.
                        
معرفي

بسم الله الرحمن الرحیم
)
حقيقت را به هر دوري ظهوري است(
سرلوحه:
ما در اينجا جمع مي شويم تا با نهايت احترام و ادب نظرات و تفكرات خود را در مورد مسائل مطرح شده ارائه دهيم.
ما در عين حالي كه به وحدت اصرار مي ورزيم اما حرف و عقيده خودمان را كتمان نميكنيم و بازگو خواهيم كرد
.

هر گونه استفاده از مطالب سايت تنها با ذكر منبع بلامانع مي باشد.
سردبير
شوخي يا جدي!
بدان اي عزيز حقيقت جو كه من اين مختصر نه براي معرفي سايت بلكه براي معرفي ديدگاهم، از سويداي دلم بر اين صفحات مجازي آورده ام و تو را تشنه كام درياي منطق و استدلال پنداشته ام. اميد است كه منطق را بر تعصب پيشي دهي. و اگر چنين نكني بيم آن دارم كه تا ابدالدهر در خسران و زيان بماني.
تماس با سردبير:
09354201647
با تشكر: مصطفي جوادي نسب
منوی اصلی
بخش خبری
دیگر بخشها




پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
لوگوی سایت

    
    

 
ادامه گفتگوهای مدیر و امیر علی D
نگارش یافته توسط javadi  
پنجشنبه، 15 بهمن ماه ، 1388
ادامه گفتگوهای مدیر و امیر علی
قسمت اول
بخش: د
 


**جواب سوال دوست اهل سنت در پست قبلی
**پاسخ مدیر سایت به دوست اهل سنت
اولا:  فرمودید که علی بن ابیطالب کجا امام شد و منظورتون در مورد حدیث غدیر هست. اجازه هست این حدیث رو بررسی کنیم.
الف: برخی از سندهای حدیث غدیر در کتب اهل سنت
((من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه))
1-      مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 1 - ص 84- دارصادر     
2-      مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 1 - ص 118- دارصادر
3-      مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 1 - ص 119- دارصادر
4-      سنن ابن ماجة - محمد بن يزيد القزويني - ج 1 - ص 45- دارالفکر
5-      سنن الترمذي - الترمذي - ج 5 - ص 297- دارالفکر
6-      فضائل الصحابة - النسائي - ص 14- دارالکتب العلمیه
7-      المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 3 - ص 109
8-      المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 3 - ص 110
9-      المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 3 - ص 134
10-   المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 3 - ص 371
11-   مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 7 - ص 17- دارالکتب العلمیه
12-   مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 9 - ص 104
13-   مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 9 - ص 104
14-   مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 9 - ص 104
15-   مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 9 - ص 105
16-    فتح الباري - ابن حجر - ج 7 - ص 61- دارالمعرفه
17-   عمدة القاري - العيني - ج 18 - ص 206- داراحیاء التراث العربی
18-   تحفة الأحوذي - المباركفوري - ج 3 - ص 137- دارالکتب العلمیه
19-   تحفة الأحوذي - المباركفوري - ج 10 - ص 147
20-   تحفة الأحوذي - المباركفوري - ج 10 - ص 148
21-   المصنف - عبد الرزاق الصنعاني - ج 11 - ص 225- منشورات المجلس العلمی
22-   المعيار والموازنة - أبو جعفر الإسكافي - ص 72
23-   المعيار والموازنة - أبو جعفر الإسكافي - ص 210
24-   المصنف - ابن أبي شيبة الكوفي - ج 7 - ص 495- دارالفکر
25-   المصنف - ابن أبي شيبة الكوفي - ج 7 - ص 496
26-   المصنف - ابن أبي شيبة الكوفي - ج 7 - ص 499
27-   المصنف - ابن أبي شيبة الكوفي - ج 7 - ص 499
28-   جزء ابن عاصم - محمد بن عاصم الأصبهاني - ص 126- دارالعاصمه
29-   الآحاد والمثاني - الضحاك - ج 4 - ص 325- دارالدرایه
30-   كتاب السنة - عمرو بن أبي عاصم - ص 552- المکتب الاسلامی
31-   كتاب السنة - عمرو بن أبي عاصم - ص 590
32-   كتاب السنة - عمرو بن أبي عاصم - ص 591
33-   السنن الكبرى - النسائي - ج 5 - ص 108- دارالکتب العلمیه
34-   خصائص أمير المؤمنين (ع) - النسائي - ص 64- مکتبه نینوی
35-   مسند أبي يعلى - أبو يعلى الموصلي - ج 1 - ص 429
36-   مسند أبي يعلى - أبو يعلى الموصلي - ج 11 - ص 307
37-   مسند أبي يعلى - أبو يعلى الموصلي - ج 11 - ص 307
38-   صحيح ابن حبان - ابن حبان - ج 15 - ص 376- موسسه الرساله
39-   المعجم الأوسط - الطبراني - ج 1 - ص 112- دارالحرمین
40-   المعجم الأوسط - الطبراني - ج 2 - ص 24
41-   المعجم الأوسط - الطبراني - ج 2 - ص 324
ب: اقرار علمای اهل سنت به جانشینی
بسیاری از علمای اهل سنت در ذیل حدیث غدیر کلمه (مولی) را به معنای جانشین معنا کرده اند:
1 ـ امام ابو حامد غزالي (505 هـ)
وي همان‌گونه كه در شرح حال و شناخت شخصيت او مي‌آيد يكي از اعاظم و أكابر علماي اهل سنّت است كه اين گونه مي‌گويد:‌
لكن أسفرت الحجة وجهها وأجمع الجماهير على متن الحديث من خطبته في يوم غدير خم باتفاق الجميع وهو يقول: من كنت مولاه فعلي مولاه. فقال عمر: بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مؤمن ومؤمنة. فهذا تسليم ورضى وتحكيم. ثم بعد هذا غلب الهوى لحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود البنود وخفقان الهوى في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار سقاهم كأس الهوى، فعادوا إلى الخلاف الأول فنبذوه وراء ظهورهم، واشتروا به ثمنا قليلا.
لكن حجت روي خود را آشكار نمود و جمعيت مردم براي شنيدن متن خطبه حديثي كه در روز غدير خم كه مورد اتفاق همه مي‌باشد جمع گرديدند. [در آن خطبه] پيامبر مي‌فرمايد: «هركس من مولاي اويم علي مولاي اوست». همين جا بود كه عمر به علي گفت: يا ابا الحسن! تبريك، تبريك! از اين به بعد تو مولاي من و مولاي هر زن و مرد مؤمني گرديدي.
اين سخن عمر در حقيقت تسليم در برابر امر و رضايت و تحكيم آن بود. امّا بعد از آن بود كه هوي و هوس براي حبّ رياست بر او غلبه كرد و او عمود خلافت را به دوش گرفت. و قرار‌ها و پيمان‌ها در خفقان هوي و هوس و زد و خورد نيزه‌ها و ازدحام اسب‌ها و سپاهيان و لشكر كشي براي فتح كشور‌ها فراموش شد و آنها از شراب هوي و هوس سيراب گرديدند.
و به همين خاطر بود كه مردم به همان اختلافات روز اوّل بازگشتند و عهد و پيمان خود را پشت سر افكنده و آن را به قيمتي اندك فروختند.
مجموعة رسائل الإمام الغزالي، كتاب سر العالمين ص483 ، طبعة مصححة منقحة، إبراهيم أمين محمد، المكتبة التوفيقية.
سبط بن جوزي ضمن تأييد انتساب كتاب سرالعالمين به غزالي عين كلام او را آورده و سخن او را بدون هيچ‌گونه
ذهبي در حالي كه تحت تأثير شخصيت غزالي قرار گرفته در مقام توجيه سخنان وي برآمده اين چنين مي‌گويد:
وما أدري ما عذره في هذا؟ والظاهر أنه رجع عنه، وتبع الحق، فإن الرجل من بحور العلم، والله أعلم.
نمي‌دانم غزالي براي اين سخن خود چه عذري خواهد داشت؟ ولي ظاهراً غزالي از اين نظر خود بازگشته و دوباره از حق پيروي كرده است. و به راستي كه او از دريا‌هاي علم است. والله اعلم.
سير أعلام النبلاء، ذهبي، ج 19، ص 328.
2 . محمد بن طلحة شافعي (652هـ)
محمد بن طلحه شافعي از علماي بزرگ اهل سنّت در قرن هفتم هجري ‌ مي‌گويد:  فيكون معنى الحديث: من كنت أولى به أو ناصره أو وارثه أو عصبته أو حميمه أو صديقه فإن عليا منه كذلك، وهذا صريح في تخصيصه لعلي بهذه المنقبة العلية وجعله لغيره كنفسه ... بما لم يجعله لغيره. وليعلم: أن هذا الحديث هو من أسرار قوله تعالى ... فإنه أولى بالمؤمنين وناصر المؤمنين وسيد المؤمنين. وكل معنى أمكن إثباته مما دل عليه لفظ (المولى) لرسول الله فقد جعله لعلي عليه السلام. وهي مرتبة سامية ومنزلة شاهقة ودرجة علية ومكانة رفيعة خصه صلى الله عليه وسلم بها دون غيره، فلهذا صار ذلك اليوم يوم عيد وموسم سرور لأوليائه.
معناى حديث غدير اين است: هر كس كه من بر او أولى و سزاوارترم و يا ناصر و وارث و يا پشتيبان و دوست صميمي او هستم علي هم براي او اين چنين است. و اين كلام صريح در تخصيص علي به اين منقبت بلند بوده و او را براي ديگران مانند خود قرار داده و اين خصوصيت را براي ديگري قائل نشده است .
از اين رو معلوم مي‌شود كه اين حديث از أسرار سخن خداي تعالى است ... كه [مضمون آن] در آيه مباهله نيز آمده. پس به درستي كه علي از همه كس بر مؤمنين اولي و سزاوارتر است و ناصر مؤمنين و سيد آقاي مؤمنين است. و هر معنايى كه امكان داشته باشد از لفظ «مولي» براي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم إثبات كنيم همان را براي علي مي‌توان ثابت نمود. و اين مرتبه‌اي بلند و والا و منزلتي دست نيافتني و درجه‌اي عالي و جايگاه رفيع است كه پيامبر آن را به علي و نه به ديگري اختصاص داده است.
و از اين روست كه روز غدير روز عيد و موسم سرور براي دوست‌داران علي [عليه السلام‌] گشته است.
مطالب السئول، ص 45-44
3 . سبط ابن الجوزي (654هـ)
ابن حجر در «الصواعق المحرقه» و سمهودي در «جواهر العقدين» اين مطلب را از كتاب او «تذكره خواص الأمه في معرفة الأئمه» نقل مي‌كنند:
... (العاشر) بمعنى الأولى قال الله تعالى: «فاليوم لا يؤخذ منكم فدية ولا من الذين كفروا مأواكم النار هي مولاكم» أي: أولى بكم ... والمراد من الحديث: الطاعة المخصوصة فتعين العاشر. ومعناه: من كنت أولى به من نفسه فعلي أولى به. وقد صرح بهذا المعنى الحافظ أبو الفرج يحيى ابن سعيد الثقفي الأصبهاني في كتابه المسمى بمرج البحرين، فإنه روى هذا الحديث بإسناده إلى مشايخه وقال فيه: فأخذ رسول الله بيد علي وقال: من كنت وليه وأولى به من نفسه فعلي وليه. فعلم أن جميع المعاني راجعة إلى الوجه العاشر. ودل عليه أيضا قوله عليه السلام: ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟ وهذا نص صريح في إثبات إمامته وقبول طاعته.
... معناي دهم براي مولي به معنى أولى و سزاوارتر است. خداوند تعالى مي‌فرمايد: «فاليوم لا يؤخذ منكم فدية ولا من الذين كفروا مأواكم النار هي مولاكم» در اين جا نيز مولي به معني أولى و سزاوارتر به خود شماست.
پس مراد از حديث غدير: اطاعت مخصوصة [از علي عليه السلام‌] است پس [براي حديث غدير] معناي دهم متعين گرديد. و معناي آن اين است: كسي كه من براي او سزاوارترم از اين به بعد علي بر او سزاوارتر است.
و به همين معنى حافظ أبو الفرج يحيى ابن سعيد ثقفي اصبهاني در كتابش «مرج البحرين» تصريح نموده است. وي اين روايت را با إسنادش به مشايخ خود روايت كرده و گفته:
رسول الله دست علي راگرفت و فرمود: هر كس من ولي او بر او از خود او سزاوارترم از اين به بعد علي بر او سزاوارتر است.
پس دانسته شد كه تمام معاني كلمه «مولي»به معناي دهم بازگشت كرد.
و دليل بر اين مطلب نيز سخن خود رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم در ابتداي حديث غدير است كه فرمود: «ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟»
كه اين سخن نص صريح در إثبات إمامت علي و لزوم قبول اطاعت از او است.
سپس در ادامه سبط ابن جوزي اين اشعار را نيز كه در باره غدير و امامت اميرالمومنين نزد رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم سروده شد را اضافه كرده است:
روايت شده وقتي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم اين ابيات را از حسان شنيد به او فرمود: اي حسان مادامي كه با اشعارت ما را ياري مي‌كني و به ما نفع مي‌رساني همواره به واسطه روح القدس مؤيد باشي .
سپس اين جوزي در ادامه مي‌گويد براي ابيات كميت قصه عجيبي نقل شده و آن اين كه:
حدثنا بها شيخنا عمر بن صافي الموصلي رحمه الله تعالى. قال: أنشد بعضهم هذه الأبيات وبات مفكرا، فرأى عليا كرم الله وجهه في المنام فقال له: أعد عليّ أبيات الكميت، فأنشده إياها حتى بلغ إلى قوله (خطرا مبيعا) فأنشد علي بيتا آخر من قوله زيادة فيها:
فلم أر مثل ذاك اليوم يوما * ولم أر مثله حقا أضيعا
فانتبه الرجل مذعورا .
شيخ ما عمر بن صافي موصلي رحمه الله تعالى براي ما نقل كرد: شخصي اين اشعار را با خود سروده بود و شب با تفكر در اين ابيات به خواب رفته بود و در عالم خواب علي كرم الله وجهه را مشاهده كرده بود كه به او فرموده بود: أشعار كميت را برايم بخوان و او نيز اين اشعار را براي حضرت سروده بود تا اين كه به اين قسمت (خطرا مبيعا) رسيده بود. در اين حال [حضرت] علي [عليه السلام‌] بيت ديگري را به آن اضافه كرده بود و آن اين است:
تذكرة خواص الأمة، ص ، 34 -30.
شخصيت سبط ابن الجوزي نزد علماي اهل سنّت
ذهبي در باره او مي‌گويد: الإمام الواعظ المؤرخ شمس الدين، أبو المظفر التركي، ثم البغدادي العوني، الحنفي سبط الإمام جمال الدين أبي الفَرَج ابن الجوزيّ؛ نزيل دمشق. ولد سنة إحدى وثمانين وخمسمائة، وسمع من جدّه، وكان إماماً فقيهاً واعظاً وحيداً في الوعظ علاّمة في التاريخ والسير وافر الحرمة ... صاحب قبولٍ تامّ .
إمام واعظ مؤرّخ، شمس الدين، أبو المظفر تركي، بغدادي عوني، حنفي نوه (سبط) إمام جمال الدين أبو الفَرَج بن جوزيّ ؛ ساكن دمشق كه در سال 581 هـ به دنيا آمد و إمام و فقيه و واعظ بي نظيري بود و در تاريخ و سِيَر، علامه بود و صاحب ارج و احترام ويژه و مورد قبول همه بود.
تاريخ الإسلام، حوادث وفيات (660 - 651) ص‏183، دار الكتاب العربي.
4 . محمد بن يوسف كنجي شافعي (658 هـ)
قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم لعلي: «لو كنت مستخلفا أحدا لم يكن أحد أحق منك» ... وهذا الحديث وإن دل على عدم الاستخلاف لكن حديث غدير خم دال على التولية وهي الاستخلاف. وهذا الحديث أعني حديث غدير خم ناسخ لأنه كان في آخر عمره صلى الله عليه وسلم.
رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم به علي [عليه السلام‌] فرمود: «اگربخواهم فردي را جانشين خود قرار دهم از تو شايسته‌تر كسي نيست و اين حديث اگر چه بر خلافت دلالت نمي‌كند ولي حديث غدير خم دلالت بر ولايت دارد كه همان استخلاف (به خلافت برگزيدن) مي‌باشد. و اين حديث يعني حديث غدير خم ناسخ هر چيز ديگري است چون اين اتّفاق در آخر عمر آن حضرت روي داده است.
كفاية الطالب في مناقب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب 166 - 167
5 . سعيد الدين فرغاني
... جعله النبي صلى الله عليه وسلم وصيه وقائما مقام نفسه بقوله : من كنت مولاه فعلي مولاه . وذلك كان يوم غدير خم على ما قاله كرم الله وجهه في جملة ...
... رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم [حضرت] علي [عليه السلام‌] را وصي خود و قائم مقام خود قرار داد و فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه». واين واقعه در روز غدير خم بود ...
شرح تائية ابن فارض ر . ك . نفحات الأزهار، آيه الله سيد علي ميلاني، ج 9، ص 203.
محمود بن سليمان كفوي در شرح حال او آورده:
شيخ فاضل رباني و مرشد كامل صمداني سعيد الدين فرغاني ، از أعزّه أصحاب شيخ صدر الدين قونوي مريد شيخ محي الدين عربي بوده است، و از أكمل أرباب عرفان و أفضل أصحاب ذوق و وجدان ، و جامع علوم شرعيه و حقيقيت بوده است ... و لسان عصر و برهان دهر و دليل طريق حق و سر الله بين الخلق بوده، كه مسائل علم حقيقت را بسط داده و فنون أصول طريقت را در ديباج شرح قصيدة تائية فارضية ضبط نموده است...
كتائب أعلام الأخيار ، مخطوط، ر.ك. نفحات الأزهار، آيه الله سيد علي ميلاني، ج 9، ص 205 .
6 . تقي الدين مقريزي (840هـ)
مقريزي از شخصي به نام ابن زولاق مطلبي نقل مي‌كند و بدون ردّ آن اين گونه مي‌آورد:
وقال ابن زولاق: وفي يوم ثمانية عشر من ذي الحجة سنة 362 وهو يوم الغدير يجتمع خلق من أهل مصر والمغاربة ومن تبعهم للدعاء، لأنه يوم عيد، لأن رسول الله صلى الله عليه وسلم عهد إلى أمير المؤمنين علي بن أبي طالب فيه واستخلفه ...
ابن زولاق گفته است: در روز هجده ذي الحجة سال 362 هـ كه اين روز غدير مي‌باشد جمعي از مردم أهل مصر و مغاربه و توابع آن براي دعاء دور يكديگر جمع مي‌شوند، چون اين روز، روز عيد است، به اين علّت كه رسول الله صلى الله عليه وسلم أمير المؤمنين علي بن أبي طالب را در اين روز به خلافت برگزيد...
المواعظ والاعتبار بذكر الخطط والآثار، ج 2 ، ص 220 .
7. شهاب الدين دولت آبادي
أن حديث الغدير يدل على خلافة أمير المؤمنين عليه السلام ونيابته عن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، وأنه يدل على وجوب إطاعة علي ولزوم اتباعه عليه السلام .
حديث غدير بر خلافت و نيابت أمير المؤمنين عليه السلام از جانب رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و نيز بر وجوب إطاعت و تبعيت از او دلالت دارد.
من كتابه هدايه السعداء، مخطوط، ر. ك . نفحات الأزهار، آيه الله سيد علي ميلاني، ج 9، ص 211 .
8 . مولوي محمد إسماعيل دهلوي برادرزاده دهلوي معروف كه كتاب عبقات در پاسخ به او آمده است.
مولوي محمد إسماعيل برادرزاده دهلوي معروف كه طرفداران و معتقدين زيادي در سرزمين هندوستان دارد در رساله‌اي كه آن را در بيان حقيقت إمامت نوشته، كلامي صريح در دلالت حديث غدير طيق اعتقاد اماميه دارد.
وي در اين كتاب اين گونه آورده است:
ومنها: ، أي فكما أن لأنبياء الله نوعا من الرئاسة الثابتة لهم بالنسبة إلى أممهم وهي الرئاسة التي تنسب تلك الأمة إلى رسولها والرسول إلى أمته، وبالنظر إليها يكون للرسول تصرف في كثير من أمورهم الدنيوية كما قال الله تعالى: «النبي أولى بالمؤمنين من أنفسهم» ويكون له أيضا ولاية في بعض الأمور الأخروية قال الله تعالى: «فكيف إذا جئنا من كل أمة بشهيد وجئنا بك على هؤلاء شهيدا» كذلك الإمام، فإنه يكون له مثل تلك الرئاسة على تلك الأمة في الدنيا والآخرة، فإن النبي صلى الله عليه وسلم قال: ألستم تعلمون أني أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟ قالوا: بلى. فقال: اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه.
از جمله اين امور (در معناي حديث غدير) ثبوت رياست است، يعني همان‌گونه كه أنبياء الهي نوعي از رياست را نسبت به امت خويش داشته و مي‌توانستند در امور دنيايي امت‌هاي خود دخالت كنند براي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم نيز چنين اختياري وجود دارد همان‌گونه كه در سخن خداوند تعالى آمده: « النبي أولى بالمؤمنين من أنفسهم» ونيز در أمور أخروي نيز بر امت خود ولايت دارند كه در قول خداوند آمده: «فكيف إذا جئنا من كل أمة بشهيد وجئنا بك على هؤلاء شهيدا»
همين‌طور براي إمام نيز همين اختيارات وجود دارد. يعني: همان رياست بر أمت در امور دنيا و آخرت وجود دارد، لذا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم [در روز غدير] فرمود: «ألستم تعلمون أني أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟ قالوا: بلى. فقال: اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه»
این فقط نمونه ایی از اقرار علمای اهل سنت بود.
اما در مورد اینکه عمر بن خطاب نگذاشت.
دوست عزیز طبق نقل علمای اهل سنت پیامبر اکرم میخواستند مطلبی بنویسند که بعد از ایشان کسی گمراه نشود. این به آن معنا نیست که قبلا چیزی نگفته اند. این فقط برای یادآوری بیشتر بود.
حال یک سوال؟
جناب عمر بن خطاب با رسول الله چگونه برخورد کرد؟
چرا عمر بن خطاب پیامبر اکرم رو متهم به هذیان گویی کرد؟ و آیا اینکار خلیفه ثانی یک کار اسلامی بود؟
1- حدثنی محمد بن رافع و عبد بن حمید قال عبد اخبرنا و قال ابن رافع حدثنا عبدالرزاق اخبرنا معتمر عن الزهری عن عبیدالله عتبه عن ابن عباس قال لما حضر رسول الله و فی البیت رجال فیهم عمر بن خطاب فقال النبی : هلم اکتب لکم کتابا لاتضلون بعده. فقال عمر: ان رسول الله قد غلب علیه الوجع و عندکم القران حسبنا کتاب الله.
*صحیح مسلم ج5 ص76- دارالفکر
2- حدثنی عبدالله بن محمد حدثنا عبدالرزاق اخبرنا معمر عن الزهری عن عبیدالله عن ابن عباس عنهما قال لما حضر رسول الله و فی البیت رجال فیهم عمر بن خطاب قال النبی هلم اکتب لکم کتابا لا تضلوا بعده فقال عمر ان النبی قد غلب علیه الوجع و عندکم القران حسبنا کتاب الله.
*صحیح بخاری ج7 ص9- دارالفکر
صحیح ابن حبان ج14 ص567- موسسه الرساله
عمده القاری ج21 ص224- داراحیاء التراث العربی
المصنف عبدالرزاق ج5 ص438- منشورات المجلس العلمی
الدیباج علی المسلم ج4 ص232- دار ابن عفان
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج2 ص55- داراحیاء الکتب العربیه
ج: در مورد تعداد ائمه سوال کردید:
آیه ایی را که بیان کردید بررسی کنیم ببینم در شان چه کسی هست؟
درست است كه ائمه در قرآن اسم‌شان نيامده است ؛ ولي خداوند بوصفه از آن‌ها ياد كرده‌اند . خداوند در بارۀ امير المؤمنين عليه السلام فرموده است :
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ . المائدة / 55 .
ولىّ شما ، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده اند : همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند .
بنابر تصريح بسياري از علماي اهل سنت ، اين آيه در بارۀ امير المؤمنين عليه السلام نازل شده است . قاضي عضد الدين ايجي ، متوفاي 756 در اين باره مي‌فرمايد :
وأجمع أئمّة التفسير أنّ المراد علي .
المواقف في علم الكلام ، ص 405 .
پيشوايان و بزرگان در تفسير قرآن ، اتفاق و اجماع دارند كه مراد علي ( عليه السلام ) است .
و سعد الدين تفتازاني نيز تصريح مي‌كند :
نزلت باتّفاق المفسّرين في علي بن أبي طالب ، رضي اللّه عنه ، حين أعطى خاتمه وهو راكع في صلاته .
شرح المقاصد في علم الكلام ، ج 5 ، ص270 .
اين آيه به اتفاق مفسران قرآن ، در شأن علي ( عليه السلام ) نازل شده است ؛ آنگاه كه انگشترش را در نماز و در حال ركوع به فقير نيازمند داد .
و نيز علاء الدين علي بن محمد حنفي ، معروف به قوشجي در اين باره مي‌گويد :
إنّها نزلت باتفاق المفسّرين في حق علي بن أبي طالب حين أعطى السائل خاتمه وهو راكع في صلاته .
شرح تجريد الاعتقاد  ، ص 368 .
اين آيه به اتفاق همه مفسران در حق علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) ، هنگامي كه انگشترش را  در حال ركوع و در نماز به سائل داد ، نازل شده است .
و آلوسي نيز مي‌گويد :
غالب الأخباريّين  على أنّ هذه الآية نزلت في  علي كرّم اللّه وجهه .
روح المعاني ، ج 6 ، ص168 .
بيشتر اخباري‌ها مي‌گويند : اين آيه در شأن و مقام علي ( عليه السلام ) نازل شده است .
آيا اين آيه براي اهل حق كفايت نمي‌كند ؟ آيا لازم بود كه خداوند اسم ائمه را تك تك در قرآن مي‌آوردند ؟
اولا: تعداد ائمه. در کتب اهل سنت چنین بیان شده است که حضرت رسول اکرم فرمودند:
 
1. بخارى از جابر بن سمره نقل كرده كه:
پيامبر- در پاسخ سؤال- فرمود: (پس از من) دوازده امير خواهند بود. سپس سخنى فرمود كه آن را نشنيدم. پدرم گفت: رسول‏خدا(ص) فرمود: همه آنان از قريشند.(1. صحيح البخارى، تحقيق شماعى رفاعى، ج 9، ص729، فتح‏البارى من شرح صحيح‏البخارى، ابن‏حجر عسقلانى، ج 13، ص 211. و ر.ك: البدايه و النهايه، ابن‌‌كثير، ج 1، ص 153؛ مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص93 ،90 و 95؛ دلائل النبوه؛ بيهقى، ج 6، ص 569؛ منتخب الاثر، لطف الله صافى، ص 12.)
2. مسلم نيز همين حديث و مضامين شبيه به آن را با سندهاى مختلف، هشت بار در كتاب ‏صحيح خود نقل كرده است:
همواره دين خدا استوار و پابرجاست، تا اينكه قيامت بر پا شود، يا دوازده نفر خليفه براى شما وجود داشته باشند كه همگى آنان ‏از قريشند.(2. صحيح مسلم بشرح النووى، ج 12، ص 202، فتح‌البارى، ج 13، ص 211. و ر.ك: التاريخ الكبير، بخارى، ج 3، ص 185، و ج 8، ص 411.)
ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 2 - ص 316
 إن أوصيائي بعدي إثنا عشر أولهم علي وآخرهم القائم المهدي
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 2 - ص 316
من أحب أن يركب سفينة النجاة ويستمسك بالعروة الوثقى ويعتصم بحبل الله المتين فليوال عليا بعدي ، وليعاد عدوه ، وليأتم بالأئمة الهداة من ولده ، فإنهم خلفائي [ بعدي ] وأوصيائي
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الفصول المهمة في معرفة الأئمة - ابن الصباغ - ج 2 - ص 1163
 الأئمة بعدي اثنا عشر أولهم علي وآخرهم القائم
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الفصول المهمة في معرفة الأئمة - ابن الصباغ - ج 2 - ص 1165
 أنا وعلي والحسن والحسين وتسعة من ولد الحسين مطهرون
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 3 - ص 291
 أنا وعلي والحسن والحسين وتسعة من ولد الحسين مطهرون معصومون .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 3 - ص 384
 

 

مرتبط با موضوع :

 ادامه گفتگوهای مدیر و امیر علی Z  [يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388]
 ادامه گفتگوهای مدیر و امیر علی H  [شنبه، 17 بهمن ماه ، 1388]
 ادامه گفتگوهای مدیر و امیر علی J  [شنبه، 17 بهمن ماه ، 1388]
 ادامه گفتگوهای مدیر و امیر علی C  [پنجشنبه، 15 بهمن ماه ، 1388]
 ادامه گفتگوهای مدیر و امیر علی B  [چهارشنبه، 14 بهمن ماه ، 1388]
 ادامه گفتگوهای مدیر و امیر علی A  [چهارشنبه، 14 بهمن ماه ، 1388]
 سوال برادر عزیز و پاسخ به آن قسمت دوم  [يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388]
 هک کردن سایت  [پنجشنبه، 8 بهمن ماه ، 1388]
 

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : kag24wah
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
 
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

اشتراک گذاري مطلب