آشنایی با برخی از افعال جناب عمر بن خطاب

قصد دارم در فضایی منطقی و استدلالی برخی از افعال جناب عمر بن خطاب را بیان کنم. از شما مخاطب گرامی نیز خواهشمندم در فضایی منطقی و استدلالی و به دور از تعصب مطلب را مطالعه کنید

جناب خلیفه گاز می گیرند و آنقدر شلاق می زنند که خسته می شوند !

زبیر بن بکار در کتاب ” الاخبار الموفقیات ” چنین می گوید :

کان عمر إذا غضب على بعض أهله لم یسکن غضبه حتى یعضّ یده عضّا شدیدا

هر وقت عمر بر برخی از اهلش غضب می کرد ، عصبانی وی فرو کش نمی کرد تا اینکه دست آن شخص را شدیدا گاز بگیرد .

الاخبار الموفقیات ، ص ۶۰۲ ، اسم المؤلف: زبیر بن بَکّار بن عبدالله القرشی الوفاة: ۲۵۶ هـ ، دار النشر : دیوان الاوقاف العراقیه ، بغداد ، ۱۹۷۲ م

در مصادر اهل تسنن چنین آمده است :

جاءت سریّة لعبید اللَّه بن عمر إلى عمر تشکوه فقالت: یا أمیر المؤمنین ألا تعذرنی من أبی عیسى؟ قال: و من أبو عیسى؟ قالت: ابنک عبید اللَّه. قال: ویحک! و قد تکنّى بأبی عیسى؟ و دعاه و قال: إیهاً اکتنیت بأبی عیسى؟ فحذر و فزع فأخذ یده فعضّها حتى صاح، ثمّ ضربه و قال: ویلک هل لعیسى أب؟ أما تدری ما کنى العرب؟: أبو سلمة، أبو حنظلة، أبو عرفطة، أبو مرّة .

کنیز عبید الله بن عمر آمد پیش عمر که از او شکایت کند، پس گفت: آیا مرا معاف نمیکنى و نجات نمیدهى از ابى عیسى؟

عمر گفت: ابو عیسى کیست ؟

گفت: پسرت عبید الله .

عمر گفت: لعنت بر تو . او را بکنیه ابو عیسى میخوانى ؟!

و عبید الله را خواست و گفت : واى بر تو خود را کنیه ابو عیسى داده‏اى پس ترسید و ناراحت شد و دست او را گرفت و با دندانهایش گاز گرفت تا جایی که فرزندش فریاد زد . سپس آنرا با شلّاقش زد و گفت واى بر تو آیا عیسى پدر داشت ؟، آیا نمیدانى کنیه عرب چیست، ابو سلمه، ابو حنظله، ابو عرفطه، ابو مره.

الاخبار الموفقیات ، ص ۶۰۲ ، اسم المؤلف: زبیر بن بَکّار بن عبدالله القرشی الوفاة: ۲۵۶ هـ ، دار النشر : دیوان الاوقاف العراقیه ، بغداد ، ۱۹۷۲ م

شرح نهج البلاغة ، ج ۶ ص ۳۴۳ و ج ۱۲ ص ۴۴  ،اسم المؤلف: أبو حامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبی الحدید المدائنی الوفاة: ۶۵۵ هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة – بیروت / لبنان – ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : محمد عبد الکریم النمری

جناب عمر بن خطاب و قاتل:

جناب عمر بن خطاب زمانی که ابولولو او را مضروب ساخت. چنین گفت: (( سگ را بگیرید. مرا کشت))

نیل الأوطار – الشوکانی – ج ۶ – ص ۱۶۰

دونکم الکلب فقد قتلنی

فتح الباری – ابن حجر – ج ۷ – ص ۵۰

عمدة القاری – العینی – ج ۱۶ – ص ۲۱۰

بغیة الباحث عن زوائد مسند الحارث – الحارث بن أبی أسامة – ص ۱۸۵

الاستیعاب – ابن عبد البر – ج ۳ – ص ۱۱۵۳

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۲ – ص ۶۷۹

الطبقات الکبرى – محمد بن سعد – ج ۳ – ص ۳۴۱

تاریخ المدینة – ابن شبة النمیری – ج ۳ – ص ۸۹۷

الوافی بالوفیات – الصفدی – ج ۲۴ – ص ۷۳

جالب اینجاست بدانید همین حال برای علی بن ابیطالب ایجاد شد ولی اولین کلام او به جای سگ گفتن این بود ((فزت برب الکعبه))

جناب عمر بن خطاب و فرار در غزوات

انهزم المسلمون وانهزمت معهم فإذا بعمر بن الخطاب فی الناس فقلت له ما شأن الناس قال امر الله

صحیح البخاری – البخاری – ج ۵ – ص ۱۰۱

عمدة القاری – العینی – ج ۱۷ – ص ۳۰۰

إرواء الغلیل – محمد ناصر الألبانی – ج ۵ – ص ۵۴

البدایة والنهایة – ابن کثیر – ج ۴ – ص ۳۷۶

السیرة النبویة – ابن کثیر – ج ۳ – ص ۶۲۴

فلک النجاة فی الإمامة والصلاة – علی محمد فتح الدین الحنفی – ص ۱۸۸

آیه خدا امر به فرار کرد؟

در قران کریم چنین آمده است:

((لقد نصرکم الله فی مواطن کثیره و یوم حنین اذا اعجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئا و ضاقت علیکم الارض بما رحبت ثم ولیتم مدبرین)) (توبه۲۵)

((خدا همواره شما را در جایگاه های بسیاری یاری کرده است. و و نیز در روز حنین آن هنگام که شمار زیادتان شما را مغرور و خوشحال کرده بود. پس اینها به هیچ وجه از شما دفع خطر نکرد و زمین با همه فراخیش بر شما تنگ گردیده بود. سپس شما پشت کنان به دشمن بودید در حالی که فرار کردید.))

دوستان عزیز از کجای این آیه شما برداشت می کنید که باید فرار کنید؟

تا جایی که من میفهمم فکر کنم خداوند چون مسلمین فرار کرده است آنها را مورد بازخواست قرار میدهند. نظر شما چیه؟

سابقه طلایی جناب عمر بن خطاب

جناب عمر بن خطاب از کسانی هستند که در امر فرار در غزوات رسول خدا دارای سابقه بسیار طلایی هستند. البته این کلام علمای اهل سنت هست نه بنده:

و اما سائر (المسلمون فی یوم احد)، المنهزمین فقد اجتمعوا علی الجبل، و عمر بن الخطاب کان من هذا الصنف.

در روز احد: فرار کردند مسلمین در بین آنها عمر بن خطاب هم بود.

* تفسیر آلالوسی ج۴ ص۹۹

  و من المنهزمین (یوم احد) عمر؛ الا انه لم یکن فی اوائل المنهزمین.

از کسانی که فرار کرد در روز احد عمر بن خطاب بود البته او در بین مردم بود

تفسیر الرازی  ج۹ ص۵۰

ان عمر فرّ یوم احد

عمر فرار کرد در روز احد

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج۱۵ ص۲۲- دارالکتب العربیه

فرجع (عمر بن خطاب) منهزما

مجمع الزوائد ج۹ ص۱۲۴- دارالکتب العلمیه

تاریخ مدینه دمشق ج۴۷ ص۱۰۷- دارالفکر

انهزم عمر و اصحابه (یوم خیبر)

مصنف ابن ابی شیبه ج۸ ص۵۲۵- دارالفکر

خلیفه رسول الله و ازدواج اجباری

«عاتکه» بنت زید، همسر عبدالله بن ابى بکر بود. «عبدالله» به او مال فراوانى بخشید که پس از وى ازدواج نکند; او نیز پذیرفت. پس از مرگ عبدالله مردانى به خواستگارى آن زن آمدند، ولى وى بر سر پیمانش بود و به آنها جواب منفى داد. خلیفه دوم به ولىّ آن زن گفت: او را براى من خواستگارى کن. عاتکه، خلیفه را نیز جواب ردّ داد. این بار عمر به ولىّ آن زن فرمان داد که او را به ازدواج من درآور (فقال عمر: زوّجنیها!) او نیز به دستور عمر عمل کرد… .
عمر بر آن زن وارد شد (و چون زن میلى به او نداشت، از اجابت دعوتش امتناع مى کرد، لذا) با آن زن درگیر شد، تا بر او غلبه کرد و با او همبستر شد. (فأتاها عمر فدخل علیها فعارکها حتّى غلبها على نفسها فنکحها).
خلیفه دوم پس از پایان کار، گفت: «اُفّ، اُفّ، اُفّ; اُف، اُف، اُف». (با این کلمات) از آن زن ابراز انزجار کرد و سپس از آنجا خارج شد و به نزد او نیامد; تا آنکه خدمتکار آن زن، براى عمر پیام فرستاد که بیا، من او را براى تو آماده مى کنم.

متن روایات:

عن علی بن یزید أن عاتکة بنت زید کانت تحت عبد الله بن أبی بکر فمات عنها واشترط علیها ألا تزوج بعده ، فتبتلت وجعت لا تزوج ، وجعل الرجال یخطبونها وجعلت تأبى ، فقال عمر لولیها : اذکرنی لها ، فذکره لها فأبت على عمر أیضا ، فقال عمر : زوجنیها : فزوجه إیاها ، فأتاها عمر فدخل علیها فعارکها حتى غلبها على نفسها فنکحها ، فلم فرغ قال : أف أف أف أفف بها ثم خرج من عندها وترکها لا یأتیها ، فأرسلت إلیه مولاة لها أن نعال فانی سأتهیأ لک

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۳ – ص ۶۳۳

الطبقات الکبرى – محمد بن سعد – ج ۸ – ص ۲۶۵

دستمال خلیفه ، کف پایش می باشد و از زیاد حمام کردن اکراه دارد !

مالک از عمر بن خطاب چنین نقل می کند :

ایاکم و هذا التنعم و امر الاعاجم و اکره غسل الیدین قبل الطعام و اراه من فعل العجم .

از خوش گذارنی و کارهای عجم ( ایرانیان ) بپرهیزید ! من از اینکه پیش از غذا دست ها را بشویند اکراه دارم و معتقدم که این عمل کار عجم است .

الجامع فی السنن و الآداب و المغازی و التاریخ ، ص ۲۲۲ ، اسم المؤلف: ابو محمد عبدالله بن ابی زید قَیروانی الوفاة: ۳۸۶هـ ، دار النشر : المکتیه العتیقه – تونس   ۱۴۰۳هـ – ۱۹۸۳م ، الطبعة : الثانیة ، تحقیق : محمد ابوالآجفان – عثمان بطّیخ

برخی اوقات عمر بن خطاب دست به کفش می شده است و از او برای پاک کردن دستهایش استفاده می کرده است

بن عبید الله بن عاصم أن عمر کان یمسح بنعلیه ویقول إن منادیل آل عمر نعالهم

عبیدالله بن عاصم می گوید : عمر به کفشهای خود دست می کشید می گفت : دستمال آل عمر کفشهایشان می باشد .

الطبقات الکبرى ، ج ۳ ص ۳۱۸ ،اسم المؤلف:  محمد بن سعد بن منیع أبو عبدالله البصری الزهری الوفاة: ۲۳۰ ، دار النشر : دار صادر – بیروت

أنساب الأشراف ، ج ۳ ص ۴۲۵  ،اسم المؤلف:  أحمد بن یحیى بن جابر البلاذری (المتوفى : ۲۷۹هـ) الوفاة: ۲۷۹

نظر شما چیست؟


FacebookGoogle GmailGoogle BookmarksYahoo MessengerShare

 farzand omar در جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۹۰ :: ۱۴:۰۷ گفته :


فزت برب الکعبه را ابتدا داماد حضرت علی گفت .
نمی دانم حضرت علی با این همه کرامت دامادی مثل علی را برای چه می خواست و پیامبری به آن عظمت پدر زنی اینچنینی .
شما خدا نشناس ها تیشه به ریشه دین اسلام زده اید(نعوذ بالله)
شما را به پروردگار عالم حواله می دهم منتظر بزرگترین عذاب ها باشید
=======
پاسخ مدیر سایت:
اگر منظور شما عمر بن خطاب هست که داماد حضرت علی هست
هیچ جای تاریخ ننوشته عمر بن خطاب این مطلب رو گفته باشد
اگر مطالب علمای خودتون رو مطالعه میکردید اینجوری نمی گفتید
در مورد شبهه ازدواج عمر با دختر علی بن ابیطالب قبلا به طور مفصل بحث کردیم. تنها زحمت شما اینه تو بخش جستجوی سایت بنویسید ((ازدواج عمر و ام کلثوم)) قطعا جوابتون رو مفصل دریافت میکنید
امیدوارم دفعه بعد که میخواین نظر بدین. بیشتر منابع خودتون رو مطالعه کنید

 mohammadhosein در یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ :: ۱۲:۱۱ گفته :


یده در روایت اول آیا به دست عمر باز نمی گردد؟
======
پاسخ مدیر سایت:
یعنی چطوری؟ بر چه مبنایی؟

 عقیله در یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ :: ۱۶:۱۵ گفته :


سلام
سایت خوبی دارین چون تمام مطالبش مستند هست.
موفق و موید باشید
یاعلی

 احمد در پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ :: ۰۰:۳۴ گفته :


خسته نباشید جدا امام زمان یاورتان باشد خدا بعضی ها رو از تعصب بیجا نجات دهد

 نام (لازم) در پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ :: ۰۳:۳۶ گفته :


آقای جوادی ترا بخدا بیشتر ازاین دست این مرتدین را افشا نکن خواب از اینا گرفته ای جایی گه حتی علمای خودشان را قبول ندارند وباور نمیکنن چطوری بیاین اهل بیتی راکه باعث سعادت وکمال انسان قبول کنن ؟بهتر اونا با همون عمل عمر ماهی یکبار حمام کنن وباکفشهایشان نیز دست وصورت خود رابشوین اینا اصلا درخور بحث وگفتگو نیستن حتی به ظاهر علمایشان نیز سواد انچنانی ندارنن چه برسد به مریدانشان ؟کورباد چشمان دشمنان اهل بیت (ع) فرج آقا صلوات

 رضا در جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ :: ۲۱:۲۴ گفته :


سلام علیکم.خسته نباشید واقعا سایت خوب و مفیدی دارین.