در سوره برائت است همان سوره ای که علی در سال 8 یا نه هجری اعلام کرد
یعنی خدا قضیه رضایت از سابقین اولین را در مدینه بعد از نزدیک 9 سال که با 13 سال مکه میشود 22 سال . اعلام فرمود
یعنی خدا 22 سال بعد از ایمان ابوبکر و باقی اصحاب سابقین ازانها رضایت خود را اعلام کرد
ایا 22 سال کافی نیست که یک انسان شخصیتش مطابق انچه خدا میخواهد شکل بگیرد ؟؟؟؟
دقت کنید ما نمیگوییم انها معصومند وخطایی نمیکنند اساسا توبه برای چیست ؟ ایا غیر از این است که انسانها بعد از کار خطا یا اشتباهی و یا گناهی توبه کنند ؟؟؟؟؟؟از شما تقاضا دارم به یک مسئله انسانشناسانه دقت کنید
انسان بر هر خو وخصلتی باشد تا 40 سالگی شخصیتش بران شکل میگیرد
مثلا کسی خسیس است اگر تا 40 سالگی باز خسیس بماند مگر نیرویی بسیار قوی و الا بر همان خسیسی خواهد مرد
میدانم که در میان دوست و اشنا ها از این قبیل ادمها بسیار سراغ دارید
** پاسخ مدیر سایت:
شما فرمودید. سبقت در دین یک گونه تقوا هست؟ و کسانی که جزو اولینها باشند بهترین هستند؟
ببخشید. با اجازه یه کم داستان حضرت عیسی رو بررسی می کنیم؟
اولین کسانی که به حضرت عیسی ایمان آوردند. با اسم حواریون شناخته می شوند.
آنچنان که عالم بزرگ اهل سنت جناب رازی در تفسیرش می نویسید:
والحواريون أصفياؤه وهم أوّل من آمن به وكانوا اثنى عشر رجلاً
تفسیر الرازی ج29ص318
خب حالا باید دید این افراد که جزو اولین کسانی بودند که به حضرت عیسی گرویدند. سرگذشتشان چه شد.
در قران کریم چنین امده است:
إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. المائده/ 112.
در آن هنگام كه حواريون گفتند: اى عيسى بن مريم! آيا پروردگارت مىتواند مائدهاى از آسمان بر ما نازل كند؟ او (در پاسخ) گفت: از خدا بپرهيزيد اگر با ايمان هستيد!.
گروهی از این حواریون (السابقون) گمراه شدند.
قَالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ. المائده /115.
خداوند (دعاى او را مستجاب كرد و) فرمود: من آن را بر شما نازل مىكنم؛ ولى هر كس از شما پس از آن كافر گردد (و راه انكار پويد)، او را مجازاتى مىكنم كه احدى از جهانيان را چنان مجازات نكرده باشم!.
حال ببینیم علمای بزرگ اهل سنت در مورد اولین کسانی که به حضرت عیسی ایمان آوردند چه گفته اند:
إن أشد الناس عذابا يوم القيامة من كفر من أصحاب المائدة...
شديدترين عذاب در قيامت براى كسانى است كه تقاضاى مائده آسمانى كردند، سپس كافر شدند....
جامع البیان ج7ص183- دارالفکر
الدر المنثور ج2ص349- دارالفکر
فتح القدیر ج2ص94- دارالفکر
خب حال یک سوال.
مگر حواریون جزو ( السابقون الاولون) در دین عیسی نبودند؟
جنابعالی فرمودید: آیا 22 سال برای شکل گرفتن یک عقیده بس نیست؟
دوست عزیز و گرامی شما بگونه ایی مطلب را جلوه می دهید که اگر کسی نداند فکر می کند خلفا و برخی از صحابه چقدر در غزوات شجاعت داشته اند.
اجازه هست بررسی کنیم ببینیم صحابه چقدر در زمان غزوات شجاعت داشته اند؟
الف: بررسی شجاعت صحابه از روایات
و اما سائر (المسلمون في يوم احد)، المنهزمين فقد اجتمعوا علي الجبل، و عمر بن الخطاب كان من هذا الصنف.
(( اما سایر مسلمین که فرار کرده بودند جمع شدند برای بالای کوهی و عمر بن خطاب هم از این قبیل بود))
* تفسير آلالوسي ج4 ص99
و من المنهزمين (يوم احد) عمر؛ الا انه لم يكن في اوائل المنهزمين.
(( از فرار کنندگان روز احد جناب عمر بن خطاب بود تنها با این فرق که در ابتدای فرار کنندگان نبود))
تفسير الرازي ج9 ص50
ان عمر فرّ يوم احد
شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج15 ص22- دارالكتب العربيه
فرجع (عمر بن خطاب) منهزما
مجمع الزوائد ج9 ص124- دارالكتب العلميه
تاريخ مدينه دمشق ج47 ص107- دارالفكر
انهزم عمر و اصحابه (يوم خيبر)
مصنف ابن ابي شيبه ج8 ص525- دارالفكر
شاید دوستان اهل سنت بگویند در بین خلفا (ابوبکر-عمر-عثمان) فقط عمر فرار کرده است.
در جواب باید چنین عرض کنم.
خیر این مطلب درست نیست.
ابن عبد البر از عالمان بزرگ اهل سنت مىنويسد:
وفر عثمان بن عفان وعقبة بن عثمان وسعد بن عثمان رجلان من الأنصار ثم من بني زريق حتى بلغوا الجلعب جبلا بناحية المدينة فأقاموا به ثلاثا ثم رجعوا إلى رسول الله عليه السلام....
عثمان بن عفان و دو نفر از انصار به نامهاى عقبة بن عثمان و سعد بن عثمان و افرادى از بنى زريق گريختند تا به كوه جلعب در اطراف مدينه رسيدند و سه شبانه روز در آن جا ماندند، سپس نزد پيامبر (ص) بازگشتند....
**الاستیعاب ج3ص1047- دارالجیل
این فرارها در جنگ خیبر تا جایی رسید که رسول الله از دوست (شیخین) غضب کردند. آنچنان که عالم بزرگ اهل سنت (ایجی) می نویسد:
روي أنه صلى الله عليه وسلم بعث أبا بكر أولا فرجع منهزما وبعث عمر فرجع كذلك فغضب النبي صلى الله عليه وسلم لذلك فلما أصبح خرج إلى الناس ومعه راية فقال ( لأعطين.. ) إلى آخره.
روايت شده است كه رسول خدا (ص) اول ابوبكر را به طرف خيبر فرستاد كه او فرار كرده و برگشت، سپس عمر را فرستاد او هم همان سرنوشت را داشت، پيامبر (ص) خشمگين شد، فردا صبح در حالى كه پرچم به دست آن حضرت بود فرمود:... »
المواقف ج3ص634- دارالجیل
ب: خداوند و کسانی که فرار می کنند.
خداوند در قرآن كريم در باره گريز صحابه در جنگ احد مىفرمايد:
إنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْاْ مِنكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الجْمْعَانِ إِنَّمَا اسْتزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُواْ وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنهْمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيم. آل عمران / 155.
افرادى كه در روز روبرو شدن دو جمعيت با يكديگر (در جنگ احد)، گريختند، شيطان آنها را بر اثر بعضى از گناهانى كه مرتكب شده بودند، به لغزش انداخت و خداوند آنها را بخشيد. خداوند، آمرزنده و بردبار است.
و در آيه 25 سوره توبه مىفرمايد:
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ في مَواطِنَ كَثيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرين. التوبة / 25.
خداوند شما را در جاهاى زيادى يارى كرد (و بر دشمن پيروز شديد) و در روز حنين (نيز يارى نمود) در آن هنگام كه فزونى جمعيّتتان شما را مغرور ساخت، ولى (اين فزونى جمعيّت) هيچ به دردتان نخورد و زمين با همه وسعتش بر شما تنگ شده سپس پشت (به دشمن) كرده، فرار نموديد!»
اين دو آيه ثابت مىكنند كه صحابه در جنگ احد و حنين فرار كردهاند. در جنگ حنين بيش از دوازده هزار نفر به همراه رسول خدا در اين جنگ شركت كرده بودند؛ اما در هنگام نبرد ـ جز عده كمى ـ همگى فرار كرده و رسول خدا را در ميان لشكر دشمن تنها گذاشتند.
حال دوستان عزیز شما بگویید. آیا بازهم می گویید همه صحابه اشد علی الکفار بودند؟
در حالی که بارها در غزوات رسول الله را در برابر کافرین تنها می گذاشتند و پا به فرار می گذاشتند؟
خداوند متعال در مورد کسانی که فرار کردند در غزوات چنین فرمود:
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفًا فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَار. وَ مَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئذٍ دُبُرَهُ إِلا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيزِّا إِلىَ فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَ مَأْوَئهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ المْصِير. الأنفال / 15 و 16.
اى افرادى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه با انبوه كافران در ميدان نبرد رو برو شديد، به آنها پشت نكنيد (و فرار ننماييد)!. و هر كس در آن هنگام به آنها پشت كند، مگر آن كه هدفش كنارهگيرى از ميدان براى حمله مجدد، و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد، (چنين كسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد و جايگاه او جهنم، و چه بد جايگاهى است!
نکته جالب اینجاست که خود اهل سنت روایتی در کتب خویش دارند که جالب است مطالعه بفرمایید:
عن أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ قالوا يا رَسُولَ اللَّهِ وما هُنَّ قال الشِّرْكُ بِاللَّهِ وَالسِّحْرُ وَقَتْلُ النَّفْسِ التي حَرَّمَ الله إلا بِالْحَقِّ وَأَكْلُ الرِّبَا وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ وَالتَّوَلِّي يوم الزَّحْفِ وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلاتِ.
ابوهريره از رسول خدا (ص) نقل مىكند فرمود: از هفت چيز كه سبب ورود و بقاء در آتش مىشود بپرهيزيد. سؤال شد اين هفت چيز كدامند؟ فرمود: شرك به خداوند، كشتن انسانى كه خداوند ريختن خونش را حرام كرده است؛ مگر در صورت جرم باعث قتل، خوردن ربا و مال يتيم، فرار از جبهه جنگ و تهمت به زنان مؤمن كه دامن آنان از آلودگى پاك است.
صحیح بخاری ج3ص195- دارالفکر
پس روشن شد که در این 22 سال بعضیها اینقدر شجاعت نشون دادند که نمیتونند جزو این افراد باشند.
در ادامه. بر فرض اینکه ادعای شما درست باشد و جناب ابوبکر تا آن زمان مورد رضایت خدا بوده است. خب یک سوال؟
آیا بعد از نزول این آیه جناب عمر و ابوبکر زندگی کردند؟
چگونه می شود خداوند حتی از پیامبرش رضایت دائمی نداشته باشد و بگوید اگر لحظه ایی کافر شد اعمالت حبط می شود ولی از صحابه همان رسول رضایت دائمی داشته باشد؟
چگونه می شود خداوند به پیامبرانش خطاب کند که:
وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرين. الزمر / 65.
به تو و همه پيامبران پيشين وحى شده كه اگر مشرك شوى، تمام اعمالت تباه مىشود و از زيانكاران خواهى بود.
و همچنین:
وَلَوْ أَشرْكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كاَنُواْ يَعْمَلُون. انعام / 88.
و اگر آنها مشرك شوند [مىشدند]، اعمال (نيكى) كه انجام دادهاند، نابود مىگردد (و نتيجهاى از آن نمىگيرند).
برگردیم به عقب فردی بنام محمد می اید و میگوید ای مردم من پیامبرم و این ایین و عقیده شما
باطل است اولا با این کلمه همه جامعه را دشمن خود میکند
عده ای در بین سنین 25 الی 50 سال بلافاصله دعوت او را اجابت میکنند و به او ایمان می اورند
درست بعد از اعلام موضع جدید درمیدان فشار وتهدید و قتل و توهین و تهمت و ناسزا قرار میگیرند
اعتبارشان میرود حرمتشان میشکند از احترام می افتند شغلشان را از دست میدهند وحتی پدر و مادرشان نیز دشمنشان میشوند
علاوه بر اینها
3 سال شدیدترین محاصره اقتصادی را تحمل میکنند بدون انکه حتی یک شکایت کوچک از این یاران وفادار
شنیده شود
فشار شدید تر میشود و انها از فرط اذیت و شکنجه به سوی حبشه فرار میکنند
که مشرکان انجا هم رهایشان نمیکنند
بعد از تحمل 13 سال این دوران سخت و طاقت فرسا بدون اینکه یک ذره ای اعتقاد یکی از این سابقین اولین کم شود دستور هجرت به مدینه میرسد
و انها باید همه تعلقات مادی و خانوادگی را رها کنند و تک وتنها بدون همسر و فرزند و مال و ثروت دست خالی یک یک و دو دو { بسیار مهم است انسان بجایی برسد که از زن و فرزندش نیز دست بشوید } به دیار غربت بروند
به دیار غربت میرسند برادرانی انجا منتظرشانند که با اغوش باز انها را میپذیرند و حتی بعضی زنان خود را طلاق میدهند تا با برادر مهاجرش ازدواج کند ووخانه خود را از وسط با پارچه نصف میکنند تا برادر مهاجرش بدون سرپناه نماند
بله در مدینه در طول 10 سال 27 جنگ رخ میدهد مسلمانان راستین با جان و دل در همه انها جان را بر طبق اخلاص میگذارند و تنها 3 نفر در یک جنگ حضور نمی یابند که بعد ار طی یک امتحان یک ماهه خدا انها را نیز میبخشد
** پاسخ مدیر سایت:
دوست عزیز شما بگونه ایی مطلب می نویسید که اگر کسی نداند فکر میکند شیعه با تمامی صحابه مشکل دارد. شیعه با برخی از صحابه مشکل دارد.
اولا: در مورد شجاعتی که فرمودید. بحث کردیم به طور کامل و ثابت شد چقدر هم شجاعت داشته اند.
ثانیا: ببخشید شما عمرو بن حمق را میشناسید؟
قاتل عمرو بن حمق کیست؟
آری معاویه بن ابوسفیان قاتل اوست. حال شما بگویید. چرا او را معاویه کشت. او از کسانی است که جزو یاران بزرگ رسول الله و بعد جزو یاران علی بن ابیطالب بود.
در غزوات به همراه رسول الله شرکت میکرد و شجاعت به خرج میداد. چرا معاویه او را کشت؟
چرا قاتل عمرو بن حمق را باید جزو کسانی شمرد که عادل هستند؟
جناب عمار بن یاسر را می شناسید؟
او جزو اولین کسانی بود که با سخت ترین مشکلات دست و پنجه نرم کرد.
پدر و مادر و برادرش به خاطر مسلمان شدن شهید شدند. خودش بدترین شکنجه ها را دید.
پس حتما جزو ( السابقون الاولون) هست درسته؟
ابن تيميه حرانى در باره او مىنويسد:
كان مع معاوية بعض السابقين الأولين وإن قاتل عمار بن ياسر هو أبو الغادية وكان ممن بايع تحت الشجرة وهم السابقون الأولون ذكر ذلك ابن حزم وغيره.
برخى از السابقون الأولون (مهاجران نخستين) دور و بر معاويه بودند كه يكى از آنان ابوالغاديه قاتل عمار بن ياسر است، او كسى است كه در بيعت شجره حضور داشت و با پيامبر بيعت كرد، اين مطلب را ابن حزم و ديگران نقل كردهاند.
منهاج السنة النبوية، ج6، ص333، تحقيق د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.
در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله در باره وى و گروهى كه او به آنها تعلق داشت، فرمود:
وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّار.
عمار را گروه نابكار مىكشند؛ در حالى كه عمار آنها را به سوى بهشت و آنها عمار را به سوى آتش دعوت مىكنند.
صحیح بخاری ج1ص115- دارالفکر
جالب اين است كه خود ابوالغاديه، قاتل عمار، نقل كرده است كه كشنده عمار در آتش است.
ذهبى در ميزان الإعتدال مىنويسد:
عن أبي الغادية سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: قاتل عمار في النار وهذا شيء عجيب فإن عمارا قتله أبو الغادية.
از ابوغاديه نقل شده است كه گفت: از رسول خدا شنيدم كه فرمود: كشنده عمار در آتش است. و اين چيزى است شگفتآور؛ زيرا خود ابوالغاديه عمار را كشته است.
میزان الاعتدال ج1ص488-489- دارالمعرفه
حال شما بگویید. چگونه می شود پیغمبر اکرم به قاتل عمار وعده بهشت بدهد. ولی خودش قاتل او باشد ولی اهل سنت بگویند او حتما وارد بهشت می شود. چرا؟ چون جزو السابقون هست؟
آیا امکان دارد؟
- يكشنبه، 4 بهمن ماه ، 1388 16:38:08
موضوع مطلب:
حالا جناب جوادی نسب !! خدایی این انسانها حاضرند اینهمه مشقتی را که کشیده اند با یکی دو عمل تباه سازند ؟؟؟؟در حالی که اگر هم قرار بر ارتاد ونفاقشان میبود این همه زحمت و مشقت چرا ؟؟؟؟؟
همان اول چرا اصلا ایمان اوردند ؟در حالیکه زمانی رسیده بود یدخلون فی دین الله افواجا
که دسته دسته مردم در دین خدا وارد میشدند پس
چگونه ان سابقین اولین از ایمان باید برگردند ؟؟؟؟
**پاسخ مدیر سایت:
دوست گرامی مطالبی را که بنده بیان میکنم از علمای بزرگ اهل سنت هست و هیچ کدام را از منابع شیعه بیان نکرده ام. پس اگر قرار باشد کسی بازخواست شود باید علمای بزرگ خودتان بازخواست شوند.
دقت کنید یک مثال میزنم
دانش اموزی داریم بنام مثلا" سینا" که در سالهای قبل در بین همکلاسیها شاگرد ممتاز بوده
و امسال نیز مثل قبل
این سینا در ثلث اول و ثلث دوم معدلش 20 شده است
معلمش ضمن تمجید از او میگوید بچه ها سینا در ثلث سوم قبول شده و به کلاس بالا خواهد رفت
حالا شاگردی بیاید و بگوید یعنی چه چگونه هنوز ثلث سوم نرسیده اقا قبولیشان اعلام شد
من چه گناهی کرده ام که معلم مژده قبولی مرا نمیدهد
این سخن اقا معلم مخالف تلاشکردن ما نیست .....
این معلم به گذشته سینا مینگرد برای همین فردایش را پیشبینی میکند
ایا هرگز تصور میکنید کسی تمام امتحاناتش 20 باشد ولی مثلا بخاطر یک لذت از نمره یک درس صرف نظر کند ؟؟
شما دقت کنید وقتی سال اول مدرسه شروع میشود
معلم در همان ماه دوم پاییز میداند کی در خرداد قبول میشود وکی رد میشود
اینجا خدا میفرماید من ازسابقین راضیم .. یعنی امتحان خود را پس داده اند و سربلند بیرون امده اند برای همین خدا انها را سرمشق میداند دقیقا ضدش هم در قران مطرح است
خدا میفرماید تبت یدا ابی لهب !!!
جالب نیست ؟؟؟ ابولهب 9 سال بعد از نزول این سوره مرد
ایا اگر ایمان می اورد کل قران از اعتبار نمی افتاد ؟؟؟
دیگر خصلت او هم انگونه شده بود که هر بچه ای هم میدانست این فرد ایمان بیار نیست ...
ایا این ایه را شیعه توجیه میکند که بگوید نه درست نیست شاید در اخر ایمان بیاورد !!!!
** پاسخ مدیر سایت:
احسنت. دوست گرامی
این آقا سینای شما که در ثلث اول و دوم معدلش شده 20 اگر در ثلث سوم درس نخواند. آیا مشروط می شود یا نه؟
ولی اهل سنت می گویند: ( السابقون الاولون) چه گناه بکنند چه گناه نکنند به بهشت میروند. درسته؟
اگر بگویید. درسته. می گوییم با آیات قرانی که ذکر کردیم مخالف هست.
اگر بگویید چنین نیست. عرض میکنم پس باید کارنامه این اشخاص را بعد از پیامبر مرور کنید.
الف: پشیمانی ابوبکر از حمله به خانه فاطمه
اني لا آسي على شَيْءٍ الا على ثَلاثٍ فَعَلْتُهُنَّ وَدِدْتُ أَنِّي لم أَفْعَلْهُنّ ... فَوَدِدْتُ أَنِّي لم أَكُنْ كَشَفْتُ بَيْتَ فَاطِمَةَ وَتَرَكْتُهُ وَأَنْ أَغْلِقَ عَلَيَّ الْحَرْبَ
ترجمه: من از چیزی پشیمان نیستم مگر سه چیز که آنرا انجام دادم که کاش انجام نمیدادم. ای کاش هیچگاه بیت فاطمه را کشف نمیکردم. ....
المعجم الكبير ج 1 ص 62- تاريخ الإسلام ، ج3 ، ص118
نظریه سیوطی در مورد این روایت:
قال السيوطي: إنه حديث حسن . مسند فاطمه ، سيوطي ، ص34 و 35 ، الطبعة الأولي ، مؤسسة الكتب الثقافية ، بيروت
ب: عمر بن خطاب قاتل فاطمه بنت محمد
ميزان الاعتدال - الذهبي - ج 1 - ص 139 (دار المعرفة)
ان عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
جواهر المطالب في مناقب الإمام علي (ع) - ابن الدمشقي - ج 2 - پاورقى ص 121 (|مجمع إحياء الثقافة الإسلامية)
روى ابن أبي دارم المحدث أن عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الملل والنحل - الشهرستاني - ج 1 - ص 57 (دار المعرفة)
ان عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى القت الجنين من بطنها
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الوافي بالوفيات - الصفدي - ج 6 - ص 15 (دار إحياء التراث العربي)
قال إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم لبيعة حتى ألقت المحسن من بطنها
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
لسان الميزان - ابن حجر - ج 1 - ص 268 (مؤسسة الأعلمي للمطبوعات)
ان عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن
ج: ثعلبه بن حاطب بدری
يكى از افرادى كه در جنگ بدر شركت داشته و به طور قطع جزء «السابقون الأولون» محسوب مىشود ثعلبة بن حاطب انصارى است.
خداوند در قرآن كريم منافقانى كه مسجد ضرار را با هدف ضربه زدن به اسلام و تقويت جبهه كفر بنا كردند، به شدت توبيخ مىكند و مىفرمايد:
وَالَّذينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَكُفْراً وَتَفْريقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنينَ وَإِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْنى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُون. التوبه / 107.
و آنهايى كه مسجدى اختيار كردند كه مايه زيان و كفر و پراكندگى ميان مؤمنان است، و [نيز] كمينگاهى است براى كسى كه پيش از اين با خدا و پيامبر او به جنگ برخاسته بود، و سخت سوگند ياد مىكنند كه جز نيكى قصدى نداشتيم؛ و [لى] خدا گواهى مىدهد كه آنان به طور قطع دروغگو هستند.
ولی شاید دوستان بگویند خب این چه ربطی به ثعلبه دارد. در جواب عرض میکنم. جناب ابن کثیر عالم بزرگ اهل سنت رو قبول دارید؟ پس متن ایشون رو مطالعه کنید
البداية والنهاية - ابن كثير - ج 5 - ص 27 - 28
وكان الذين بنوه اثني عشر رجلا وهم ، خذام بن خالد - وفي جنب داره ‹ صفحه 28 › كان بناء هذا المسجد - وثعلبة بن حاطب : ومعتب بن قشير ، وأبو حبيبة بن الأزعر ، وعباد بن حنيف أخو سهل بن حنيف ، وجارية بن عامر ، وابناه مجمع وزيد ، ونبتل بن الحارث ، ويخرج وهو إلى بني ضبيعة ، وبجاد بن عثمان وهو من بني ضبيعة ، ووديعة بن ثابت وهو إلى بني أمية
مسجد ضرار را دوازده نفر بنا كردند... ثعلبه بن حاطب از بنو عبيد...
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
البداية والنهاية|ابن كثير|5|774|مصادر تاريخ|تحقيق وتدقيق وتعليق : علي شيري|الأولى|1408 - 1988 م||دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان||
حال دوستان عزیز نظرشون در مورد جناب ثعلبه چیه؟
اطمینان هست که او جزو ( السابقون) بوده است درسته؟
حال آیا شما می گویید بنا کننده مسجد ضرار حتما به بهشت میرود؟
د: فروه بن عمرو انصاري:
فروة بن عمرو از كسانى است كه در بيعت عقبه اول و نيز در جنگ بدر حضور داشته است؛ پس به طور قطع آيه «السابقون الأولون» شامل وى خواهد شد
فروة بن عمرو بن ودقة بن عبيد بن عامر بن بياضة البياضي الأنصاري شهد العقبة وشهد بدرا وما بعدها من المشاهد مع رسول الله صلى الله عليه وسلم... ولم يسمه [المالك] في الموطأ وكان ابن وضاح وابن مزين يقولان إنما سكت مالك عن اسمه لأنه كان ممن أعان على قتل عثمان رضي الله عنه.
فروة بن عمرو در عقبه و جنگ بدر و ديگر جنگها با رسول خدا (ص) حضور داشت... مالك اسم او را در موطأ نياورده است، ابن وضاح و ابن مزين گفتهاند كه مالك به خاطر اين اسم او را نمىبرده چون از كسانى است كه در كشتن عثمان شريك بوده است.
الاستیعاب ج3ص1260- دارالجیل
حال شما بگویید. آیا کسی که در قتل خلیفه ثالث شرکت داشته است. بی حساب و کتاب وارد بهشت می شود؟
این فقط نمونه ایی از کارنامه بعضی از این ( السابقون الاولون) بعد از رسول الله بوده است.
حال بگویید. آیا این آقا سینای شما مردود میشه یا نه؟
نکته دیگر ...
این مطلب شما یک تناقض بسیار عمده با عقیده تشیع دارد ؟
شما میگویید جمله { اولی الامر منکم } مربوط به 12 امام است
اینک افراد زمان پیامبر{ که ایه تنها در حضور انها نازل شده است } چگونه کسانی را ولی امر خود بدانند
که هنوز متولد نشده و امتحان پس نداده اند وهنوز معلوم نیست که ایا در زندگی از همه ازمایشات سربلند بیرون می ایند یا خیر
و اساسا چرا اینهمه مهدی مهدی میکنید از کجا معلوم وقتی ظهور کرد خود را به امریکا یا اسرائیل نفروشد ؟؟؟ایا شما تضمین میکنید ؟؟
ایا شما تضمین میکنید که وقتی ظهور کرد یک دیکتاتور نشود ؟؟؟ از کجا معلوم است؟؟؟
ما ایه صریح قران داریم که خدا از مهاجر و انصار راضی است شما قبول نمیکنید
پس چگون انقدر به ایمان مهدی ایمان دارید که حتی یک اشاره هم به او در قران نشده است
{ میبینید تف سر بالا شد }
** پاسخ مدیر سایت:
دوست عزیز انشالله در یک مقاله به طور کامل مهدی موعود را بررسی خواهیم کرد**
فرموده اید :
{ولی کسی که بعد از هزار و چهارصد و 40سال بعد از بعثت رسول الله آمده است باید تمام کارهایش ذره به ذره حساب شود. به نظر شما اگر اینگونه باشد که شما می گویید باشد. بنده چه گناهی کردم که سال 1420 سال پس از بعثت رسول الله متولد شده ام؟}
اولا عرض کردم خود خصلت سبقت در دین یعنی بجان خریدن تمام سختیها و ازارها و دربدریها
و هجرت نیز یعنی دست شستن از تمامی تعلقات مادی و حتی معنوی مانند مال و ثروت و شغل وروابط عاطفی با طایفه و زن و فرزند و پدر و مادر
و انصار نیز یعنی نمونه های نهایت ایثار و قسمت کردن خوشیهایش با برادر هجرت کرده اش و شریک بودن در غم ونداریش ..... ایا اینها امتحان نیست ؟؟؟؟؟
فرق تو با انها این است که تو در جایی متولد شده ای که دور و برت همه مسلمان هستند و تو را به مسلمانبودن تشویق هم میکنند همین بحث باشما از طرف رسانه ها ودادن جوایز { احتمالا } به شما
میبینید کنار بخاری لم داده و تبلیغ میکنید هر لحظه هم کلی بخاطر مسلمان بودنت چه اطرافیانت وچه حکومت قربانصدقه ات هم میروند و امتیازات دیگری که بدست می اورید
ولی وقتی ابوبکر ایمان اورد همه دشمنش شدند اذیتش کردند و در اخر همه اموالش را مصادره کردند
وخودش تک و تنها بدون زن و فرزند و مال و ثروتش با پیامبر به مدینه رفت
کسی که از تجار معتبر قریش بود بخاطر مسلمان بودن در مدینه کهنه فروشی میکرد
ولی تو بخاطر مسلمان بودن امتیاز هم میگیری مشهور میشوی باز هم شما ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟طلبکارید ؟؟؟؟؟
بهتر است دوربین را از سر دیگرش تماشا کنید جواد اقای ارجمندم ...
** پاسخ مدیر سایت:
اولا: عرض کردیم که این تقدمی که شما می گویید. درست نیست چون در زمان دیگر انبیاء چنین نبوده است.
ثانیا: جنابعالی در مورد بنده فرمودید:
((همین بحث باشما از طرف رسانه ها ودادن جوایز { احتمالا } به شما
میبینید کنار بخاری لم داده و تبلیغ میکنید هر لحظه هم کلی بخاطر مسلمان بودنت چه اطرافیانت وچه حکومت قربانصدقه ات هم میروند و امتیازات دیگری که بدست می اورید ))
دوست عزیز مثل اینکه شما خیلی دل خوشی دارید.
تا به امروز چه کسی مرا تشویق کرده است؟ از حیث مالی؟
کنار کدوم بخاری لم دادم؟ کدام اطرافیان قربان صدقه من میرن؟ بابا خیلی دل خوشی داری.
شما که از مشکلات مالی اشخاص خبر ندارید. چرا بحث رو مشوش میکنی؟
بگذاریم و بگذریم
طرف دیگر قضیه این ایه امر رضایت الهی را منوط به تبعیت از سابقین اولین میداند
برادر عزیز ! علی جزء سابقین بود
خدا چگونه امر میکند از مجموعه ای تبعیت شود
که ان مجموعه هم با تقوا دارند هم چاقوکش هم قاتل هم میخواره ؟؟؟؟ ایا این توهین به خدا و قران نیست ؟؟
در ایه صریح بدون ابهام میفرماید و الذین اتبعوهم
تنها چیزی که ملاک تبعیت است همین جزو سابقین اولین بودن است و لا غیر و هیچ اما و اگری در ان نیست
بگذارید مثالی واضحتر بزنم بجای سابقون اولین کلمه امامان را میگذاشتیم
و الائمه الاثنی عشریته و الذین اتبعوهم باحسان رضی الله عنهم و رضوا عنه
ایا باز هم میگفتید نخیر شاید بعضی امامان در اخر ناخلف از اب در ایند
و جالب است برای مهاجر و انصاری که نه معصوم هستند و نه امام خدا دستور به تبعیت میدهد
ولی از امام معصوم و و تبعیت از او خبری نیست
**پاسخ مدیر سایت
دوست عزیز و گرامی درست هست در این آیه مطلق (السابقون الاولون) بیان شده است ولی در آیت دیگر این آیه روشن شده است. جایی که خداوند می فرماید: (لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ( یعنی شما باید سابقونی تبیعت کنید که چنین صفتی دارند ( مومن) هستند. مومن کسی هست که لفظا و قلبا کلام رسول الله را قبول داشته باشد. نه اینکه پیامبر را متهم به هذیان گویی کند.
1- حدثنی محمد بن رافع و عبد بن حمید قال عبد اخبرنا و قال ابن رافع حدثنا عبدالرزاق اخبرنا معتمر عن الزهری عن عبیدالله عتبه عن ابن عباس قال لما حضر رسول الله و فی البیت رجال فیهم عمر بن خطاب فقال النبی : هلم اکتب لکم کتابا لاتضلون بعده. فقال عمر: ان رسول الله قد غلب علیه الوجع و عندکم القران حسبنا کتاب الله.
*صحیح مسلم ج5 ص76- دارالفکر
2- حدثنی عبدالله بن محمد حدثنا عبدالرزاق اخبرنا معمر عن الزهری عن عبیدالله عن ابن عباس عنهما قال لما حضر رسول الله و فی البیت رجال فیهم عمر بن خطاب قال النبی هلم اکتب لکم کتابا لا تضلوا بعده فقال عمر ان النبی قد غلب علیه الوجع و عندکم القران حسبنا کتاب الله.
*صحیح بخاری ج7 ص9- دارالفکر
صحیح ابن حبان ج14 ص567- موسسه الرساله
عمده القاری ج21 ص224- داراحیاء التراث العربی
المصنف عبدالرزاق ج5 ص438- منشورات المجلس العلمی
الدیباج علی المسلم ج4 ص232- دار ابن عفان
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج2 ص55- داراحیاء الکتب العربیه
دوست عزیز شما استاد قیاس مع الفارق هستید.
اولا: ائمه شیعه 12 نفرند و شما می توانید به راحتی زندگی آنان را بررسی کنید و ببینید آیا عملی غیر از فرموده خدا و رسولش انجام داده اند.
ولی شما می گویید (صد و بیست و چهار هزار) نفر عادل هستند؟ موقعی که می گوییم دلیلش چیه؟
می گویید چون سختی کشیدند در اوایل اسلام. دوست عزیز همه که مانند بلال حبشی نبودند. خیلی ها مانند ابوبکر حتی بخاطر اسلام از کفار یک سیلی هم نخوردند. پس نمی توانید بگویید همه سختی کشیدند. همه این صحابه مانند علی نیستند که خدا در موردش بگوید: ( لا سیف الا ذوالفقار لا فتی الا علی) خیلیها مانند عمر و عثمان و ابوبکر در غزوات رسول الله فرار می کردند.
اما در مورد ایات در نهی و امر قرانی
دوست عزیز قران کتاب موعظه وپند است اوامر و نواهی قران برای روشنگری است چون خوبیها و بدیها بینهایتند خدا به پیامبر میفرماید اگر چیزی را از طرف خودت بگویی و به ما منسوب کنی رگ گردنت را میزنیم
یا میفرماید: و لا تکن من الممترین و یا میفرماید از کفار ومنافقان اطاعت نکن
همین میرساند که نهی از کاری بمعنای انجام ان نیست
ملای مسجدی خطبه میخواند و به حضار میگوید: ای مردم شراب نخورید که گناه کبیره است
ایا معنی اینجمله ان است که مردم حاضر در انجلسه شرابخورند ؟؟؟؟؟
فرموده اید :{ خب ببخشید چگونه می شود که خداوند به زنان رسول الله چنین بفرماید:
يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَكانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرا. الأحزاب / 30.}
اولا باز دشمنیتان رو شد
چون درست بعد از ان میفرماید { و من یقنت منکن لله و رسوله و تعمل صالحا نوتها اجرها مرتین }
راستی چرا اینرا ذکر نمیکنید ایا مگر این ایه قران نیست ؟؟؟
این هم موعظه است ببینید خدا میفرماید
انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا
یعنی ما انسان را افریدیم حال یا شکرگذار است یا کافر میشود
پیامبران هم انسانند ما بیاییم و بگوییم چون فرموده شاید بعضی انسانها کافر شوند پس پیامبر بی پیامبر ؟؟
اما یک ایه از همین دست که اینبار فاطمه هم بازنان پیامبر در ایه داخل است و البته زنان پیامبر ارجمند ترند از دخترانش و بقیه زنان
یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک ونساء المومنین یدنین علیهن جلابیبهن .........
یعنی محمد به زنان و دختران و زنان مسلمان بگو حجاب را رعایت کنند
ایا فاطمه بیحجاب بود ؟؟؟؟؟؟
میبینید باز تف سر بالا انداختید که دامن خودتانرا میگیرد
** پاسخ مدیر سایت:
اولا: مثل اینکه شما چیزی از منطق نمیدانید.
متاسفم. دوست عزیز بحث ما در مورد این بود که خداوند فرموده است که اگر چنین بکنی عذاب خواهی شد. این یعنی اینکه چیزی به اسم رضایت دائمی وجود ندارد.
ثانیا: در مورد آیه ایی که خطاب به زنان رسول الله آمده است. عزیز دل بحث ما بر سر چیه؟
بحث ما بر سر اینه که آیا خداوند حتی از همسران رسول الله رضایت دائمی دارد یا نه؟ پس حتی اگر ما بعدش را هم ذکر کنیم به نفع ما هست. چون بازهم ثابت می کند چیزی به اسم رضایت دائمی نیست.
ثالثا: فرمودید: البته زنان پیامبر ارجمند ترند از دخترانش و بقیه زنان
دوست عزیز فاطمه بنت محمد کیست؟
نمی شناسیدش؟
پاره تن پيامبر
قال رسول الله (ص): فاطمة بَضْعَة منّى. صحيح البخارى 4/210، (ص 710، ح 3714)،
سرور زنان دنيا و آخرت
روى الهيثمي عن رسول اللّه (ص) قال: إنّ فاطمة سيدة نساء امتى . رواه الطبراني ورجاله رجال الصحيح غير محمد بن مروان الذهلى ووثقه ابن حبان. مجمع الزوائد ج 9 ص 201 .
قَالَ النَّبِيُّ (ص): فاطمة سيدة نساء العالمين. أسد الغابة ج 4 ص 16.
قَالَ النَّبِيُّ (ص) فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ». صحيح البخارى ج 4 ص 209، ح قبل 3711،
همسنگ پيامبر در گفتار
عن عائشة قالت: «ما رأيت أحدا قط أصدق من فاطمة» ورجالهما رجال الصحيح . مجمع الزوائد ج 9 ص 201، المعجم الأسط، ج 3، ص 137.
برخورداد از احترام ويژه پيامبر
عن عائشة أيضا: كانت إذا دخلت عليه - على رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم - قام إليها فقبلها ورحب بها وأخذ بيدها فأجلسها في مجلسه. قال الحاكم: صحيح على شرط الشيخين، وأقره الذهبي أيضا. المستدرك: 3/160.
برتر از خلفاي راشدين
قال المُناوي: وذكر العَلَم العراقي: إن فاطمة وأخاها إبراهيم أفضل من الخلفاء الأربعة باتفاق . فيض القدير في شرح الجامع الصغير 4/ 556.
غضب فاطمه هم طراز غضب خداوند متعال
إنّ اللّه يغضب لغضبك، ويرضى لرضاك. هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه. المستدرك: 3/153
غضب و اذيت فاطمه برابر با غضب وإيذاي پيامبر (ص)
قال رسول الله (ص): فاطمة بَضْعَة منّى فمن أغضبها أغضبني. صحيح البخارى 4/210، (ص 710، ح 3714).
إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا. صحيح مسلم 7/141 ح 6202) وليس فيهما قضيّة الخطبة.
خانه فاطمه همسنگ خانه پيامبران
روي الثعلبي والسيوطي عن أنس بن مالك وعن بريدة قالا : قرأ رسول الله صلى الله عليه وسلم هذه الآية ) في بيوت أذن الله أن ترفع ويذكر فيها اسمه ( إلى قوله ) والأبصار ( فقام رجل فقال : أيّ بيوت هذه يا رسول الله ؟ قال : ( بيوت الأنبياء ) .
قال : فقام إليه أبو بكر فقال : يا رسول الله هذا البيت منها لبيت عليّ وفاطمة ؟
قال : ( نعم من أفاضلها ) .
تفسير الثعلبي ج 7 ص107، تفسير الثعالبي ج 7 ص107 ، الدر المنثور ج 6 ص 203 ، روح المعاني ج 18 ص 174.
حالا ببینیم بعضی از این زنان ارجمندی که شما میگین کی هستند.
شان نزول آیه 11 سوره حجرات
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإيمانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون. الحجرات/11.
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند!
در این پست قصد داریم بررسی کنیم که شان نزول این آیه چه بوده است.
همه به روشنی می دانیم که تمسخر گاهی با زبان می شود و گاهی با اشاره کردن. و در این مطلب هیچ انسان عاقلی شک ندارد.
نظریه علمای اهل سنت:
جمهور علمای اهل سنت مسخره کردن یک مسلمان را حرا میدانند.
جامع البيان - إبن جرير الطبري - ج 26 - ص 169
السخرية ، فلا يحل لمؤمن أن يسخر من مؤمن لا لفقره ، ولا لذنب ركبه ، ولا لغير ذلک
مسخره کردن. حلال نمی باشد برای مومن که مومن دیگری را بخاطر فقرش یا گناهش و یا غیر این چیزها مسخره کند.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
جامع البيان|إبن جرير الطبري|26|310|مصادر تفسير سنى|تقديم : الشيخ خليل الميس / ضبط وتوثيق وتخريج : صدقي جميل العطار||1415 - 1995 م||دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان||
بالاتر و روشن تر از این مطلب را جناب ابن کثیر گفته اند:
احتقارهم واستصغارهم، وهذا حرام،
تفسير القرآن العظيم، ج 4، ص 213 ، ناشر: دار الفكر
شان نزول آیه:
جمهور علمای اهل سنت و شیعه بر این مطلب عقیده دارند که این آیه در مورد دو تن از زنان پیامبر نازل شده است. حالا باید دید این زنان کدامها هستند.
تفسير مقاتل بن سليمان - مقاتل بن سليمان - ج 3 - ص 262
( ولا نساء من نساء عسى أن يكن خيرا منهن ) * نزلت في عائشة بنت أبي بكر ، رضي الله عنهما ، استهزأت من قصر أم سلمة بنت أبي أمية
آيه : «ولا نساء ...» در باره عائشه نازل شده است؛ در آن هنگام كه ام سلمه را به خاطر كوتاه قد بودنش ريشخند كرد
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير الثعلبي - الثعلبي - ج 9 - ص 81
وقال أنس : نزلت في نساء رسول الله صلى الله عليه وسلم عيرن أم سلمة بالقصر . ويقال : نزلت في عائشة ، أشارت بيدها في أم سلمة أنها قصيرة ، وروى عكرمة ، عن ابن عباس أن صفية بنت حي بن أخطب أتت رسول الله صلى الله عليه وسلم فقالت : إن النساء يعيرني فيقلن : يا يهودية بنت يهوديين ، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم ( هلا قلت : إن أبي هارون ، وابن عمي موسى ، وإن زوجي محمد ) ، فأنزل الله سبحانه هذه الآية
((.... نازل شده است در شان عایشه که با دستش اشاره کرد به ام سلمه و گفت. کوتاه است......))
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير القرطبي - القرطبي - ج 16 - ص 326
نزلت في عائشة ، أشارت بيدها إلى أم سلمة ، يا نبي الله إنها لقصيرة . وقال عكرمة عن ابن عباس : إن صفية بنت حيي بن أخطب أتت رسول الله صلى الله عليه وسلم فقالت : يا رسول الله ، إن النساء يعيرنني ، ويقلن لي يا يهودية بنت يهوديين ! فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : [ هلا قلت إن أبي هارون وإن عمي موسى وإن زوجي محمد ] . فأنزل الله هذه الآية .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير مقاتل بن سليمان|مقاتل بن سليمان|3|150|مصادر تفسير سنى|أحمد فريد|الأولى|1424 - 2003م|لبنان/ بيروت - دار الكتب العلمية|دار الكتب العلمية||
تفسير الثعلبي|الثعلبي|9|427|مصادر تفسير سنى|الإمام أبي محمد بن عاشور ، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي|الأولى|1422 - 2002م|بيروت - لبنان - دار إحياء التراث العربي|دار إحياء التراث العربي||
تفسير القرطبي|القرطبي|16|671|مصادر تفسير سنى|تصحيح : أحمد عبد العليم البردوني||1405 - 1985 م||دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان||مؤسسة التاريخ العربي
علمای دیگر هم این روایت را نقل کرده اند:
تفسير البحر المحيط - أبي حيان الأندلسي - ج 8 - ص 112
روي أن عائشة وحفصة ، رضي الله تعالى عنهما ، رأتا أم سلمة ربطت حقويها بثوب أبيض وسدلت طرفه خلفها ، فقالت عائشة لحفصة : انظري إلى ما يجر خلفها ، كأنه لسان كلب . وعن عائشة ، أنها كانت تسخر من زينب بنت خزيمة الهلالية ، وكانت قصيرة . وعن أنس : كان نساء النبي صلى الله عليه وسلم ) يعيرن أم سلمة بالقصر . وقالت صفية لرسول الله صلى الله عليه وسلم ) : يعيرنني ويقلن يا يهودية بنت يهوديين ، فقال لها : هلا قلت إن أبي هارون ، وإن عمي موسى ، وإن زوجي محمد
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير النسفي - النسفي - ج 4 - ص 165
عائشة رضي الله عنها انها كانت تسخر من زينب بنت خزيمة وكانت قصيرة
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير الآلوسي - الآلوسي - ج 26 - ص 152
عن عائشة أنها كانت تسخر من زينب بنت خزيمة الهلالية وكانت قصيرة فنزلت
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير البحر المحيط|أبي حيان الأندلسي|8|745|مصادر تفسير سنى|الشيخ عادل أحمد عبد الموجود - الشيخ علي محمد معوض، شارك في التحقيق 1) د.زكريا عبد المجيد النوقي 2) د.أحمد النجولي الجمل|الأولى|1422 - 2001م|لبنان/ بيروت - دار الكتب العلمية|دار الكتب العلمية||
تفسير النسفي|النسفي|4|537|مصادر تفسير سنى|||||||
تفسير الآلوسي|الآلوسي|26|1270|مصادر تفسير سنى|||||||
دوستان اهل سنت اجازه هست من چند تا سوال کنم؟
شما روایتی دارید که پیامبر اکرم فرموده است: ( اصحاب من مانند ستارگان هستند به هر کدام اقتدا کنید هدایت خواهید شد)
درسته؟
خب ببخشید. آیا زنان پیامبر هم در زمره اصحاب وارد می شوند؟
صد در صد
خب اگر بنده به جناب حفصه بنت عمر بن خطاب و عایشه بنت ابوبکر بن ابی قحافه اقتدا کنم و به دیگر صحابه رسول الله توهین کنم. حکمش چیست؟
فراموش نشود. طبق نقل علمای اهل سنت مسخره کردن مومن حرام است. حالا چگونه کسی که راه هدایت را نشان میدهد. عمل حرام انجام میدهد؟
البته فراموش نشود که جناب عایشه بنت ابوبکر در زمان حیات پیامبر کارهای زیادی انجام داده است.
کارهایی از قبیل شکستن ظروف دیگر همسران رسول الله.
شکستن ظرف صفیه
در مسند احمد بن حنبل روایاتی آمده است که مضمومنش این است که روزی صفیه یکی دیگر از زنان پیامبری غذایی درست کرده بود آن روز نوبت خانه عایشه بود. جناب صفیه در ظرفی برای پیامبر از همان غذا ریخت و برای ایشان برد. عایشه ظرف را به همراه غذا به بیرون پرت کرد. خود عایشه گوید. در این حال غضب را در چهره رسول الله دیدم.
مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 6 - ص 277
عن عائشة قالت بعثت صفية إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم بطعام قد صنعته له وهو عندي فلما رأيت الجارية أخذتني رعدة حتى استقلني أفكل فضربت القصعة فرميت بها قالت فنظر إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم فعرفت الغضب في وجهه
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
مسند احمد|الإمام احمد بن حنبل|6|241|مصادر حديث سنى - فقه|||||دار صادر - بيروت - لبنان||
و همچنین تعقیب کردن پیامبر
روایات زیادی در کتب اهل سنت هست که جناب عایشه می گوید شبهایی که قرار بود پیامبر در خانه من باشند زمانی که حضرت بیرون میرفتند او را تعقیب میکردم. چون فکر میکردم که پیش همسران دیگرش میرود.
عن عائشة قالت افتقدت النبي صلى الله عليه وسلم ذات ليلة فظننت انه ذهب إلى بعض نسائه
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 2 - ص 51
عن عائشة قالت افتقدت النبي صلى الله عليه وسلم ذات ليلة فظننت انه ذهب إلى بعض نسائه فتحسست ثم رجعت
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
مسند احمد|الإمام احمد بن حنبل|6|241|مصادر حديث سنى - فقه|||||دار صادر - بيروت - لبنان||
صحيح مسلم|مسلم النيسابوري|2|261|مصادر حديث سنى - فقه|||||دار الفكر - بيروت - لبنان||طبعة مصححة ومقابلة على عدة مخطوطات ونسخ معتمدة
در اینجا باید از جناب عایشه یک سوال بکنیم.
در قران کریم آمده است که خداوند فرموده است: ( اگر نمی توانید عدالت را در بین زنها انجام دهید پس فقط یک زن بگیرید) آیا پیامبر هر در ذیل این آیه هست یا نه؟
و در جای دیگر قران کریم آمده است که : ( در رسول خدا برای شما اسوه حسنه ایی هست)
حال شما بگویید. چگونه ممکن است رسول خدا و اسوه حسنه مومنین به غیر عدالت عمل کند و در زمانی که نوبت عایشه هست به خانه دیگری برود؟ اگر به خانه دیگری رود. الف: به جز عدالت انجام داده. ب: دیگر اسوه حسنه نیست.
آیا عایشه و حفصه بهترین زنان رسول الله بودند؟
در گروهی از روایات اهل سنت چنین بیان شده است که بهترین زنان در نزد رسول الله جناب عایشه بوده است. با اجازه دوستان ما قصد داریم این مطلب را بررسی کنیم.
قرطبی عالم بزرگ اهل سنت چنین می نویسد:
وهذا الهجر غايته عند العلماء شهر كما فعل النبي صلى الله عليه وسلم حين أسر إلى حفصة فأفشته إلى عائشة وتظاهرتا عليه.
نهايت قهر كردن با ديگران از ديدگاه علما يك ماه است؛ چنانچه رسول خدا در هنگامى حفصه راز آن حضرت را پيش عائشه فاش كرد و آنها عليه رسول خدا همپيمان شدند، اين چنين كرد.
**تفسیر قرطبی ج5ص172- دارالحیاء التراث العربی**
البته غضب کردن حضرت رسول الله از جناب عایشه یک بار نبوده است. بارها این اتفاق افتاده.
در مسند احمد بن حنبل روایاتی آمده است که مضمومنش این است که روزی صفیه یکی دیگر از زنان پیامبری غذایی درست کرده بود آن روز نوبت خانه عایشه بود. جناب صفیه در ظرفی برای پیامبر از همان غذا ریخت و برای ایشان برد. عایشه ظرف را به همراه غذا به بیرون پرت کرد. خود عایشه گوید. در این حال غضب را در چهره رسول الله دیدم.
مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 6 - ص 277
عن عائشة قالت بعثت صفية إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم بطعام قد صنعته له وهو عندي فلما رأيت الجارية أخذتني رعدة حتى استقلني أفكل فضربت القصعة فرميت بها قالت فنظر إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم فعرفت الغضب في وجهه
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
مسند احمد|الإمام احمد بن حنبل|6|241|مصادر حديث سنى - فقه|||||دار صادر - بيروت - لبنان||
حال شما بگویید با چه دلیلی می گویید مقام زنان پیامبر از فاطمه بنت محمد بالاتر هست؟
این ایه را اورده اید : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرين. المائده / 54.
جالب است . دقت کنید اولا نفرموده ای سابقین اگرشما مرتد شدید
در ثانی مرد حسابی !!وقتی سابقین اولین مرتد شدند خدا کدام گروه را بر انها مسلط گردانید؟؟؟؟لابد ابوسفیان !!!!
ثالثا
تنها کسی که با مرتدین جنگ کرد ابوبکر بود ...
در زمان پیامبر با هیچ گروهی بعنوان مرتد جنگی صورت نگرفت ولی
بعد از فوت پیامبر تازه مسلمانان بادیه نشین با حیله گریهای پیامبران دروغین مرتد شدند که ابوبکر همه را سر جای خود نشانید
**پاسخ مدیر سایت:
جدا شما خیلی تلاش می کنید.
دوست عزیز مالک بن نویره چیکار کرده بود. که جان مال و ناموسش حلال شد؟
ایا او به انبیاء دروغین ایمان آورد؟
خیر. او فقط گفت من زکات را به ابوبکر نمیدهم.
دوستان می توانند داستان مالک بن نویره را در اینجا مطالعه کنند:
ببخشید یه سوال؟
جناب ابوبکر با چه حقی شد خلیفه مسلمین؟
انتخاب مردم؟
الف: بیعت گرفتن با ترس
بخاری عالم بزرگ اهل سنت در صحیح خویش روایتی از ام المومنین عایشه نقل می کند که در آن داستان سقیفه را بیان می کند که در قسمتی طریقه بیعت گرفتن عمر از مردم را بیان می نماید. و می گوید: عمر بن خطاب مردم را ترساند
صحيح البخاري - البخاري - ج 4 - ص 195
لقد خوف عمر الناس
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
فتح الباري - ابن حجر - ج 7 - ص 26
فقالت لقد خوف عمر الناس
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
عمدة القاري - العيني - ج 16 - ص 184
لقد خوف عمر الناس
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تغليق التعليق - ابن حجر - ج 4 - ص 58
لقد خوف عمر الناس
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
صحيح البخاري|البخاري|4|256|مصادر حديث سنى - فقه|||1401 - 1981 م||دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع||طبعة بالأوفست عن طبعة دار الطباعة العامرة بإستانبول
فتح الباري|ابن حجر|7|852|مصادر حديث سنى - فقه||الثانية||دار المعرفة للطباعة والنشر بيروت - لبنان|دار المعرفة للطباعة والنشر بيروت - لبنان||
عمدة القاري|العيني|16|855|مصادر حديث سنى - فقه||||بيروت - دار إحياء التراث العربي|دار إحياء التراث العربي||
تغليق التعليق|ابن حجر|4|852|مصادر حديث سنى - عام|سعيد عبد الرحمن موسى القزقي|الأولى|1405|بيروت , عمان - الأردن - المكتب الإسلامي ,دار عمار|المكتب الإسلامي ,دار عمار||
حال یک سوال از دوستان اهل سنت.
این چگونه اختیاری بوده است که مردم از سر ترس باید با ابوبکر بیعت کنند؟
ب: اجبار علی و همراهان به بیعت کردن
در داستان حمله به خانه علی بن ابیطالب تمام علمای اهل سنت نقل کرده اند که گروهی از صحابی بزرگ رسول الله در خانه علی بن ابیطالب جمع شده بودند تا با ابوبکر بیعت نکنند. اما عمر انها را تهدید به آتش کشاندن خانه کرد و گفت: بخدا قسم خارج شوید برای بیعت کردن و اگر چنین نکنید خانه را به آتش می کشانم و....
السقيفة وفدك - الجوهري - ص 53
فجاء عمر إليهم ، فقال : والذي نفسي بيده لتخرجن إلى البيعة أو لأحرقن البيت عليكم
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 2 - ص 56
فجاء عمر إليهم فقال : ولذي نفسي بيده لتخرجن إلى البيعة أو لأحرقن البيت عليكم
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تاريخ الطبري - الطبري - ج 2 - ص 443
أتى عمر بن الخطاب منزل علي وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين فقال والله لأحرقن عليكم أو لتخرجن إلى البيعة
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
السقيفة وفدك|الجوهري||323|مصادر حديث سنى - فقه|تقديم وجمع وتحقيق : الدكتور الشيخ محمد هادي الأميني|الثانية|1413 - 1993 م|شركة الكتبي للطباعة والنشر - بيروت - لبنان|شركة الكتبي للطباعة والنشر - بيروت - لبنان||الطبعة الأولى 1401 ه - 1980 م / الطبعة الثانية 1413 ه . 1993 م
شرح نهج البلاغة|ابن أبي الحديد|2|656|مصادر حديث سنى - عام|محمد أبو الفضل إبراهيم|الأولى|1378 - 1959 م||دار إحياء الكتب العربية - عيسى البابي الحلبي وشركاه||مؤسسة مطبوعاتي إسماعيليان
تاريخ الطبري|الطبري|2|310|مصادر تاريخ|مراجعة وتصحيح وضبط : نخبة من العلماء الأجلاء||||مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - لبنان||قوبلت هذه الطبعة على النسخة المطبوعة بمطبعة "بريل" بمدينة لندن في سنة 1879 م)
عمر بن خطاب چگونه خلیفه شد؟
با وصیت ابوبکر درسته؟
تفسير ابن كثير - ابن كثير - ج 3 - ص 368
إني استخلفت عليكم عمر بن الخطاب
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الدر المنثور - جلال الدين السيوطي - ج 5 - ص 101
انى استخلفت عليكم عمر بن الخطاب
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير الآلوسي - الآلوسي - ج 19 - ص 152
إني قد استخلفت عليكم عمر بن الخطاب
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الطبقات الكبرى - محمد بن سعد - ج 3 - ص 200
إني قد استخلفت عليكم عمر بن الخطاب
شما بگویید این چه انتخابی بوده است؟
اما خلط مبحث شما
شما برای بی اعتبار کردن ایه 100 سوره توبه خالد ابن ولید و ولید ابن عقبه را مثال زده اید ؟؟؟
جناب جوادی نسب !!
برادر عزیز خالد ابن ولید بعد از فتح مکه ایمان اورد
اگر اینرا نمیدانید چرا سایت صحابه شناسی راه انداخته اید و اگر میدانید
از خدا نمیترسید که این افترا را به دین خدا و بندگان خدا میزنید ؟؟؟
سابقون الاولون کجا و ولید و یا خالد ابن ولید کجا ؟؟؟؟؟
بگذارید یکمثال بزنم
از من در باره معلم سابق فرزندم سوال میکنند
من بگویم والا خاک توی سرش اگر معلم باسوادی بود چرا فرزند من کمک راننده شد ؟؟؟؟
الان هم قضیه همین است ابوبکرو بقیه مهاجرین 21 سال قبل از خالد ایمان اوردند
خالد در جنگ احد همان کسی بود که از پشت کوه بر لشکر اسلام ضربه زدحالا او را با ابوبکر و عمر و علی یکی میدانید ؟؟؟؟؟هرچند بعد از مسلمان شدن تمام خطاهای گذشته اش را جبران کرد واز دلاوران اسلام شد
** پاسخ مدیر سایت:
اولا:دوست عزیز مثل اینکه شما فراموش کرده اید که اهل سنت می گویند: ( عدالت تمامی صحابه رسول الله)
آیا خالد بن ولید جزو این افراد نیست؟ چگونه یه قاتل و زنا کار عدالت دارد؟
ثانیا: دوست عزیز چه کسی خالد را فرستاد؟ یکی به اسم ابوبکر؟ چرا بعد از اینکه فهمید خالد ادم کشت. خالد زنا کرد. کاری نکرد؟
می گوییم می توانسته دیه میدهد و صحاب دم رو راضی کنه. اما چرا بخاطر اینکه خالد بن ولید زنا محصنه کرد. رجمش نکرد؟
حال شما بگویید. آیا ابوبکر نباید جوابگو باشد؟
- يكشنبه، 4 بهمن ماه ، 1388 16:38:39
موضوع مطلب:
بقیه مطالبتان هم که روایات است و بدرد خودتان میخورد
روایت بخار ی را اورده اید که ... اصحاب بعد از تو بدعت گذاشتند
علی 25 سال با این خلفا بود چرا بدعت انها را به مردم اعلام نکرد پس این عصمت و امامت برای چیست ؟
نکند برای گذاشتن در ویترین افتخارات شخصی به وی عطا شده است ؟؟؟؟
پس در همه بدعتهای خلفا با انها شریک جرم بوده است چون سکوت کسی که حجت است یعنی قبول باطل
اساسا حجت نباید مطلقا در برابر کمترین ناحق سکوت کند تقیه و توریه ومصلحت و اینها مال انسانی دنیا دوست وترسو است نه علی
یک مثال میزنم خود شما میگویید عمر مرتبا میگفت لو لا علی لهلک عمر
حالا همین عمر در خطبه جمعه که علی و هزاران نفر بودند گفت من متعه را { بقول شما }حرام میکنم
اینجا چرا علی بفریاد عمر نرسید تا او را از هلاک شدن نجات دهد ؟؟؟؟
ایا علی نمیتوانست فورا بلند شده و بگوید : ایمردم همه میدانید این عمر در علم دین مدیون من است
و خود بارها اعتراف کرده است
و من اینجا میگویم که متعه حلال است وعمر مثل دفعات قبل بی اطلاع ازسیره رسول این سخن را گفته است ؟؟
برادر عزیز چرا نگفت ؟؟ اینکه دیگر سیاسی نبود ؟؟؟
پس هر بدعتی از انها سر زده باشد سکوت علی چون حجت بوده شریک در جرم بوده است
ازطرفی 5 سال رهبر مسلمانان شد
کدام بدعت بوجود امده در زمان خلفا را ازبین برد
تراویح را ؟ متعه را ؟ حج تمتع را ؟
پس پای علی هم امد وسط و باز تف سر بالا شد و به روی خودتان برگشت
ببینید این اصل مهم را فراموش نکنید که پای علی به پای همه اصحاب گره خورده است اگر اصحاب را ارج بنهید علی را ارج نهاده اید صحابه را تحقیر کنید علی را تحقیر نموده اید
فرموده اید : چگونه می شود خداوند به پیامبرانش خطاب کند که:
وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرين. الزمر / 65.
ولی اگر شخصی مانند: ( ولید بن عقبه) شراب بخورد بازهم وارد بهشت می شود؟
ضرب المثلی یادم امد .. اینکه تو که لالایی بلدی چرا خواب نمیبرد ؟؟؟/
جایی که از اخر عاقبت پیامبران هم خبری نیست چگونه است که علی را میزان بهشت و صراط مستقیم معرفی میکنید ؟؟؟؟؟
و اساسا چرا پیامبر حسن و حسین را سروران جوان اهل بهشت معرفی کرد ؟ از کجا معلوم بود که انها تا اخر مسلمان میمانند ؟؟؟؟
یا گفت که حسین کشتی نجات است برچه اصولی اینرا فرمود خدا فرموده من از سابقین راضیم شما میگویید نخیر من راضی نیستم انوقت چگونه ما روایت یک کتاب را بپذیریم که حسین رفته بهشت و سرور هم شده است
گفتم که باز تف بروی خودتان برگشت
ولید هم نه از مهاجران بود نه از انصار
سری به قران شناسیتان بزنیم
دستور نهایی تحریم شراب در سوره مائده است اخرین سوره ای که بر پیامبر نازل شد
یعنی یکسال قبل از وفات پیامبر وقبل از ان تحریم قطعی نشده بود و بعضی مثل چایی سر سفرشان بود
ولی بمحض تحریم دیگر کسی از اصحاب رسول خدا به ان لب نزد
شما بگویید نوع شراب و زمان مصرفش تا ما هم بگوییم چه خبر است
هرچند ولید ازسابقین نبود
اخرش این {قران شناسی و زمانشناسی نزول قران شما}.. ما را میکشد ..
اما در مورد این نتیجه گیری مزخرف از این روایات نصفه نیمه ؟
در مورد مسجد ضرار تا ساخته نشد و هدف از ایجاد ان که تفرقه بین مسلمانان بود افشا نشد کسی ندانست برای چه ساخته میشود ..
دلیلش هم واضح است چون پیامبر قرار بود به انجا برود که ایه نازل شد: نباید بروی
اگر بعضی صحابه انجا بودند یا کارگر بودند یا بنا به انها چه دخلی دارد هدف مخفی امران ساخت ان
اخر این است سوادتان
مثل این است که فراخوان بدهند به اعزام جوانان شیعه به حج و تو هم بروی وانجا معلوم شود که تو را اورده اند وهابیت کنند ؟؟؟؟ ایا این یعنی همکاری تو با وهابیت !!!!!!
بقیه روایتهایت هم از این قبیل است و بدرد خودتان میخورد
دیدید ایه ها را اوردید با احترام کامل پاسخ گفتم پس همینطور با قران پیش بروید دیدید در مورد یک ایه چقدر میتوانیم بحث کنیم
** پاسخ مدیر سایت:
الف: شما نفی تمام روایاتتان می کنید؟
اگر این چنین باشد. لطف کنید برای ما از قران ثابت کنید که نماز صبح دو رکعته.
منتظر جواب هستم.
اما در مورد اینکه چرا علی در برابر بدعتها ایستادگی نکرد.
علی بارها در برابر این بدعتها ایستاد. ولی سود به جایی نبرد.
نمونه ایی از آن در مورد صلاه تراویح:
شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 12 - ص 283
أن أمير المؤمنين عليه السلام لما اجتمعوا إليه بالكوفة فسألوه أن ينصب لهم إماما يصلى بهم نافلة شهر رمضان ، زجرهم وعرفهم أن ذلك خلاف السنة فتركوه واجتمعوا لأنفسهم
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
شرح نهج البلاغة- مؤسسة إسماعيليان
پس اینگونه نبوده است که علی بن ابیطالب در برابر این بدعتها ایستادگی نکند.
اما فرمودید. چرا علی ایستادگی نکرد در برابر منع متعه:
ببخشید مثل اینکه شما هیچ علمی در بحث شیعه و سنی ندارید و فقط قصد بحث کردن بی فایده دارید. مگر این روایت را نشنیده اید:
علی فرمود: اگر عمر از متعه منع نمیکرد هیچ کس زنا نمیکرد مگر شقی
شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 12 - ص 253
لولا ما سبق من ابن الخطاب في المتعة ما زنى الا شقي
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 20 - ص 25
لولا ما فعل عمر بن الخطاب في المتعة ما زنى إلا شقي ،
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
كنز العمال - المتقي الهندي - ج 16 - ص 522 - 523
لولا ما سبق من رأى عمر بن الخطاب ‹ صفحه 523 › لأمرت بالمتعة ، ثم ما زنى إلا شقي
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
فقه القرآن - القطب الراوندي - ج 2 - ص 106
لولا أن عمر نهى عن المتعة ما زنى الا شقي
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير الرازي - الرازي - ج 10 - ص 50
لولا أن عمر نهى الناس عن المتعة ما زنى إلا شقي ،
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير القرطبي - القرطبي - ج 5 - ص 130
لولا نهي عمر عنها ما زنى إلا شقي
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير البحر المحيط - أبي حيان الأندلسي - ج 3 - ص 225 - 226
لولا أن عمر نهى عن ‹ صفحه 226 › المتعة ما زنى إلا شقي
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
شرح نهج البلاغة|ابن أبي الحديد|12|656|مصادر حديث سنى - عام|محمد أبو الفضل إبراهيم||||مؤسسة إسماعيليان للطباعة والنشر والتوزيع||
شرح نهج البلاغة|ابن أبي الحديد|20|656|مصادر حديث سنى - عام|محمد أبو الفضل إبراهيم||||مؤسسة إسماعيليان للطباعة والنشر والتوزيع||
كنز العمال|المتقي الهندي|16|975|مصادر حديث سنى - عام|ضبط وتفسير : الشيخ بكري حياني / تصحيح وفهرسة : الشيخ صفوة السقا||1409 - 1989 م||مؤسسة الرسالة - بيروت - لبنان||
فقه القرآن|القطب الراوندي|2|573|مصادر تفسير شيعه|السيد أحمد الحسيني|الثانية|1405||مكتبة آية الله العظمى النجفي المرعشي||بإهتمام : السيد محمود المرعشي
تفسير الرازي|الرازي|10|606|مصادر تفسير سنى||الثالثة|||||
تفسير القرطبي|القرطبي|5|671|مصادر تفسير سنى|تصحيح : أبو إسحاق إبراهيم أطفيش||1405 - 1985 م||دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان||مؤسسة التاريخ العربي
تفسير البحر المحيط|أبي حيان الأندلسي|3|745|مصادر تفسير سنى|الشيخ عادل أحمد عبد الموجود - الشيخ علي محمد معوض، شارك في التحقيق 1) د.زكريا عبد المجيد النوقي 2) د.أحمد النجولي الجمل|الأولى|1422 - 2001م|لبنان/ بيروت - دار الكتب العلمية|دار الكتب العلمية||
پس لطف کنید چیزی را که نمی دانید نگویید.
اما در مورد اینکه چرا علی بن ابیطالب را میزان بهشت و جهنم میدانیم.
دوست عزیز روایات متعددی در شان علی بن ابیطالب بیان شده است.
روایاتی از قبیل: حب علی دلیل حلال زادگی- علی نفس پیامبر- علی قسیم النار
می توانید در اینجا مطالعه کنید:
اما در مورد مسجد ضرار. عزیزم. متن کتب خودتون رو کی می تونید مطالعه کنید.
عزیز دل در کتب شما نوشته جناب ثعلبه جزو پایه گذاران این مطلب بوده است و حتی عالم بزرگ اهل سنت در مورد او چنین می نویسد:
أبو جعفر محمد بن حبيب بغدادى (متوفاى: 245هـ)، در كتاب المحبر باب أسماء المنافقين مىنويسد:
اسماء المنافقين وهم ستة وثلاثون رجلا منهم من الاوس (درى) بن الحارث و (الجلاس) بن سويد بن الصامت... و (ثعلبة) بن حاطب و (المعتب) ابن قشير وهما اللذان عادا الله " لئن آتانا من فضله لنصدقن ولنكونن من الصالحين....
منافقين 36 نفر بودند كه از جمله آنها ثعلبة بن حاطب است.
البغدادي، أبو جعفر محمد بن حبيب بن أمية (متوفاي245هـ)، المحبر، ج 1، ص 467 ـ 468.
خب چی شد. چگونه یکی از ( السابقون) منافق شد؟
دوست عزیز متاسفانه شما یا اصلا روایات را قبول ندارید. یا برای فرار از بحث زیر تمام روایات میزنید.
اگر روایات را قبول ندارید اصلا. لطف کنید بگویید. از کجای قران برداشت کنم نماز ظهر چطوره؟
نماز میت
و..............
منتظرم.
- پنجشنبه، 8 بهمن ماه ، 1388 16:34:30
موضوع مطلب:
بسم الله الرحمن الرحیم
دوست گرامی خسته نباشید از اینکه باعث زحمتتان شدم مرا ببخشید انشا الله خدا همه ما را به سرچشمه های قران و سنت اصیل برگرداند
من اخرش نفهمیدم شما چه نصیبی از توهین وتحقیر اصحاب نصیبتان میشود ؟؟؟
براستی برای من معمایی شده است اصرار شما شیعیان برای این اعتقاد عجیب
میگویید بابا ما فقط رو میکنیم انها که گفتیم در کتابهای خودتان است
اولا کتابهای ما کتاب قران نیست که هرچه گفته اند قبول باشد
در ثانی خدا از زبان یونس نقل میکند که فرمود
{ سبحانک انی کنت من الظالمین }
حالا یکی بیاید ومرتبا بگوید العیاذ بالله یونس ظالم بود
و بگوید بابا خودش گفته در قران است من که چیزی از خود نگفتم
یا مثلا خدا فرموده ما بشر را از اب پست و بد بو افریدیم { ایه قران است دیگر }
حالا یکی بیاید وبگوید فلان امامتان از اب گندیده بد بو ساخته شده است !!!!!
که { حرفش ذاتا درست است ولی واقعا بی ادبانه است } ایا کفرتان در نمی اید ؟
مگر قرار است هر کتابی هر غلطی کرد شما به رخ ما بکشید
برادر عزیز اگر به چرندیات کتب حدیث شیعه بپردازم که زمین وزمان را برمیدارد
مثلا روایت کلینی !!!! الاغی از پدر الاغش و او هم ازجد الاغترش !!!!! حدیث روایت میکند
یعنی واسطه یک سخن بسیار اصولی بین نوح و محمد چند عدد الاغ تشریف دارند و عرض اندام میکنند
از اینها مضحک ترش هم هست ....
از اینها بگذریم
برادر بسیار عزیزم باز هم در مطالب من دقت نکردید بگذارید اول یک مطلب را روشن کنم شما چرا به اینهمه بجای قران به روایات میپردازید
گفته اید در قران پیدا کنید که نماز صبح چند رکعت است این جمله خود شماست درست است ؟
این یعنی چه ؟؟ یعنی اینکه طعنه به اصحاب مثل تعداد رکعات در قران وجود ندارد برای همین سراغ روایات رفتید دیگر ...
مگر حرف ما چه بود من چون موافق اصحاب بودم گفتم قران ملاک سنجش اصحاب است نه روایات
ولی شما چون مخالف اصحابید میگویید نخیر باید روایات باشد
پس نتیجه جز این نیست که شما برای مخالفت با صحابه از قران چیزی دستگیرتان نمیشود
شما مطالب من را بدقت نمیخوانید
برای همین مرتکب افترایی بزرگ به من شده اید
مثلا فرموده اید :
{ در آیه بیعت رضوان بیان کردیم که تعدادی که حاضر بودند 1400 نفر بودند و چگونه شما این مقوله را به 124000 هزار نفر میدهید.}
ببخشید این سخن من کجاست کی عقیده من این است ؟ از کجا اورده اید
یا مثلا گفته اید :{ راستی اگر قرار باشد بگوییم تمام صحابه رسول الله ( صد و بیست و چهار هزار نفر) بی حساب و کتاب وارد بهشت شوند. چه عمل خوبی انجام دهند و چه کار زشتی انجام دهند. با آیات متعددی از قبیل همین آیه مخالفت دارد.}
جالب است..... متاسفانه شما بزور برای ما عقیده میتراشید ......
اما در مورد ایه 100 سوره توبه
اولا به خود ایه توجه فرمایید .
ساده و بدیهی و واضح .
چگونه خدا به مسلمانان دستور به پیروی از کسانی میکند که معلوم نیست خود لایق مسلمانی باشند
وچگونه خدا اعلام رضایت میکند از کسانی که باید بشایستگی از کسانی پیروی کنند که معلوم نیست مسلمانند یا منافقند یا مرتد یا فاسق ؟؟؟؟؟؟
سفسطه نمیخواهد دقیق ایه را بخوانید .
چون در ایه اساسا هیچ شرط و شروطی نیست و هیچکس را هم جدا نکرده است .
علاوه بر همه این دلایل واضح
ایات بسیاری تاییدی بر این گفته های ما هستند
خدا میفرماید
و الذین امنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله و الذین ئاوو و نصروا اولئک هم المومنون حقا ...
در این ایه خدا این مهاجر و انصار را مومنینی حقیقی معرفی میکند { نه 124 هزار صحابه را }
شما دقت کنید میفرماید اولئک هم المومنون حقا
خدا بارها فرموده { فریقا من الذین اوتو الکتاب } { فریقا من المومنین } و .... که نشانگر یک عده خاص بودن در میان جمعی است
ولی خدا اینرا برای مهاجرین و انصار تکرار نمیکند
که هم تاکید است هم همه را شامل میشود
شما وقتی میگویید دانشجویان دانشگاه شریف همه شاگردهای خوبی هستند یعنی همه خوبند ..
خدا درست بعد از وصف این مهاجر و انصار
میفرماید
و الذین امنوا من بعد وهاجروا و جاهدوا معکم فاولئک منکم
یعنی ای مهاجرین و انصار کسانی که بعد از شما ایمان اورده و هجرت کردند و جهاد کردند دوشادوش شما
انها از شمایند { میبینید قران هم مهاجرین و انصار را عده مشخصی میداند { که مومنان بعدی باید به بودن کنارشان افتخار کنند نه همه کسانی که در زمان حیات رسول خدا ایمان اوردند}
در سجایای امامان روایات ردیف کرده ا ید پشت سرهم
پس جواب دهید چرا برای امامت یک جمله به این کوچکی نداریم ؟؟؟؟؟ولی برای اصحاب وجود دارد
معمولا شما کسی را صحابی میدانید که یار علی باشد نه پیامبر
یعنی مقداد یا سلمانرا از انجهت قبول دارید که به نظر شما یار علی بودند نه پیامبر
ایا غیر از این است { الان فوری روایت علی مع الحق را می اورید }
برگردیم به ایات
اما ایه دیگر در تایید این ایات قضیه شاهد و شهید است
که در امت اسلام تنها برای پیامبر و یارانش تحقق یافته است
خدا میفرماید :
{و کذالک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا }
و در ایه دیگر بازهمین مضمون را اینگونه می اورد
...و فی هذا لیکون الرسول علیکم شهیدا و تکونوا شهداء علی الناس
درکلمه شهید و شهداء دقت کنید
شاهد و شهید یعنی نمونه عینی دین یعنی الگوی دین
اینجا چند رابطه مطرح است
خدا فرموده ای محمد تو الگویی برای یارانت و یارانت الگویند برای مردم
این دو ایه را چند بار بدقت تلاوت کنید
اینجا حتی فراتر از عده معدود مهاجر و انصار هم رفته است و سخن از یک امت شایسته است نه فرد یا افرادی
{ همین دو ایه باعث گردیده که مسلمانان بجز خوبی اصحاب نگویند }
در تایید ایه 100 سوره توبه باز ایه فراوان است
از جمله 3 ایه بسیار باعظمت و ختم کلام همه این بحثها در سوره حشر
ایات 8 9 . 10 و
در ایه 8 سخن از مهاجرین است وانها را صادقان معرفی میکند
در ایه 10 سخن از انصار است و انها را رستگاران معرفی میکند
و خدا در ایه 10 تکلیف باقی امت را به نسبت این اصحاب روشن می کند
و الذین جاءوا من بعدهم یقولون ربنا اغفر لنا و للذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا للذین امنوا انک رووف رحیم
خدایا از این واضحتر هم خواهد شد ؟؟
چرا شما دربرابر 4 خبر دروغین این ایات قرانی را بازیچه میگیرید ؟؟؟
و چرا فکر میکنید ما انقدر احمق باشیم که با 4 روایت که!!! گزینش جنابعالی هم هست ما دست از قران برداریم
من دلم بحال شما میسوزد من هر روایتی را در عزیزترین کتب اهل سنت بر علیه قران بیابم حتما به دیوارش خواهم کوبید پس چرا شما اینهمه سند ردیف میکنید من میگویم اصول قضاوت شما اشتباه است
ولی شما مرتبا مشغول قضاوتید
شما میگویید ما تعصب نداریم
ولی قضاوت شما در مورد ایات مربوط به اصحاب اینگونه است
ولی وقتی ایه ای در مدح اصحاب بود فورا میگویید مگر فقط اصحاب مسلمانند و باقی نیستند و مگر قران برای همانها نازل شده است ؟؟
ولی وقتی توبیخی باشد فوری میگویید اهان ! دیدید خدا اصحاب را نقد کرد پس چرا اینجا نمیگویید
شاید منظور باقی افراد مسلمان هم باشند ..چون قران برای همه زمانها نازل شده است
من میدانم چرا اینقدر به روایات دلخوشید چون شیعه نتوانست در قران دست ببرد ولی توانست روایات جعل کند وداخل کتب کند
البته از دو حال خارج نیست
در تدوین کتب حدیث و سلسله راویان روایات یا شیعه وجود داشته یا نداشته
اگر نداشته پس معلوم میشود که دینی جدید بوده وبعد از 200 سال شکل گرفته است
اگر هم شیعه بوده ما میگوییم هرچه درمورد اصحاب مخالف قران روایت داریم ساخته و پرداخته همان شیعیان بوده
ببخشید البته یکی بودند مثل شما.....!!! که بدون کمترین تقوا به من تهمت میبندید که گفته ام 124 هزار صحابی عادلند ...
جناب جوادی نسب!!!
در مسایل مربوط به قضاوت شیعیان در مورد اصحاب
اوردن روایات از کودکانه ترین و ابلهانه ترین کارهاست
چرا چون شما دشمن اصحابید چگونه انتظار داشته باشم دشمن اصحاب از انها به نیکی یاد کند
عرض کردم
شما از شدت تنفرتان از خلفا فرزندان علی و حسین و حسن{ ابوبکرابن علی ..عمر ابن حسین و عمر ابن حسن }
را که در کربلا به همراه حسین شهید شدند از تاریختان محو کرده اید
یعنی با ادعای پیروی از حسین نامی از فرزند شهیدش نمی اورید
حالا چرا میخواهید برای ما دلسوزی کنید و شما با این سابقه دشمنی اصحاب را به ما معرفی کنید
ایا یک وهابی که دشمن شیعیان است میتواند در مورد مجتهدین شیعه قضاوت عادلانه کند ؟
من دشمن روایات نیستم و بلکه روایات را مبین قران میدانم
ولی در بحث مربوط به اصحاب وقتی بیش از صد ایه وجود دارد چه لازم است که به روایت بپردازم
میگویی در قران ذکری از تعداد رکعات نیست بله در قران تعداد رکعات وجود ندارد
ولی ایا بحث اصحاب هم وجود ندارد ؟؟؟؟؟؟؟
با حواریون مقایسه کرده ای
در ایه اولی که اورده اید یک درخواست مطرح است مثل درخواست ابراهیم برای زنده شدن مردگان
که انها هم دلشان میخواست مطمئن شوند
در ایه دوم هم که ایه .خبری نیست بلکه شرطی است
فرموده اگر کافر شوید عذاب خواهید شد ... ایا جمله ای به این واضحی را نمیتوانید بفهمید
و در سوره صف هم یک مدح جانانه از حواریون میکند و انها را الگوی مسلمانان در ایمان اوردن معرفی میکند
اما این چه دخلی به یاران پیامبر دارد که خدا میفرماید اولئک هم المومنون حقا
دیدید در تمام قران میگردید بر علیه اصحاب چیزی بیابید و علم کنید
با زاز ترسویی اصحاب گفته اید و مزخرفات تاریخی مثل اینکه در میدان نبرد فقط علی و محمد جنگیداند بقیه فقط تخصصشان فرار بود
ببینم قضیه تقیه و حفظ جان از اسیب و صدمه دشمن را کی اختراع کرد
مگر صادق نگفته تقیه دین من و اجداد من است
یعنی دین علی است دیگر
تقیه هم یعنی حفظ جان پس بدیهیترین مسئله این است که{ بر مبنای عقیده شما } هر کسی ترسو نباشد علی حتما هست
وقبل از همه نیز فرار کرده چون تقیه یعنی حفظ جان در برابر صدمات روحی و جسمی
یعنی انسان باطل و یا نا حقی مرتکب شود
تا از فشار اهل باطل رهایی یابد
..
البته با توجه به تفسیر شما که بسیار ننگین است و ابرویی برای علی نگذاشته
ایا شجاع علی است که زنش را کتک میزنند فرزندش را میکشند و طناب به گردنش کرده بزور از او
بیعت میگیرند و او هم ناچارا برای حفظ مصلحت مسلمین !!!!! بیعت میکند؟؟؟
خدا به پیامبر می فرماید
و اعدوا لهم من استطعتم من رباط الخیل ....
یعنی ای مسلمانان تمام قدرت خود را بکار گیرید برای جنگ با دشمن
پیامبری که این ایه را اعلام میکند باید خودش به طریق اولی به ان عمل کند
پس چرا در یکی از حساسترین جنگها علی را که مظهر قدرت و شجاعتست در مدینه جا میگذارد ولی
با یک عده ترسو !!!! رهسپار میدان جنگ میشود ؟؟؟؟؟
پس اگر عاقل باشید هرگز از این براهین خنده اور نخواهید نوشت
در قسمت مثال شاگرد هم که شما مثل همیشه برعکس حالی شده و جواب داده اید نوشته اید
{. عرض میکنم پس باید کارنامه این اشخاص را بعد از پیامبر مرور کنید}
حالا هدف شما از مرور زندگی اشخاص بعد از پیامبر چیست ؟؟؟
و چه کسی گفته تومرور کنی ؟؟؟؟
تو اگر یکبار بجای این روایات دروغین قران را باز میکردی و سوره حشر را ورق میزدی
میدیدی
حتی خدا اینرا هم فرموده که بعد ز اصحاب چکار کنید
پس وظیفه ما در مورد اشخاص بعد از پیامبر چیست ببنیم باید قران را عوض کرد یا اینکه جواد عقیده اش را عوض کند :
{و الذین جاءوا من بعدهم یقولون ربنا اغفر لنا و للذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا للذین امنوا انک رووف رحیم }
اقای جوادی خدا فرموده به نسبت اشخاص بعد از پیامبر چکار کنید
اولا همیشه برایشان دعای خیر ومغفرت کنی
دوما در دلت کمترین کینه و نفرت به نسبت انها نباشد
فرموده اید :{{{ دوست عزیز شما استاد قیاس مع الفارق هستید.
اولا: ائمه شیعه 12 نفرند و شما می توانید به راحتی زندگی آنان را بررسی کنید و ببینید آیا عملی غیر از فرموده خدا و رسولش انجام داده اند.
ولی شما می گویید (صد و بیست و چهار هزار) نفر عادل هستند؟ موقعی که می گوییم دلیلش چیه؟
می گویید چون سختی کشیدند در اوایل اسلام. دوست عزیز همه که مانند بلال حبشی نبودند. خیلی ها مانند ابوبکر حتی بخاطر اسلام از کفار یک سیلی هم نخوردند. پس نمی توانید بگویید همه سختی کشیدند. همه این صحابه مانند علی نیستند که خدا در موردش بگوید: ( لا سیف الا ذوالفقار لا فتی الا علی) خیلیها مانند عمر و عثمان و ابوبکر در غزوات رسول الله فرار می کردند.}}}
اولا من نگفته ام 124 هزار نفر عادلند این یک تهمت
دو خدا نفرموده لا سیف الا ذو الفقار بلکه پیامبر فرموده
سوما بلال برده بود و صاحبش اورا شدیدا ازارمیداد وابوبکر از مال خود او را خرید و ازاد کرد
چهارما عمرچندین بار در مسجد الحرام کتک بسیار سختی بخاطر ایمانش خورد
پنجما کیسه پر از خون را که شدیدترین شکنجه ها بود چند بار بر سر ابوبکر کردند که تا نزدیک مردن پیش رفت
ششما پیامبر هم از کفار یک سیلی نخورد !!{لابدمثل ابوبکر و عمر ترسو بود و سختی هم نکشید !!!!}
هفتما علی انوقت کودکی 10 یا 12 ساله بود و اساسا کسی کودکان را جدی نمیگیرد
این روایت ذو الفقار چه ربطی به اوایل اسلام داشت ؟؟؟؟من نمیدانم
هشتما پیامبر در سختترین مرحله زندگیش به شهادت قران ابوبکر را با خود میبرد
نهما از این امامانی که فقط خدا و رسول را اطاعت کردند چرا نامی در قران نیست ولی پر از ستایش وتمجید ترسوها و خائنها انهم بصورت فله ای و درهم !!!! است ...
بله در این جمله اینهمه نقصان داشتید حالا ما تخفیف هم قائل شدیم
پس دوست من با مشورت دوستانت مطلب بنویس
از رضایت دائمی گفته ای که بسیار رسا و واضح و شیوا بیان کردم
راستی چرا خدا بگوید راضی هستم قطعیت نمی یابد
ولی وقتی بگوید پاک میکنم {ایه تطهیر } طوری کارگر می افتد که 9 نسل دیگر را نیز جای کوچکترین
پلیدی برجای نمیماند ؟؟!!!!!
این موضوع را چگونه حل میکنید عصمت را میگویم
چرا این قاعده عجیب و غریب !! فقط شامل این 12 نفر شد
شاید بگویید اخر انها پیرو پیامبر بودند دیگر
این ادعای شماست ما هم این ادعا را برای خلفا داریم
و به اندازه کافی هم روایت بر علیه علی و امامان داریم
مثلا علی از پستان ابوطالب شیر میخورد !!!!
یا این روایت که علی بسیار جوان { حشریی } بود که میگفت از من زیاد مذی خارج میشود
یا اینکه توهینهای فاطمه به علی که در کتب شیعه موجود است { که زبان شرم میکند گفتنشان }
از این روایتها باز هم بیارم ؟؟؟
خوب اعاظم اهل سنت اینها را هم گفته اند
چرا فقط انچه دلبخواه شماست باید باور کنیم
ساده ومختصر اینکه شما میگویید به هیچکس نباید باور کرد چون هر ان شاید کافر شود
من از شما پرسیدم بر چه معیاری مطیع رهبر انقلاب یا مجتهد یا ملای محلتان هستید ؟؟؟؟؟
شما که هنوز نمیدانید شاید او پیچید ومنحرف شد !!!!
البته میگویید اگر منحرف شد ما دیگر از اوپیروی نمیکنیم
جواب این است تو اگر راه راست را از راه باطل تشخیص میدهی پس چرا مقلدی ؟؟؟؟
بر همین مبنا هم یک سوالی دارم
امام زمان شامل این بند میشود یا خیر اگر نمیشود پس او انسان نیست موجود دیگری است
اگر هم شامل میشود و انسان است چرا او زمینه منحرف شدن را ندارد از کجا مطمئنید
نمیخواهم در مورد او مدیحه سرایی کنید فقط اینرا جواب دهید
همه اینها میرساند که شما در انسانشناسی اصلا تجربه ندارید
خدا در سوره بقره میفرماید
ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین
یعنی اینقران هدایت برای متقیان است یعنی چه؟؟ یعنی یک شخص خصلتهای تقوا را داشته که به قران روی می اورد
الان هم بسیاری انسانها هستند که بدون اینکه از اسلام چیزی بدانند واقعا مسلمانانه زندگی میکنند
و واقعا هم اهل اخلاق و معرفت هستند چرا چون از فطرتشان فاصله نگرفته اند
اینگونه انسانها فورا به دین میگروند
ولی هستند بنام دین هم که هزاران خیانت میکنند
ابوبکر وابوجهل هر دو پیامبر را میشناسند
ولی ابوبکر تمام در مسیر پیامبر قرار میگیرد چرا چون محمد را انگونه یافته بود که هرچه بگوید راست است
اخر دقت کنید عزیزانم
وقتی محمد به خدیجه یا ابوبکر میگویند من پیامبر خدایم تازه تنها چند ایه ای نازل شده بود
انها میدانستند شخصیت محمد بگونه ای نیست که تغییر داده و از راستگویی به کذب بینجامد
ولی ابولهب و ابوسفیان و..درست مثل برادران شیعه فکر میکردند یعنی فقط دنبال گرفتن عیب و ایراد محمد و یارانش بودند انچه نمیددند اعمال مثبت و حیاتبخش انها بود
اما در مورد روایات مربوط به فاطمه او دختر پیامبر بود و عزیز ما هم هست و نور و صلوات بر قبرش ببارد
ولی قران میفرماید { و ازواجه امهاتهم } یعنی همسران محمد مادران مومنانند
یعنی اگر فاطمه مومنه بود پس عایشه مادر اوست و باید حرمتش را نگه بدارد
و هرکس او را مادر خود نداند اساسا مومن نیست
مومن کسی است که همسران پیامبر را بعنوان مادر خود ارج و احترام بگذارد
دیگر اینهمه روایت بیمربوط چیست که اورده اید
در مورد ایستادگی علی در برابر بدعتها هم باز ناشیانه مطلب نوشته اید
خوب وقتی علی جلوی تراویح را در زمان عمر نمیگیرد دیگر در کوفه جلوگیری از ان به چه دردی میخورد ؟؟؟این که نشد در برابر بدعت ایستادن .. این یک نوع ترسویی است که از ساحت علی بدور است
اگر من بجای ان نمازگذاران کوفه بودم میگفتم : علی جان چرا وقتی عمر انرا ابداع کرد چیزی نگفتی ؟؟؟؟
ایا ترسیدی ؟؟؟؟
نوشته ای :{ علی فرمود: اگر عمر از متعه منع نمیکرد هیچ کس زنا نمیکرد مگر شقی}
برادر گرامی توخود قیاس کن در دور و بر خودت
واقعا جز مردهای هوس باز کسی از صیغه دفاع میکند ؟؟؟؟؟
بگذارید یکمثال بزنم البته ببخشید
مثلا خدای ناکرده مادر شما بیوه است
یکی از دور می اید ومیگوید والا من در این شهر غریبم اگر اجازه داشته باشید 5 روزی با مادر شما باشم ؟؟؟
خدایی چه حالی به شما دست میدهد ؟؟؟؟
لابد مرگ حقه اما برای همسایه !!!!! یعنی صیغه کردن خوبه ولی صیغه دادن خلاف !!!
پس علی را شریک هوس بازان نکنید خواهش میکنم
در ثانی همه امامان دخترانشانرا شوهر داده اند ولی ایا دخترانشانرا هم صیغه داده اند ؟؟؟؟؟؟
فاعتبروا یا اولی الابصار ...
نوشته اید :{ دوست عزیز متاسفانه شما یا اصلا روایات را قبول ندارید. یا برای فرار از بحث زیر تمام روایات میزنید}
البته همچنانکه من از روایات گریزانم شما هم از قران گریزانید
بله من روایات را بر اساس برگرفته شدن از قران قبول دارم
من منتظرم برای این روایتهایی که اورده ای یکمبنای قرانی معرفی کنی
مثلا وقتی خدا میفرماید کسانی که با محمد هستند {و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم } یعنی بر کافران سخت گیر و باهم مهربانند
چگونه بر مبنای روایتی که
که شما به تمام معنا بر عکس این ایه عقیده خود را شکل داده اید
یعنی اصحاب دشمن یکدیگر بودند و در برابر کفار ترسو بودند ؟؟؟؟؟؟ باور کنم و بپذیرم
اساسا هرچه شیعه از یک روایت منابع اهل سنت خوشش بیاید ما میدانیم جعلی است و ضعیف است
پس خودتانرا با اوردن سند و حدیث و روایت و تاریخ خسته نکنید اگر بلدی این قران 6600 ایه است
فکر نکنم کسری بیاوریم در بحث با اینهمه ایه
- شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388 12:53:45
موضوع مطلب:
با سلام
اولا: لطف کنید درست حسابی قسمت بررسی ایه را در سایت مطالعه کنید.
ثانیا: دوست عزیز زمانی که شما کتب خودتون رو قبول ندارید بنده باید چی بگم؟
هر حرفی بزنم شما می گویید توجیه در حالی که بزرگان اهل سنت ان حرف را زده اند.
ثالثا: شما که طرفدار اثبات همه چیز از قران هستید برام ثابت نکردید نماز صبح چند رکعته.
رابعا: سوالاتم بدون جواب موند سوالات در مورد جناب عمر بن خطاب
خامسا: دوست عزیز شما چند سوال کردید که بنده اگر از کتب خودتون جوابشو بدم خواهید گفت که قبول نیست زیرا روایات را قبول ندارید
سادسا: در مورد اینکه عرض کنم 124000 هزار صحابه دوست عزیز بنده ادعای اهل سنت رو بیان کردم نه ادعای شخص جنابعالی رو
سابعا: اما در مورد قضیه غزوه تبوک دوست عزیز بنده اگر از کتب اهل سنت برای شما دلیل بیارم می پذیرید؟
شما می گویید کتب و روایات را قبول ندارید ولی از کجا می گویید علی بن ابیطالب در غزوه تبوک شرکت نکرد؟ از کجا این حرفو میزنید؟ تو قران اومده؟
ثالثا: گفتید هدف بنده چیست. دوست عزیز و گرامی بنده میخواهم هیچ چیز و هیچ کس را بدون دلیل قبول نکنم. آیا این گناه هست؟
تاسعا: شما می گویید این روایات دورغ؟
ببخشید شما چند تا کتاب درجه یک دارین به اسم صحیحین درسته؟
من از این کتب روایات اوردم و شما میگین روایات دروغ
خب چرا میگین صحیح بخاری از این به بعد بگین غلطهای بخاری یا دروغهای بخاری بهتر نیست؟
عاشرا: برادر عزیزم شما موضع خودت رو مشخص کن یا روایات رو قبول داری یا قبول نداری اگر قبول داری پس لطف کن روایاتی را که عرض کردم جواب بده و اگر قبول نداری لطف کن از روایات حرف نزن و دلیل نیار
- يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388 15:37:53
موضوع مطلب:
بسم رب الحسین علیه السلام
سلام بر شما
جناب مهرداد عزیز :
مطالب شما را مطالعه کردم .... جای نقد دارد .... بگذریم !!!!
بنده بیشتر موافقم که مطالب را به صورت جداگانه بررسی نماییم تا اینکه مطلبی خلط نشود ....
احتراما از شما دعوت می کنم که اگر موضوعی را مد نظر دارید ، بیان بفرمایید تا در تاپیکی جداگانه در مورد آن صحبت کنیم ....
البته قبل از هر چیز باید شرایط بحث مشخص شود آیا شما خود را ملزم به رعایت شرایط مناظره میان شیعه و اهل سنت می دانید یا خیر !!!!! و آیا قاعده الزام را در این مورد قبول دارید یا نه !!!!
اگر هم موافق نیستید که : یا علی ع
- شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388 14:45:44
موضوع مطلب:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
الهم اهدنا الصراط المستقیم
با سلام به همه خوانند گان این مطالبی را که میخوانید متاسفانه یکبار حذف گردیده است اینبار هم انرا اوردم بلکه اینبار حذف ننمایند
برادر بزرگوار جناب اقای جوادی نسب
فکر کنم شما یا قدرت تفهیمتان خیلی پایین است یا نمیتوانید خودتان برای خود تصمیم نمیگیرید .................................
براستی عجیب است
من هزار دلیل اوردم که قرانی بحث کنیم
شما باز پیچیدی به روایت غدیر و
شکست ظرف صفیه , شک عمر و عمامه علی و . بخاری و ..
متاسفانه بحث با شما بیفایده است
البته بگذارید در مورد بحث خودم با شما مثالی عرض کنم
پسری به خواستگاری دختری میرود
اندو یکدیگر را نمیپسندند
حالا یکی بیاید و هزار دلیل بیاورد که عمه این دختر ادم خوب و عاقلی است ایا به او نمیخندید ؟
من هم همین را عرض میکنم من از اول گفتم با قران شروع میکنیم خودتان هم قبول کردید
حالا چرا مرتبا روایت و تاریخ و ...ذکر میکنید ؟
در حالیکه من اصلا قضاوت شیعه را چه در مورد گزینش روایت چه در مورد قضاوت در باره اصحاب اصلا قبول ندارم دلیلش هم واضح است شما دشمن اصحابید
پس چگونه میتوانید منصفانه قضاوت کنید
این همه دم و دستگاه راه انداخته اید ولی متاسفانه صدای دهلی بیش نیست
من فکر کردم شما خیلی سرتان میشود
ولی مثل اینکه من نمیتوانم کسی از شما را
بیابم که کمی عاقلانه به قضایا بنگرد
دوست عزیز لب و شیرازه کلام من این بود . باید هر خبری را در مورد دین از حدیث روایت و فقه و تفسیر گرفته باید بر قران عرضه کرد
ولی تو قران را روی بغچه گذاشته و روایت را اصل گرفته اید
در حالیکه عقیده را قران شکل میدهد نه روایت
روایت تنها تبیینی از ایات قران است
مثلا خدا فرموده نماز بخوانید
پیامبر تبیین میکند نماز اینگونه است
من براستی دلم بحال تو و دینت میسوزد که برای اثبات ان دست به دامان کتب ما شوی .
و باز دلم بیشتر بحالت سوخت که از این 6600 ایه نتوانستی دو ایه محکم و بدون برداشت را شاهدی برای مطالبت بیاوری
البته 3 ایه را اورده بودی که بررسی خواهم نمود
متاسفانه شما بغیر از روایت چیز دیگری در چنته ندارید
انهم روایتی که خودتان میپسندید ...
به حدیث غدیر استدلال فرمودید
امامت نزد شما از اصول دین است
ایا این مسئله ولایت ازطلاق زن زید ابن حارثه کمتر بود که در قران
ذکری از ان نیست
بگذریم از این که استدلال مرا در مورد "زمان امامت" علی تحریف کرده و انرا سوالی کرده اید
من گفتم بلاخره علی کی امام شد روز یوم انذار ؟
در جریان مباله؟
در جریان انگشتر وگدا ؟
در روز غدیر ؟
یا روز پنجشنبه که مانع شدند ؟
کلی مطلب در مورد فرض امامت علی در غدیر اورده اید ؟
پس ایه ولایت که در مسجد نازل شد
چه بود ؟
در مورد شک عمر و مشروبات و
و... البته بهتر بود علی را توبیخ میکردید که به او میگوید رشته مهره ها و ستون مسلمانان ..
{جالب این است که گفته اید من هر جا به نفعم باشد از روایات استفاده میکنم }
ببینید انچه من میگویم اولا جواب خودتان است حالا من انرا قبول دارم شما انیکی را
مثلا تو ساعتها مطلب نوشتی که عمر از جنگ فرار کرد کی گفته ؟
فلان راوی ؟
من هم گفتم فلان راوی غلط کرد این را گفت و خدا از مولف کتاب هم در گذر د که این دروغ را در کتابش اورد .
دوما تقیه را شیعه اختراع کرد
مگر صادق نفرمود تقیه دین من و اجداد من است یعنی تقیه دین علی است دیگر
پس این وسط یا علی فرار کرده یا صادق دروغ گفته ؟یا شیعه این دروغ را بافته
ببین ساده و روان البته مطابق عقیده شما
علی زنش را کتک میزنند وبه زور از او بیعت میگیرند در طول 25 سال جرات ندارد به عمر یا ابوبکر بگوید تو باطلی و بعنوان حفظ اسلام ؟ سکوت میکند
و از همه اینها مهمتر نوه اش بگوید دین جد من تقیه و پرهیز از ضرر مالی و جانی بوده است
ایا چنین کسی میتواند در جبهه شجاع بوده باشد ؟؟؟؟؟
پس با توجه به همین بافته های شما ثابت میشود اولین فراری به شهادت امام صادق.... علی بوده است
چون تقیه دینش بوده است دیگر
چون این ترسویی هم با 25 ساله سکوتش میخواند
که جرات ندارد از حق خدایی ولایت کمترین سخنی بگوید
انهم در جایی که فاطمه در مسجد همه را بخاطر چند متر مربع زمین محاکمه میکند
میبینید مثل مسایل ریاضی کمترین مشکلی ندارد .
اما در مورد مطالبتان در مورد عمر
لب مطلب شما این است که عمر باطل بود
و سخن ما این است علی چرا با باطل کنار امد ؟؟؟؟؟؟
میگویید بخاطر مصلحت مسلمین ؟؟؟
خوب کجا قران فرموده با باطل همکاری کنید ؟ برای تقویت دین من ؟
مگر خدا نفرموده
" ولا ترکنوا الی الذین ظلموا "
بارها گفته ام علی پایش به پای اصحاب پیچ خورد ه هر چه درمورد انها بگویید علی را نیز شامل میشود
از بیعت گفته اید
وکلمه استخلفت
مرد حسابی تو فارسی را نیزمتاسفانه بلد نیستی امده ای عربی را به من یاد دهی ؟؟//
استخلفت و از باب استفعال است
یعنی طلب خواهش
استغفر الله یعنی خدایا از تو طلب بخشش میکنم
ابوبکر بعنوان کاندیدای مورد نظرش عمر را برای مسلمانان پیشنهاد کرد یعنی گفت" پیشنهاد میکنم عمر را برای خلافت " نه اینکه اور ا خلیفه کند شما که توی تاریخ و روایت
رو دست ندارید هنوز نمیدانید در مسجد با عمر بیعت شد
خوب اگر ابوبکر عمر را جانشین خود کرد بیعت دیگر چه صیغه ای است ؟؟؟؟
مگر مخالفان خلافت عمر یکی یکی نیامدند و بجای چاپلوسی و مداحی از عمر انتقاد کردند
و باز علی مگر حضور نداشت ؟؟؟
چرا هیچ نگفت ؟؟؟؟
کارتان بجایی رسید که دختران پیامبر را نیز انکار میکنید ؟؟
خدا میفرماید
قل لازواجک و بناتک ......
یعنی به زنان و دخترانت بگو
توکه استخلفت را به رخ ما میکشی
هنوز نمیدانی "بنات" یعنی دختران
نه یک دختر ؟؟؟
در ثانی انکار دامادی عثمان برای پیامبر
مثل همان گفته شما مثل انکار خورشید در روز روشن است
اخر دشمنی هم حدی دارد...میشود بفرمایید پیامبر چند فرزند داشت
و چه بر سرشان امد ؟ ...
اورده ای که پیامبر لعنت کرده اجماعی را که علی در ان نباشد
البته در این حوزه های علمیه اهل تشیع یا اجماعی صورت گرفته یا نگرفته
اگر نگرفته پس یکی از منابع استنباط دینی تعطیل شده
اگر هم صورت گرفته پس لعنت بر ان اجماع!!! چون علی در ان نبود !!!!}
خاک توی سر کسی که این روایات دروغین را باور میکند که برای بطلان ان تنها چند سلول عقل بکار بیفتد کافی است ...
از مجتهد جامع الشرایط گفته ای
من میگویم فارسی بلد نیستی همین است دیگر
این مجتهد جامع الشرایط کجا این رتبه را به دست می اورد ؟؟
ایا باید پیش دو اخوند درس بخواند یا خیر ؟
خوب من سخنم این بود
چگونه دست پرورده یک یا دو اخوند شیعه میتواند بجایی برسد
که حکومت کند
ولی دست پرورده پیامبر نتواند ؟؟؟
در حالیکه خدا شاگردان پیامبر را بهترین امت معرفی میکند
" کنتم خیر امه اخرجت لناس ..."
زمان نزول این ایه نه از امام زمان نه از فقهاخبری نبود فقط اصحاب بودند
حالا این بهترین امت نمیتواند فردی را برای حکومت انتخاب کند ؟
ولی دست پرورده دو اخوند میتوانند ؟
{ اول به روح مطالب من دقت کن بعد برای رضای خدا نه افرینهای مردم و تعصب بیدلیل نقد کن }
گفته ای ترس ایجاد کردند ؟ومردم بیعت کردند
اخر چگونه ؟ درطول تنها چند ساعت ؟؟انهمه وعده داده شد انهمه ارعاب صورت گرفت
تا مردم به حق پشت کنند ؟
اصلا چنین چیزی محال است
این درست مثل ان است که همین الان خامنه ای بمیرد
وپسر رضا شاه برگشته و در طول
5 ساعت کاری کند همه مردم به او رای بدهند ؟؟؟؟؟
ایا هیچ احمقی چنین تصوری میکند ؟
باقی مطالبتان هم روایات اهل سنت است راستی شما چرا سنی نشدید
ماشا الله که همه عقاید خود را از کتب اهل سنت گرفته اید ؟
و علمای اهل سنت هم که متفقا در تایید تشیع و شما ؟؟؟؟؟ قلم فرسایی کرده اند ؟ دیگر چرا از مجتهد شیعه پیروی میکنید ؟؟
همین میرساند دینتان ناقص است ومتکی بغیر است
و الا من برای فضایل ابوبکر هرگز دنبال روایات اهل تشیع نمیروم
چون دین خودم هیچ کمبودی در این زمینه ندارد
این شمایید که برای جبران کمبودهای دینتان
از کتب ما البته مطابق عقیده خودتان کمک میگیرید
پس چگونه دین خودم راول کنم که هم دین خودم را تغذیه میکند وهم مال شما را
و به ایین شمایی در بیایم که بدون
منابع ما اهل سنت ...حرفی برای گفتن ندارد ..
نگویید که اینگونه نیست
چون 98 درصد مطالب شما از کتب ماست
گفته ام رهبر دین را به مردم یاد میدهد
.شما فرموده اید اگر اینگونه است
چگونه عمر که رهبر دینی است
خیلی چیزها بلد نبود و از دیگران یاد گرفت ؟{ظاهرا به این ایراد گیر خود کلی بالیده اید }
عرض کنم نه عمر نه ابوبکر نه علی و نه عثمان به تنهایی مطلقا رهبر نیستند
انها در زمان خلافت خود ریاست قوه مجریه را برعهده داشتند و تابع شورا بودند
برای همین بسیاری اوقات رای علی
و سایر اصحاب قبول میشد و رای خلیفه باطل اعلام میگردید
چون خلیفه تابع شوراست یعنی عمر مطابق ایه
{ و امرهم شوری بینهم }در یک مجلسی قضایا را بررسی میکند که بزرگان اصحاب انجایند
و استدلال هر کدام قوی تر بود یا رای بیشتر اورد خلیفه انرا بعنوان
دستور شورا نه دستور خود اجرا میکند
و بارها هم این استدلال علی بوده که عمر انرا اجرا کرده است
"لولا علی لهلک عمر" همین را میرساند
پس شما مشکلتان با عمر چیست
{جالب است عالیترین تبیین در طول تاریخ در مورد رهبریت شورا از زبان علی در نامه 6 نهج البلاغه امده است }
اساسا شما عشق تحریف دارید
ببین سخن مرا چگونه بی محتوا کرده بودید ؟؟
من کجا گفته ام خلفای راشدین به تنهایی رهبر امت هم هستند ؟
اما دروغی دیگر که از شما بعید بود
نوشته اید:
{در داستان حمله به خانه علی بن ابیطالب تمام علمای اهل سنت نقل کرده اند که گروهی از صحابی بزرگ رسول الله در خانه علی بن ابیطالب جمع شده بودند تا با ابوبکر بیعت نکنند. اما عمر انها را تهدید به آتش کشاندن خانه کرد و گفت: بخدا قسم خارج شوید برای بیعت کردن و اگر چنین نکنید خانه را به آتش می کشانم و....}
واقعا دروغ از این بزرگتر کسی دیده است ؟؟؟؟؟
کجا تمام علمای اهل سنت انرا اورده اند؟؟
این جوهری دیگر کیست ؟؟؟؟
طبری هم که تاریخ است عقیده وحدیث که نیست
ابن ابی الحدید هم که معتزلی است ..
ایا اینها شدند تمام علمای اهل سنت؟؟؟/؟؟
این قضیه کتب اما
به روایت بنگرید کل علما گفته اند قضیه بیعت با ابوبکر قبل از تشییع جنازه پیامبر صورت گرفت
یعنی بعد ازبیعت با ابوبکر ایشان بر پیامبر نماز خواندند
چگونه متصور است علی جنازه پیامبرو فاطمه را تنها گذاشته و به خانه خود رفته باشد ؟؟؟؟؟؟
در ثانی خیلی ها در مسجد بودند و بیعت هم نکردند ایا مشکلی برایشان پیش امد؟
میبینید خود شما ابزار ترسویی علی را فراهم میکنید
ایا علی اگر انجا بودباید بیعت میکرد ؟؟؟؟
دیدید که در این جمله چند غلط واضح وتحریف و تهمت را جمع کرده اید
بعد میگویید ما منصفیم ؟؟؟؟؟
باور کن همه روایاتت اینگونه است
مثلا فرموده اید :
{در جواب این دوستان عزیز باید عرض کنم. لطف کنید به چند سوال من جواب دهید.
بر فرض اینکه جناب ابوبکر فقط مشورت داد. و بر فرض اینکه کلمه مولا در (من کنت مولا فهذا علی مولا) فقط و فقط به معنایی که بعضی از دوستان اهل سنت یعنی همان (دوستی) هست. یه سوال؟
چرا علی بن ابیطالب در سقیفه برگزیده نشد؟
حداقلش اینه که بگویید پیامبر به خلافت علی مردم را مشورت داد.
چرا مردم کسی را که پیامبر به خلافتش مشورت داد انتخاب نکردند. ولی به مشورت ابوبکر گوش دادند؟
آیا برای مردم حرف پیامبر کم ارزش بود.}
اولا پیامبر کسی را نه پیشنهاد ونه انتخاب کرده است
این یک دوما پیامبر تا اخر حیاتش
هیچ کار حکومتی را به علی نسپرد تا مردم بدانند به ایشان تمایل دارند
و در اخرین لحظات حیاتش
میفرمود جهزوا جیش الاسامه یعنی سپاه اسامه را تجهیز کنید ... اگر علی جانشین او بود
باید میفرمود ای علی سپاه اسامه را روانه کن
پیامبر از غدیر تا وفاتش هرگزنگفت ای علی بعد از من وقتی بحکومت رسیدی فلان کار را انجام بده .
اما ابوبکر یک فرد است پیامبر که نیست ..
میتواند بگوید عمر را پیشنهاد میکنم ومردم هم میتوانند نپذیرند ابوبکر هم فردی است مثل باقی مردم در هیچ چیزی با بقیه فرق ندارد یک فرد است مثل باقی مسلمانان بلکه باید در همه
ظواهر زندگی از مردم هم کمتر باشد
اگر پیامبر کسی را انتخاب میکرد دیگر تا قیامت هر
شاه جانوری جانور تر از خودش را حاکم مردم بیچاره میکرد ومیگفت سنت پیامبر!! است که باید جانشین تعیین کنم ؟/ ؟
و انوقت شاهان سعودی !! از همه به پیامبر مقربتر بودند ..
شرایط هم فرق میکند میبینید حسین کشته میشود حسن بیعت میکند
چرا؟؟ چون شرایطشان فرق میکرد
حالا چرا این تغییر شرایط را برای خلفا نمیپذیرید ؟؟؟
اما چرا علی برگزیده نشد ؟؟ خوب از انها بپرسید
علی یا فضایل بیحدی داشته یا نداشته
اگر داشته ومتواتر بوده چرا کسی از ان یک سخن هم در سقیفه نگفت ؟؟؟؟
چرا کسی غدیر را متذکر نشد ؟؟؟
یعنی همه با علی دشمن بودند ؟؟؟؟؟
از طرف دیگر علی چرا نرفت ؟؟؟مگر درهای انجا بسته بود ؟؟/
قضیه دیگر ابوبکر وعمر خود بعدا متوجه شدند که انجا انصار گرد امده اند .
انها هم رفتند خوب علی هم میرفت ؟؟
عثمان هم نرفت طلحه هم نرفت
و اساسا اگرعلی میرفت چی میگفت ؟؟ ..
ببینید علی در ان شورای شش نفری عمر بود علی از هیچ نوع امامت و خلافت الهی سخنی نگفت
وقتی هم در مسجد عبد الرحمان علی را برای بیعت
احضار کرد و کل مسلمانان چشم به علی دوختند
متاسفم برای شما که اصلا از این خلافت الهی ساختگی شما باز سخنی نگفت ..
{اگر میگفت تا حالا چشم ما را در اورده بودید }
البته این جواب شما بود
اما ایاتی که اورده اید براستی حال کردم با این ایات
که اورده ی
اولا فرموده ای : عن النبي صلى الله عليه وآله أنه قال لعلي وفاطمة والحسن والحسين عليهم السلام اللهم هؤلاء أهل بيتي ... این 9 امام دیگر از کجا اهل بیت شدند
پیامبر که نگفته
خود روایت گفته خدایا این 4 نفر اهل بیت منند
چگونه ایه تطهیر که تنها 3 امام را شامل میشود ؟؟خود بخود عصمت 9 نفر دیگر را نیز شامل میشود؟
مگر خود شما نگفتید:
نمیشود بیدرو پیکر یکی را به بهشت فرستاد تا وقتی معلوم شود برعهد دین می ماند یا خیر ؟؟؟؟؟
پس چگونه
امروز ایه ای نازل میشود و اعلام میکند 200 سال بعد مردی می ایدامام میشود بدون اشتباه و گناه زندگی میکند و مستقیما به بهشت میرود ؟؟؟/
تف سر بالای شما باز بروی خودتان برگشت
از این بابت متاسفم
بگذریم
ایه را بنگرید : إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا
حالا این ایه رانیز بنگرید البته ببخشید که تا حالا ندیده اید
{و ینزل علیکم من السماء ماء لیطهرکم به و یذهب عنکم رجز الشیطان ...}
حالا این ایه واقعا چه فرقی با ایه بالا دارد
از نظر عصمت ..
در هردو لیطهرکم وجود دارد
یذهب عنکم نیز وجود دارد
رجس و رجز نیز یک معنا میدهند
لیطهرکم هم تاکید است مانند و یطهرکم تطهیرا
واقعا فرق این دو ایه چیست ؟؟
کدام کلمه در ایه تطهیر بمعنای عصمت است که در این ایه نیست ؟؟
بهتر نیست بجای ردیف کردن بی سر و ته انهمه روایت در این ایه کمی تدبر میکردی
حالا امام جواد چگونه اهل بیت شد ؟؟؟از کجا داخل ان اهل بیت قرار گرفت ؟؟
مگر پیامبر نگفت این 3 امام اهل بیت منند ؟؟
این 9 تای دیگر چگوووووووونه خود بخود معصوم شدند
قضیه جالب دیگر کل ایات مربوط به زنان پیامبر است
چون درست بعد از این ایه میفرماید
وذکرن ما یتلی فی بیوتکن .......
که واو عطف است
مطابق عقیده شما ایه را ترجمه می کنیم{دقت کنید }
ای زنان پیامبر ... در خانه بمانید.... وخدا و رسولش را اطاعت کنید چون خدا میخواهد حسن وحسین و فاطمه و علی را پاک کند و {ای زنان پیامبر} یاد کنید در خانه هایتان انچه را که تلاوت میشود
میبینید قران را چقدر مسخره کرده اید ؟؟؟/
حالا ایات دیگر که اورده اید
إنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْاْ مِنكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الجْمْعَانِ إِنَّمَا اسْتزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُواْ وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنهْمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيم
خوب الحمد لله خدا انها را که بخشیده
دیگر ایا جایز است کسی غلط اضافی کند ؟؟؟؟
ایه ای را اورده اید
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ في مَواطِنَ كَثيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدبرین
و بعد فرموده اید :
{خداوند شما را در جاهاى زيادى يارى كرد (و بر دشمن پيروز شديد) و در روز حنين (نيز يارى نمود) در آن هنگام كه فزونى جمعيّتتان شما را مغرور ساخت، ولى (اين فزونى جمعيّت) هيچ به دردتان نخورد و زمين با همه وسعتش بر شما تنگ شده سپس پشت (به دشمن) كرده، فرار نموديد!»
اين دو آيه ثابت مىكنند كه صحابه در جنگ احد و حنين فرار كردهاند. در جنگ حنين بيش از دوازده هزار نفر به همراه رسول خدا در اين جنگ شركت كرده بودند؛ اما در هنگام نبرد ـ جز عده كمى ـ همگى فرار كرده و رسول خدا را در ميان لشكر دشمن تنها گذاشتند.
حال دوستان عزیز شما بگویید. آیا بازهم می گویید همه صحابه اشد علی الکفار بودند}
اولا قضاوتتان بسیار مغرضانه بود چون درست بعد از این ایه میفرماید :
ثم انزل الله سکینته علی رسوله وعلی المومنین و انزل جنودلم تروها و......
یعنی خدا ارامش را به پیامبر و به انها باز گرداندو جالب این است که جایی که پیامبر نیاز به سکینه دارد ایا علی بینیاز بوده است ؟ پس حتما این دلهره شامل علی هم شده است
البته اینجا میخواهم تحریفهای شما را خنثی کنم نه اینکه روایت اورده باشم
پیامبر در حنین پرچمها را میان مهاجران به 3 نفر داد و میان انصار نیزدو نفر پرچم به دوش میکشیدند
مهاجران عمر و سعد ابن ابی وقاص و علی و مال انصار نیز سعد ابن عباده و اسید ابن حضیر
{ مثل اینکه این قسمت بضررتان بود }
بعد یکی از مورخان میگوید که همه فرار کردند جز 300 نفر که همان همراهان همیشگی پیامبر بودند
در نهایه الارب امده است که در انروز ابوبکر و عمر و عباس وعلی و فضل ابن عباس و ابوسفیان مفیره بن حارث و برادرش ربیعه و .... از پیامبر و خاندان وی دفاع کردند ...
{ البته من فقط نهایه الارب را داشتم .... مثل بعضی ها.... اهل چاخان و لاف زنی نیستم که یکریز سند ذکر کنم در حالیکه حتی رنگ کتاب را هم ندیده ام }
ما هم میگوییم عده ای فرار کردند ولی کی بودند همان تازه مسلمان شده ها بودند
حنین در سال 8 هجری اتفاق افتاد
معلوم است مسلمان کم ایمان و ترسو هم در میانشان باشد
شما مثل اینکه زیره بکرمان میبرید
در نظرما هیچکس از خطا و اشتباه در امان نیست
انها اشتباه هم کردند حتی گناه هم کرده اند چرا شما اصرار دارید هرکس مسلمان شد باید فورا مثل پیامبر معصوم و بی عیب و گناه گردد ؟؟؟؟
وقتی قران تدریجا نازل میشود یعنی این امت باید تدریجا تحول پیدا کنند و از جاهلیت دست بکشند و.... .
ایا باید مسلمانان از دین جلو بیفتند ؟؟؟
همین الان هم این جمهوری اسلامی توانسته همه را واقعا
مسلمان و مخلص ...کند با ان خرجهای میلیاردی برای تبلیغات
خدا هم مهاجرین و انصار را میستاید و مسلمانان زمان پیامبر را باز توصیه میدهد که تابع ان مهاجرین و انصار باشند ....
پس میبیند حتی ایات قران را نیز صادقانه نمی اورید و حتما ریگی بکفشتان هست
انهمه ایه در وصف مهاجر انصار اوردم کجاست ؟ نظرتان در مورد ان ایه ها چه بود ایا همه را فراموش کردید ..
واقعا شیعه در مورد ان ایات نظری ندارد ؟؟؟؟
در ضمن مطالب مرا چرا اینگونه شلخته کرده اید
ایا این است رسم امانت داری؟این مطالب را نوشتم
خواهش میکنم در یک کامنت مستقل انرا بیاورید ومطالب خودتانرا در قسمت دیگر
اینهمه هم سندروایت به رخ ما نکشید
جوادی جان من اساسا از این روش بحث شما خنده ام میگیرد
دلیلش هم واضح است
من برای عقایدم از کتاب خدا کمک میگیرم
ولی شما برای اثبات عقیده شیعه از کتب اهل سنت !!!
کمک میگیرید ...
و در اخر عرض کنم تنها دلیل شیعه در همه بحثها تنها همین نکته است که میگویند
{ در کتاب خودتان امده است }
اری بغیر از این دست اویز متاسفانه هیچ قدرت علمی دیگری ندارید ..پس فعلا خدا نگهدارتان ......
خواهش میکنم
مطالب مرا در یک کامنت جداگانه بیاورید و تکه پاره نکنید
Farsi Project : MashhadTeam.Com