عبدالله بن عمر بن خطاب را بهتر بشناسید!!

در صحیح بخاری روایتی از پیامبر نقل شده است که در آن رسول الله به حفصه بنت عمر بن خطاب گفتند که:

همانا عبدالله بن عمر بن خطاب مرد صالحی است

حدثنا ابن وهب عن یونس عن الزهری عن سالم عن ابن عمر عن أخته حفصة ان النبی صلى الله علیه وسلم قال لها ان عبد الله رجل صالح

صحیح البخاری کتاب فضائل الصحابة باب ۱۹ مناقب عبد الله بن عمر

صحیح البخاری – البخاری – ج ۴ – ص ۲۱۵- دارالفکر

صحیح البخاری – البخاری – ج ۸ – ص ۷۶- دارالفکر

سنن ابن ماجة – محمد بن یزید القزوینی – ج ۲ – ص ۱۲۹۱- دارالفکر

سنن الترمذی – الترمذی – ج ۵ – ص ۳۴۴- دارالفکر

خب اجازه هست کمی به بررسی پیرامون این آقا بپردازیم؟

الف: توهین به رسول الله

از عبدالله بن عمر نقل شده است که:

إرتقیت یوما علی ظهر بیت لنا، فرأیت رسول الله علی لبنتین مستقبلا بیت المقدس لحاجته

ما همسایه رسول اکرم بودیم و یک روز رفتم پشت بام و خانه های همسایه ها را نگاه می کردم و خانه رسول اکرم را دید می زدم، دیدم رسول اکرم دو خشت آجر گذاشته و رو به بیت المقدس دارد قضای حاجت می کند.

صحیح البخاری – البخاری – ج ۱ – ص ۴۵- دارالفکر

عمدة القاری – العینی – ج ۲ – ص ۲۷۹- دار إحیاء التراث العربی

این صالح بودن هست دیگه که بدون اجازه و به نیت دید زدن آدم بیاد بالای پشت بام؟ و منزل رسول الله را دید بزند؟

ب: عدم بیعت عبدالله بن عمر با علی بن ابیطالب

چندین نفر با علی بن ابیطالب در زمانی که به عنوان خلیفه انتخاب شد بیعت نکردند. افرادی از قبیل: قدمه بن مظعون. عبدالله بن سلام. مغیره بن شعبه. عبدالله بن عمر. سعد بن ابی وقاص. صهیب. زید بن ثابت. اسامه بن زید. کعب بن مالک

 لم یباعه قدامة بن مظعون وعبد الله بن سلام ، والمغیرة بن شعبة ، وعبد الله بن عمر ، وسعد ، وصهیب ، وزید بن ثابت وأسامة بن زید ، وکعب بن مالک ، وهرب قوم إلى الشام وهؤلاء یسمون العثمانیة

تذکره الخواص ص۵۸

ج: بیعت عبدالله بن عمر با یزید و عبدالملک

عقیده عبدالله این بود که زمانی که در اختلاف باشد بیعت نمی کرد. از همین رو با ابن زبیر بیعت نکرد و… اما با یزید بیعت کرده است. با عبدالملک هم بعد از قتل ابن زبیر بیعت کرد

وکان رأى أنه لا یبایع لمن لم یجتمع علیه الناس ولهذا لم یبایع أیضا لابن الزبیر ولا لعبد الملک فی حال اختلافهما وبایع لیزید بن معاویة ثم لعبد الملک بن مروان بعد قتل بن الزبیر

فتح الباری – ابن حجر – ج ۵ – ص – ۱۸- دار المعرفة

د: بیعت با پای حجاج

وفی کثیر من الکتب أن ابن عمر طرق الحجاج لیلا وقال هات یدک أبایعک لأمیر المؤمنین عبد الملک فانی سمعت رسول الله – صلى الله علیه وآله وسلم – یقول : من مات ولیس علیه بیعة امام فموته جاهلیة ، فأنکر علیه الحجاج مع کفره وعتوه وقال له : بالأمس تقعد عن بیعة علی بن أبی طالب وأنت الیوم تسألنی البیعة من عبد الملک بن مروان ؟ یدی عنک مشغولة لکن هذا رجلی

سیر اعلام النبلاء ج۳ص۲۳۱

عبدالله بن عمر فرزند خلیفه دوم که خارج از شهر بود، در پایان شب به شهر بازمی‌گردد. وی که اجساد بی‌سر آویزان را می‌بیند، وحشت می‌کند و به محل استقرار حجاج می‌رود تا با او بیعت کند. نگهبان می‌گوید حجاج خوابیده و او می‌گوید بگو فرزند خلیفه دوم برای بیعت آمده است

نگهبان به حجاج می‌گوید و حجاج عبدالله را به داخل می‌خواند. سپس به او می‌گوید چرا شب آمدی؟ گفت بیرون شهر بودم. پرسیبد چرا نگذاشتی صبح بیایی؟ عبدالله بن عمر که ترس بر او مستولی شده بود، می‌گوید ترسیدم تا صبح بمیرم و تکلیف شرعی خود را که بیعت با شما است، ادا نکرده باشم. حجاج که فرد زرنگی بوده، می‌گوید تو از اجساد بدون سر ترسیدی و گفتی نکند خودت نیز یکی از آنان شوی. به همین دلیل شبانه آمدی. اکنون من خوابم و نمی‌توانم بنشینم. سپس پای خود را دراز می‌کند و می‌گوید با پایم بیعت. فرزند عمر با پای او دست می‌دهد!

دوستان متوجه شدید یک شخص صالح چه شرایطی دارد؟

چشم چران است و خانه مردم را دید میزند

با خلیفه رسول الله بیعت نمی کند

با یزید سفاک بیعت می کند

با پای حجاج سفاک بیعت می کند

راستی یه سوالی هست؟

چرا تمام سلسله سند این روایت فقط و فقط به خود عبدالله بن عمر می رسد؟

ممنون میشم این مسائل رو دوستان اهل تسنن واسه ما توضیح بدن


FacebookGoogle GmailGoogle BookmarksYahoo MessengerShare

 دیوونه ی مهربون در یکشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۶:۱۶ گفته :


سلام
از اون پدر اگه غیر از این پسری بود جای تعجب بود !!!

 ict در یکشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۶:۵۶ گفته :


حرفی برا گفتن نذاشتی اخوی.همه چیز واضح هست.
ممنون

 العبد در یکشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۷:۴۶ گفته :


با سلام.و خسته نباشید..لطفا هنگام درج منبع و آدرس، بنوسید: مثلا مسلم کتاب فلان و باب فلان و شماره فلان.. نه اینکه ج ۳ ص ۵۶۶ مثلا. چون هر وقت می رویم و نگاه می کنیمف آدرس ها درست نیستند..ممنون
=============
پاسخ مدیر سایت:
بزرگوار خوشبختانه ما سخنی رو که میگیم انتشارات کتاب رو هم میاریم. حتی اگر خواستید میتونیم عکس مطلب رو هم بدیم؟
صحیح بخاری کتابی است که با چاپهای متعدد چاپ شده است. بزرگوار
پس لطفا به جای زدن برچسب دروغگویی به ما.. دقیقا به ادرسی که ذکر می شود رجوع کنید

 العبد در یکشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۷:۴۸ گفته :


خواهش می کنم و باز هم خواهش می کنم که منابع و آدرس ها را با ذکر کتاب مورد نظر و باب مورد نظر بنویسید نه ج فلان و صفحه فلان..باز هم ممنون
====================
پاسخ مدیر سایت:
بهتر نیست حرف هایی که میخواین بزنید رو واضح بگید تا ما هم واضح جواب بدیم؟
اگر می فرمایید مطلب مذکور در کتاب مورد نظر نیست. بفرمایید تا عکس صفحه رو هم براتون قرار بدیم
انتشارات کتاب رو ذکر کردیم بزرگوار میتونید به راحتی در نرم افزارها هم حتی به دست بیاورید این کتاب رو

 العبد در یکشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۷:۵۰ گفته :


نه باور کنید که قصد برچشب دروغگویی زدن به شما رو ندارم. عرض کردم مثلا من خودم اکثر کتب اهل سنت رو دارم و فقط می تونم با نام باب یا شماره پیدا کنم.نه ج فلان وص فلان.فکر کنم که اگ باب ها رو بنویسید بهتر باشه و راحت تر میشه به اون مطلب دسترسی پیدا کرد
=================
پاسخ مدیر سایت:
قطعا سخن شما کامل است
اما باید توجه کرد
که این کتب با انتشاراتهای متعددی چاپ شده است. به عنوان مثال
بنده خودم هم صحیح بخاری انتشارات دارالفکر را دارم
هم داراحیاء التراث العربی
هم مکتبه السلفیه
که جالبه خیلی تعداد صفحاتش با هم فرق داره

 العبد در یکشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۷:۵۶ گفته :


بله درسته اکثر چاپ ها متفاوت هست. اما حالا که شما این زحمت رو می کشید و از خود بخاری و یا عمده القاری و یا سنن ترمذی یا .. زحمت می کشید و مطلب از اینها استخراج می کنید، اگر باب مورد نظر رو بزنید، خیلی بهتر میشه، چون بنده و امثال بنده که اهل تحقیق هستند، راحت تر می تونند دسترسی پیدا کنند.. پس به قول معروف چی گفتیم؟ گفتیم که شما که اینهمه زحمت می کشید،و از خود کتاب ها مطلب میارید، باب های مورد نظر هر کتاب رو هم ذکر کنید..ممنون
=============
پاسخ مدیر سایت:
انشالله

 محمد در پنجشنبه ۰۳ آذر ۱۳۹۰ :: ۲۳:۰۹ گفته :


به نام خدا
الف) توهین به رسول خدا!!! این که ایشون دیده رسول خدا رو به بیت المقدس قضای حاجت کردند توهین به ایشون هست؟!! فکر کردید اون زمان هر خونه دو سه تا توالت داشته و عبدالله رفته پشت در از یک روزنه ای نگاه کرده؟ زیاد این بحث رو باز نمی کنم ولی خودتون فکر کنید که از نحوه ی نشستن یک فرد می شده بفهمی داره قضای حاجت می کنه.
ثانیا دلیل این که این رو گفته به این خاطره که ما بدونیم بیت المقدس مثل مکه نیست که نشه به سمت اون قضای حاجت کرد.
إرتقیت یوما علی ظهر بیت لنا، فرأیت رسول الله علی لبنتین مستقبلا بیت المقدس لحاجته

ما همسایه رسول اکرم بودیم و یک روز رفتم پشت بام و خانه های همسایه ها را نگاه می کردم و خانه رسول اکرم را دید می زدم، دیدم رسول اکرم دو خشت آجر گذاشته و رو به بیت المقدس دارد قضای حاجت می کند.
این متن عربی و ترجمه ی شما بود, خونه های مردم رو نگاه می کردم کجاش بود؟ خانه ی رسول اکرم را دیدم کجا بود؟ باز هم فکر کردید که پیامبر تو حیاتشون توالت داشتند؟ دوست عزیز, ۱۴۰۰ سال برو عقب, اشتباه وایستادی.
نسیم شمال بود که می گفت: العجب ثم العجب بین الجمادی و الرجب
آقا توی متون عربی هم شما یک کلمه های نهفته ای رو می بینید که فکر کنم چشم برزخی چیزی دارید. ما که ندیدیم. خوش به حالتون. حالا که جا داشت مثلا می نوشتی می خواستم برم کفتر بازی کنم, یا کلیپای تو گوشیم رو دور از چشم بابام نگاه کنم رفتم رو پشت بوم.

ب) اکثر علما اعتقاد دارند که عبدالله بن عمر با علی بیعت کرد, چرا که علی اون رو خواست بعنوان والی شام انتخاب کنه که عبدالله بن عمر از این کار شانه خالی کرد. یا این که در آخر عمر به این که حضرت رو در جمل همراهی نکرده بود تأسف می خورد. اگر با ایشون بیعت نکرده بود, دیگه همراهی در جمل پیشکشش.

ج) بله در هر زمانی که سر خلافت اختلاف وجود داشت, بیعت نکرد. اما اول خلافت یزید و زمان خلافت عبدالملک دیگر در جهان اسلام یک خلیفه بیشتر نبود. این فقه ایشون بوده. بابا نجنگیده که, فقط بیعت نکرده, اونم با ابن زبیر(رضی الله عنه), (رضا کیانیان خودمون, شکمش که یادتونه) چرا عصبانی می شین. این که خوبه.
بیعت با پای حجاج هم خیلی بعیده, حالا یکی یه چیزی گفته, اگر هم این کار رو کرده باشه, خودش آدم خاکی بوده شما چکار دارین؟
==================
پاسخ مدیر سایت:
دوستان گرامی شما اگر تو این مطالب یک سند دیدن. بدین تا بررسی کنیم
در مورد بیعت عبدالله بن عمر با علی بن ابیطالب. اسناد بزرگان اهل سنت را ارائه کردیم البته این اسناد ذکر شده فقط گوشه کوچکی بود از اسناد. ولی برادر گرامیمون. حرف زدند به جای سند
در مورد داستان عبدالله بن عمر و پیامبر. ما سند اوردیم. ولی این بزرگوار. مثل همیشه فقط قصد دارند جنگ روانی رو پیش بکشند و بحث رو احساسی کنند. بد نیست گاهی مطالعه داشته باشید
در مورد بیعت با پای حجاج فرمودید:
بیعت با پای حجاج هم خیلی بعیده, حالا یکی یه چیزی گفته
برادرم به قول بازیگر خنده بازار. من عاشق این استدلالهاتون هستم
دوستان اهل سنت یه عالم نبود. بفرستید تا مسائل رو نقد کنه؟ که ایشون اومدن. میگن به نظر من بعیده. نمیشه. حسش نیست. حال نمیکنم با این

 محمد در جمعه ۰۴ آذر ۱۳۹۰ :: ۲۰:۵۲ گفته :


به نام خدا
آقا من بدون سند صحبت می کنم،
از سندی که شما می آوری و بعد اشتباه ترجمه می کنی چه فایده:
اصلا یک چیزی:
شما یک جوری نشون بده جمله ی دوم، معنای جمله ی اوله تا من همینجا از عبدالله بن عمر ابراز برائت کنم و از این حال نمی کنم و نخواستم و اینا دست بردارم:
إرتقیت یوما علی ظهر بیت لنا، فرأیت رسول الله علی لبنتین مستقبلا بیت المقدس لحاجته

ما همسایه رسول اکرم بودیم و یک روز رفتم پشت بام و خانه های همسایه ها را نگاه می کردم و خانه رسول اکرم را دید می زدم، دیدم رسول اکرم دو خشت آجر گذاشته و رو به بیت المقدس دارد قضای حاجت می کند.
================
پاسخ مدیر سایت:
خب شما معنا کن

 سامان در پنجشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۰ :: ۱۰:۵۰ گفته :


چه در متن عربی باشه یا نباشه.به این کار که روی پشت بام به خونه رسول الله نگاه کردن در فارسی میگن دید زدن.حال دوست عزیز ،محمد جان چرا به دنبال دادن آموزش ترجمه کردن متون عربی برای توجیه هستند جای سوال داره.

 محمد شریف در چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۰ :: ۱۹:۱۲ گفته :


با سلام
یک سطر عربی چهار سطر ترجمه فارسی ؟؟؟
حالا که مترجم خوبی هستی چند روایت می آورم ، ترجمه هم شده ، شما بفرمایید درست است یا غلط ؟؟
===========
پاسخ مدیر سایت:
برادر عزیز. لطفا جواب مطلب رو بدید به جای عوض کردن بحث
در مورد این روایت که در صحیح هست جواب بدید. منتظرم

 محمد شریف در پنجشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۰ :: ۱۹:۰۹ گفته :


جنبه نداری جوون ، کمتر از ۲۴ ساعت آمدی و نظر من را قیچی کردی و ۲ حدیث را سانسور کردی
بقول مهران مدیری (دیدی که رسوا شد دل من) میدانم این دو حدیث سنگین بود،ولی در کتابهای روایی شما پر است از این احادیث. فقط این حدیث را ذکر میکنم (انچه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند)
خدا همه را هدایت کند.
===============
پاسخ مدیر سایت:
قابل توجه حضرتعالی بعد از سه ساعت از نظرتون ویرایشش کردم
بزرگوار شبهات و مسائلتون رو ببرید بخش فروم سایت. زمانی که ذیل مطلبی وارد میشید باید مسئله رو جواب بدین نه اینکه فرار رو به جلو کنید و بحث رو عوض کنید

 علی در چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۰ :: ۰۲:۴۲ گفته :


برادر محمد حقا که شریفی
این افراد رو بحال خودشون رها کن و بذار در جهل مرکب بمونن
اینا هدایت بشو نیستن گوشاشون مثه اقوام عاد و ثمود ناشنوا شده از بس کفر خداوند گفتن و به بنده های خدا متوسل شدن
ومن الله توفیق…..

 محمود در چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰ :: ۲۱:۲۳ گفته :


سلام و عرض ادب و خسته نباشید.
ومن الله توفیق.

 عالیقدر در شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۰ :: ۲۰:۱۴ گفته :


هر جا بکری وعمری هست علم واستدلال نیست!!!!

 عشق علی در شنبه ۰۱ بهمن ۱۳۹۰ :: ۱۵:۰۹ گفته :


سلام برادر مدیرسایت:اگرنبود تعصب این برادران اهل سنت البته نه همه اونها تمام استدلالهارو به خاطر خدا از همون کتابهای خودشون قبول میکردن.ولی حیف .ترس ما از اینه یه زمانی بفهمند که دیگه خیلی دیرشد.به هر حال فراموش نکنند برادران اهل سنت که تمام مردگانشون درزهان دفن این جمله رو میشنون….اسمع افهم…. ای میت بگو حق با علی(ع) بود..«یاعلی»
========
پاسخ مدیر سایت:
و علیکم السلام

 سید محمد تقی در دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۰ :: ۱۷:۵۱ گفته :


با این همه بدی که این آقا داشت اما یک حسن داشت وی نامه نوشت تا مختار ثقفی را از زندان آزاد کنند

 مصطفی در سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۰ :: ۲۲:۴۳ گفته :


برادران اهل سنت زمانی که در جواب دادن کم میارن بحث رو عوض میکنند. من در استان هرمزگان در بین اهل سنت زندگی میکنم و کاملاً با این حرکت آشنا هستم. خدا هدایتتان کند

 ناصر در سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۱ :: ۱۱:۴۲ گفته :


با با اصلا ما سنی ها دروغگو هستیم.شرابخور و زناکار هستیم شما که با ایمان هستید برای اسلام چه کردید؟من به عنوان یک ایرانی تعصب مذهبی ندارم اصلا شیعه جند ساله که رسمی شده اخه؟

 ناصر در سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۱ :: ۱۱:۴۵ گفته :


بی دینی و خرافه پرستی تو ایران بیداد میکنه عزیز/دلیلشو میدونین چیه؟به اصل خودتون برگردید همه شما با زور و تزویر در زمان صفویه شیعه شدید