( قسمت دوم )
ارزیابی موافقت عمر در آیه حجاب
گرچه در این حدیث به آیه حجابی که به درخواست خلیفه دوم فرود آمده اشاره نشده است ولی در روایات دیگری که در همین زمینه و در فضائل عمر نقل گردیده متن این آیه نیز آمده است که منظور از آن ، آیه : " وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجاب " می باشد . 1
ولی با دلایلی که می آوریم روشن می شود که نزول آیه حجاب ارتباطی به تقاضا و درخواست خلیفه دوم نداشته و این حدیث از جعلیات و ساخته هایی است که به نام خلیفه دوم و به عنوان فضیلت وی به وجود آورده اند :
1 . تناقض در خود احادیث
یکی از علل ضعف و بی اساس بودن داستان نزول آیه حجاب طبق درخواست عمر ، تناقضی است که در متن این احادیث دیده می شود زیرا :
در حدیثی از عایشه چنین آمده است که قبل از نزول آیه حجاب من با رسول خدا (ص) مشغول خوردن حیس (غذای مخصوصی است) بودم ، عمر رد می شد پیامبر او را دعوت کرد که در خوردن غذا با ما شرکت کند ، در موقع غذا خوردن دست عمر به انگشت من خورد . گفت : « حس لو اطاع فیکن ما راتکن عین ؛ اخ ! اگر من درباره شما زنان مورد اطاعت بودم و به درخواست من جواب مثبت داده می شد چشم نامحرمی به شما نمی افتاد » .
عایشه می گوید در این جا بود که آیه حجاب نازل گردید . 2
در حدیث دیگری عروة بن زبیر مقدمه نزول آیه حجاب را از عایشه چنین آورده است :
عمر به رسول خدا می گفت : « احجب نسائک ؛ همسران خود را از نامحرمان بپوشان » . ولی رسول خدا به حرف وی گوش نمی داد همسران پیامبر که شب به شب برای رفع حاجت بیرون می رفتند . یک شب «سوده» همسر پیامبر که زن قد بلندی هم بود خارج گردید ، عمربن خطاب که با عده ای نشسته بود چشمش به سوده افتاد و گفت : سوده ! من تو را شناختم و این گفتار عمر در اثر کثرت علاقه او به فرود آمدن حکم حجاب بود در این جا بود که آیه حجاب نازل گردید .
این حدیث در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است . 3
از این دو حدیث معلوم می شود که عمر آمادگی و اطلاع سابق به آمدن حکم حجاب داشت و برای تعجیل نزول آیه و حکم آن فعالیت می نمود و از خداوند درخواست می کرد .
در این جا این سوال پیش می آید که آیه حجاب به درخواست عمر در کجا نازل گردیده است ؟ طبق مضمون حدیث مورد بحث آنگاه که به رسول خدا می گفته است اشخاص مختلف به خانۀ تو وارد می شوند خوب است همسرانت را بپوشانی ؟
یا موقعی که به دعوت پیامبر مشغول غذا خوردن گردید و دستش به انگشت عایشه خورد و آن جمله را گفت ، یا شبی که سوده می خواست برای رفع حاجتی بیرون برود و چشم عمر به او افتاد و در اثر علاقه شدیدی که به نزول حکم حجاب داشت گفت سوده من تو را شناختم ؟!
این تناقض که در داستان « نزول آیه حجاب به درخواست عمر » مشاهده می شود نشان می دهد که مثل معروف : « دروغگو حافظه ندارد » درست بوده و یکی از مصادیقش همین حدیث نامبرده می باشد .
انشاالله در قسمت های بعدی :
2 . حدیث های دیگر این حدیث را تکذیب می کند
3 . سیاق آیه
*********************************
کل مطلب از کتاب : سیری در صحیحین
(بررسی دو کتاب و مدرک اهل سنت : صحیح بخاری و صحیح مسلم)
آیة الله محمد صادق نجمی
صفحه : 382 تا 391
*********************************
1 . مسند احمد ، ج 1 ، ص 456 شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ، ج 12 ، ص 57 والریاض النضرة ج 1 ، ص 263 .
2 . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ، ج 12 ، ص 58 والریاض النضره ، ج 1، ص 263 (ذکر عمربن الخطاب)
3 . صحیح بخاری ، ج 8 ، باب آیة الحجاب ، ح 1 ؛ همان ، ج 1 ، باب خروج النساء الی البراز ، ح 5886 و صحیح مسلم ، ج 7 ، باب اباحة الخروج للنساء لقضاء حاجة الانسان ، ح 2170